کتاب ترس مرد فرزانه The Wise Man's Fear


  • قیمت : ۱۰۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب ترس مرد فرزانه اثر پاتریک راتفوس

محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

کتاب ترس مرد فرزانه، داستان زندگی کوئوت شاه کش را در تبعید، توطئه های سیاسی، ماجراجویی، عشق و جادو پی می گیرد و با روایتی منحصر به فرد، چگونگی تبدیل کوئوت، قدرتمندترین جادوگر زمانه ی خود، به صاحب مهمان خانه ای ساده و کوچک را نقل می کند. ترس مرد فرزانه، رمانی بسیار هیجان انگیز و آکنده از جادو، ماجراجویی و پیچ و خم های جذاب داستانی است و طرفداران داستان های فانتزی، به هیچ وجه نباید این اثر درخشان را از دست بدهند. به جرأت می توان این رمان گیرا و خواندنی را یکی از بزرگترین و بهترین داستان های فانتزی چند سال اخیر در ادبیات دنیا برشمرد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی ترس مرد فرزانه



انتشارات: بهنامبهنام
مشخصات کتاب ترس مرد فرزانه
قطع :رقعی
شابک :978-600-7132-25-8
وزن :1670
تعداد صفحه :1528
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2011
سری چاپ :1

ویژگی ها کتاب ترس مرد فرزانه

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مجموعه دوم از سه گانه کوئوت شاه کش

۳ جلدی

نکوداشت های کتاب ترس مرد فرزانه
Fans of the epic high fantasies of George R.R. Martin or J.R.R. Tolkien will definitely want to check out this novel.
طرفداران داستان های فانتزی و حماسی جورج آر. آر. مارتین و تالکین بدون شک دوست خواهند داشت که این کتاب را بخوانند.
NPR NPR

Rothfuss is the new king of epic fantasy.
راتفوس، پادشاه جدید داستان های فانتزی و حماسی است.
Barnes & Noble

This masterpiece of storytelling will appeal to lovers of fantasy.
این شاهکار در داستان سرایی، برای عاشقان داستان های فانتزی بسیار جذاب خواهد بود.
Library Journal Library Journal

بخش هایی از کتاب ترس مرد فرزانه (لذت متن)
داخل ویستون، مرد موسیاهی آهسته در پشتی را پشت سرش بست. در حالیکه در تاریکی مطلق راه می رفت، پاورچین پاورچین از آشپزخانه گذشت، از جلوی پیشخوان رد شد و از پله های زیرزمین پایین رفت. با سهولتی که نتیجه ی تجربه ای طولانی مدت بود، از قدم گذاشتن روی تخته های تق و لقی که ممکن بود زیر وزن او ناله کنند یا آه بکشند، اجتناب کرد. هر قدم آهسته ای کم ترین سروصدای ممکن را به دنبال داشت. با این کارش سکوت کوچک و دزدکی اش را به آن سکوت توخالی و بزرگتر اضافه می کرد.

سحر نزدیک بود. مهمانخانه ی ویستون در سکوت فرو رفته بود، سکوتی که از سه بخش تشکیل می شد. بارزترین بخش آن سکوتی توخالی و انعکاس دار بود که از فقدان برخی چیزها ناشی می شد. اگر آن شب توفان شده بود، قطرات باران با سروصدا روی تاک های سلاس پشت مهمانخانه فرود می آمدند. صدای رعد نیز می نالید و می غرید و این سکوت را مانند برگ های پاییزی در جاده جارو می کرد و با خود می برد. اگر مسافرانی آنجا اتاق گرفته بودند، با غرولندهایشان و کش و قوسی که به بدنشان می دادند این سکوت را مانند رویاهایی فرسوده و نیمه فراموش شده محو می کردند. اگر آهنگی پخش می شد... اما نه، البته که آهنگی در کار نبود. در واقع هیچ یک از این موارد وجود نداشتند و در نتیجه این سکوت همچنان پابرجا بود.

موهای مرد قرمز آتشین بود. درست مثل شعله های آتش. چشم هایش سیاه و سرد بود و حالت مردی را داشت که مدت ها پیش امید به خوابیدن را رها کرده است.