1. خانه
  2. /
  3. کتاب کارخانه

کتاب کارخانه

پیشنهاد ویژه
3.2 از 1 رأی

کتاب کارخانه

The Factory
انتشارات: سنگ
٪30
150000
105000
معرفی کتاب کارخانه
رمان کوتاه «کارخانه» اثر هیروکو اویامادا، که نخستین‌بار در سال ۲۰۱۳ توسط انتشارات شینچوشا در ژاپن منتشر شد، یکی از نمونه‌های درخشان ادبیات سورئال معاصر ژاپن است که تصویری از بیگانگی انسان مدرن در دل نظام‌های کاری بوروکراتیک و پوچ ارائه می‌دهد. این اثر که به‌ظاهر درباره‌ی سه کارمند تازه‌وارد در یک مجتمع صنعتی عظیم است، در واقع کاوشی فلسفی در باب رابطه‌ی انسان با کار، زمان، طبیعت و ازخودبیگانگی در جهان سرمایه‌داری است. اویامادا با زبانی موجز و لحنی خونسرد، جهانی خلق می‌کند که در آن مرز میان واقعیت و خیال، کار و زندگی، و طبیعت و صنعت به تدریج فرو می‌ریزد. داستان در شهری بی‌نام می‌گذرد، جایی که کارخانه‌ای عظیم با منطق و نظمی خاص خود عمل می‌کند؛ جهانی بسته و خودبسنده که در آن سه شخصیت اصلی مشغول کارند. یکی مسئول خرد کردن اسناد است، دیگری روی خزه‌های بام‌ها تحقیق می‌کند و سومی اسناد داخلی بی‌نتیجه را ویراستاری می‌کند. کارهایشان بی‌هدف، تکراری و بی‌ارتباط به یکدیگر به نظر می‌رسد، و با گذر زمان، خود شخصیت‌ها نیز در چرخه‌ی بی‌پایان روزمرگی و بی‌معنایی حل می‌شوند. زمان در این جهان کش می‌آید و می‌پیچد، و موجودات عجیبی مانند پرندگان غول‌پیکر و جوندگان خاکستری، به نشانه‌ای از نفوذ طبیعت در دل صنعت بدل می‌شوند. در پایان، این پرسش در ذهن خواننده طنین می‌اندازد که آیا کارمندان برای کارخانه کار می‌کنند، یا این کارخانه است که از آن‌ها تغذیه می‌کند. مضمون اصلی کتاب، بیگانگی انسان در عصر کار ماشینی است. اویامادا با الهام از فضای آثار کافکا و بکت، دنیایی می‌سازد که در آن انسان‌ها وظایف خود را بدون درک هدف انجام می‌دهند، گویی بخشی از ماشینی بزرگ‌ترند که خود نمی‌فهمند چگونه کار می‌کند. این اثر، استعاره‌ای از سرمایه‌داری معاصر است که در آن کارگر از محصول کارش و از معنای آن جدا شده است. کارخانه در اینجا به یک بوم‌شناسی زنده شباهت دارد: خزه‌ها، حیوانات و حتی زمان، در هم تنیده با سازوکار تولید و مصرف به حرکت درمی‌آیند، و مرز میان زیست طبیعی و مصنوعی از بین می‌رود. نثر اویامادا دقیق، سرد و در عین حال شاعرانه است. او با حذف توضیحات معمول و با تکرار ساختاری روایت، حس گم‌گشتگی را نه فقط در شخصیت‌ها، بلکه در خواننده نیز القا می‌کند. همین ویژگی، اثر را به تجربه‌ای ادبی و فلسفی بدل می‌کند که از چارچوب داستانی فراتر می‌رود و به نوعی مراقبه درباره‌ی معنا و بی‌معنایی کار در دنیای مدرن تبدیل می‌شود. با این حال، همین ابهام و فقدان طرح داستانی کلاسیک ممکن است برای برخی خوانندگان چالش‌برانگیز باشد. شخصیت‌ها عمدا کم‌عمق طراحی شده‌اند تا وضعیت انسانی در نظامی بی‌چهره را بازتاب دهند، نه زندگی فردی مشخص را.
در نهایت، «کارخانه» اثری است در مرز میان داستان و تأمل فلسفی، که از طریق فضایی خفقان‌آور و شاعرانه، پوچی کار روزمره و انحلال هویت در ساختارهای نهادی را به تصویر می‌کشد. این رمان کوتاه، با وجود ایجازش، آینه‌ای نیرومند از اضطراب انسان معاصر است؛ اثری که نشان می‌دهد در جهانی که همه چیز به کار تقلیل یافته، شاید خود کار بزرگ‌ترین راز و تهدید باشد.
درباره هیروکو اویامادا
درباره هیروکو اویامادا
«هیروکو اویامادا» نویسنده ای ژاپنی است. او جایزه «سینچو برای نویسندگان جدید»، جایزه «اودا ساکونوسوکه» و جایزه «آکوتاگاوا» را از آن خود کرده است.
ویژگی های کتاب کارخانه
  • «هیروکو اویامادا» از نویسندگان پرفروش در ادبیات ژاپن
نکوداشت های کتاب کارخانه

اثر نخست درخشان «اویامادا» که ذهن را به چالش می کشد.

Publishers Weekly

اثر یکی از هیجان انگیزترین نویسندگان جدید ژاپن.

Barnes & Noble

تصویری ملموس-و گاهی سوررئال-از پوچی و بی معنایی محیط کار مدرن.

Amazon
قسمت هایی از کتاب کارخانه

به محض این که چشم هایم را باز کردم، فهمیدم. فکر می کردم داشتم چیزی می خواندم، چیزی ناخوانا را می خواندم، اما در حقیقت خواب بودم. تا احساس خستگی کردم، خوابیدم. رویا می دیدم. شکل های سایه-مانند سیاه می دیدم، حتی حالا هم.

به دور و برم نگاه کردم، اما یقین داشتم هیچکس توجه نکرده بود. پارتیشن ها مرا مطمئن می کردند. تا زمانی که کسی درست از پشت سرم به محوطه من نگاه نمی کرد، هیچ راهی نبود که بتواند مرا ببیند. اما حتی اگر مرا ندیده بودند، کل قضیه مرا نگران می کرد.

حالا که در جایگاه یک بزرگسال دوباره کارخانه را می دیدم، احساس نمی کردم کوچکتر شده است. اینطور که نبود هیچ، حتی بزرگتر هم شده بود. تأثیر کارخانه روی شهر آنقدر عظیم بود که نتوان آن را نادیده گرفت. همه دستکم یک نفر را دارند که برای کارخانه یا یکی از شرکایش یا زیرمجموعه هایش کار کند.

نمی‌‌خواهم کار کنم. من واقعا نمی‌‌خواهم کار کنم. زندگی هیچ ربطی به کار ندارد و کار هیچ نسبت واقعی‌ای با زندگی ندارد. قبلا فکر می‌کردم این دو به هم ارتباط دارند، اما حالا می‌‌بینم هیچ ربطی به هم ندارند. اگر کوشش می‌‌کردم این مسأله را برای ایتسومی توضیح بدهم، چیزی می‌‌گفت مثل همانی که به یاکینوکو گفت، درباره‌ی این‌‌که چه‌طور باید به مبارزه ادامه بدهیم. اما موضوع این نیست. من تمام عمرم کار کرده‌‌ام و هیچ وقت مبارزه نبوده، به هیچ وجه. همیشه عجیب‌‌تر از این بوده، سخت‌‌تر از آن که بتوان فهمید. حتی چیزی درون من نیست. آن بیرون است، آن بیرون در دنیا. چه‌طور می‌‌توانم اصلا آن را کنترل کنم؟ فکر می‌‌کردم باید هرچه دارم تقدیمش کنم، اما این‌‌طور تصور می‌‌کردم که هیچ چیز من اصلا ارزش واقعی‌ای ندارد. کافی است به راهی که الان در آن هستم نگاه کنید. خودش تأیید می‌‌کند. من نمی‌‌خواهم کار کنم. نمی‌‌خواهم، اما دارم با زندگی‌‌ام چه کار می‌‌کنم؟

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب کارخانه" ثبت می‌کند