انتشارات: قطرهقطره
مترجم: عطا الله نوریان
نویسنده:

معرفی کتاب آخر بازی اثر ساموئل بکت

داستان نمایشنامه ی آخر بازی، بعد از وقوع فاجعه ای آخرالزمانی شروع می شود؛ فاجعه ای که اطلاعات و جزئیات زیادی از آن به مخاطب داده نمی شود. هَم به همراه خدمتکارش، کلاو، پدرش، نگ و مادرش، نل در خانه ی خودش گیر افتاده است. ساموئل بکت که خود از طرفداران دوآتشه ی شطرنج بود، در این نمایشنامه، لحظات پایانی شطرنج را با آخرین روزها و ساعات زندگی مقایسه کرده است. بکت دریافته بود که مرگ، نتیجه ی نهایی است و صرف نظر از این که آدم چگونه بازی کرده باشد، درنهایت خواهد مرد. نمایشنامه ی آخر بازی—و یا دست آخر—ابتدا به زبان فرانسوی نگارش یافت و سپس توسط خود بکت به انگلیسی برگردانده شد. این اثر که نقطه ی اوجی در سبک مینیمالیستی بکت به حساب می آید، ذات و سرشت بدون نقاب بشر را در مواجهه با مرگی قریب الوقوع به زیباترین شکل ممکن به تصویر می کشد.

کتاب آخر بازی


ویژگی ها کتاب آخر بازی

ساموئل بکت برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1969

بازی در یک پرده

مشخصات کتاب آخر بازی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-119-502-0
تعداد صفحه :86
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1957
سری چاپ :7
بیشتر بخوانید

طعم شیرین شکست در آثار ساموئل بکت

آثار بکت بدون شک در زمره ی تجربی ترین و ژرف ترین آثار در ادبیات غرب قرار می گیرند.

نقش امپریالیسم و فلسفه پوچی در نمایشنامه در انتظار گودو

در انتظار گودو یکی از مشهورترین نمایشنامه های ساموئل بکت، و یکی از اصیل ترین و تکان دهنده ترین نمایشنامه های نسل کنونی است .

نکوداشت های کتاب آخر بازی
Endgame is a magnificent theatrical experience.
آخر بازی، یک تجربه ی نمایشی باشکوه است.
Sunday Times Sunday Times

A mixture of beauty, imagination, vitality and wry humor.
تلفیقی از زیبایی، تصور، سرزندگی و طنزی زیرکانه.
New York Post

If you like Waiting for Godot then read this play.
اگر «در انتظار گودو» را دوست دارید، این نمایشنامه را بخوانید.
Point

بخش هایی از کتاب آخر بازی (لذت متن)
مغزت را به کار بنداز، می توانی؟مغزت را به کار بنداز، تو روی[سیاره ی]زمین هستی، هیچ علاجی برای آن وجود ندارد!

هیچ چیز خنده دارتر از ناراحتی نیست، این را از من داشته باش... بله، بله، ناراحتی، مضحک ترین چیز توی دنیاست. و ما در ابتدا با اختیار می خندیم و می خندیم. اما همیشه همینطور باقی خواهد ماند. بله، مثل داستان خنده داری است که بیش از حد آن را شنیده ایم، همچنان در نظرمان خنده دار است اما دیگر به آن نمی خندیم.

من عاشق نظم هستم. برای من یک رویا است. دنیایی که در آن، همه ساکت و ساکن هستند و همه چیز در آخرین جای خود و زیر آخرین گرد و غبار قرار دارد.