کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ

Island of the Blue Dolphins

  • قیمت : ۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ اثر اسکات اودل

در اقیانوس آرام، جزیره ای به شکل ماهی بزرگی وجود دارد که انگار در دریا مشغول آفتاب گرفتن است. در پیرامون این جزیره، دلفین های آبی شنا می کنند، سمورهای دریایی به بازی مشغولند و فیل های آبی و پرندگان نیز به وفور یافت می شوند. روزگاری، بومیان هم در این جزیره زندگی می کردند؛ زمانی که آن ها جزیره را به مقصد شرق ترک کردند، دختری کم سن و سال در جزیره جا ماند. کتاب جزیره ی دلفین های آبی، داستان دختری بومی به نام کارانا را روایت می کند که سال ها به تنهایی در جزیره ای زندگی می کرده است. او در طی چندین سال، شاهد گذر فصل ها یکی پس از دیگری بود و انتظار کشتی ای را می کشید که او را با خود ببرد. اما کارانا در حین این انتظار، با ساختن سرپناه و سلاح، یافتن غذا و مبارزه با سگ های وحشی، خود را زنده نگه می داشت. رمان جزیره دلفین های آبی رنگ، نه تنها ماجراجویی عجیبی برای زنده ماندن، بلکه حکایتی درباره ی زیبایی های طبیعت و اکتشافات درونی است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی جزیره دلفین های آبی رنگ


ویژگی ها کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ

برنده ی جایزه ی نشان نیوبری سال 1961

مشخصات کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ
نوع جلد :جلد نرم
قطع :جیبی
شابک :978-600-121-660-2
تعداد صفحه :186
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1960
سری چاپ :4
نکوداشت های کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ
A haunting and unusual story.
داستانی عجیب و به یاد ماندنی.
School Library Journal School Library Journal

This simply told, suspenseful tale is also an adventure of the spirit.
این قصه ی سرراست و پرتعلیق، ماجراجویی برای روح نیز هست.
Amazon Amazon

It still fascinates young readers.
این اثر، همچنان مخاطبین جوان را شگفت زده می کند.
Children's Literature

بخش هایی از کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ (لذت متن)
گرفتن هرروزه ی ماهی کار سختی بود، مخصوصا اگر باد می وزید و موج ها ارتفاع زیادی داشتند. یک روز، وقتی که فقط دو ماهی گرفتم و به آبگیر انداختم، مونانی به سرعت آن ها را خورد و منتظر ماهی های بیشتری بود. وقتی که فهمید این تمام چیزی بود که داشتم، به دور خودش می چرخید و نگاهی سرزنش گر به من می کرد.

بیش از هر چیز دیگر، این دلفین های آبی بودند که مرا به خانه برمی گرداندند.

در زیر من، روندو داشت در امتداد صخره ها می دوید و به سوی پرندگان پر سر و صدا پارس می کرد. پلیکان ها همهمه ای به راه انداخته بودند. اما ناگهان که به توتوک فکر کردم، جزیره بسیار ساکت به نظر رسید.