در این مطلب به شکل مختصر با برخی از برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکا» آشنا می شویم
این تجربه به نظر برای بسیاری از نویسندگان پرفروش و موفق اتفاق افتاده است: مواجه شدن با واکنش های منفی، قبل از دستیابی به موفقیت.
شگفتانگیز هست اینهمه نظر منفی غیرانتقادی نسبت به ترجمهی جناب صالحی... هرکسی که تعداد کتب کلاسیکی که خونده دو رقمی باشه، مطمئنن هم با ترجمه و هم با اثر ارتباط خواهد گرفت. نکته اینجاست که ترجمه، فلسفه و نظریههای خاص خودش رو داره. انواع رویکردها نسبت به ترجمه وجود داره؛ و جناب صالحی، متعلق به رویکردی هست که معتقد به بازتولید ادبیت و فرم اثر کلاسیک، در زبانی هست که ترجمه به آن صورت میگیره. صدالبته شما میتونید منتقد این سبک ترجمه باشید. اما اینکه استادی آقای صالحی، که ترجمهش مانند کارهای آقای محمد قاضی، بهخودیخود فارسی زیبا، موزون و وزین هست رو، با تمسخر زیر سوال ببرید، نشان از همان رذیلت ایرانیای داره که هرچی رو که نفهمه، مادون ارزش، و شایستهی تمسخر میدونه. ترجمه و رویکرد ترجمگانی جناب صالحی هرچی باشه، چنین متن زیبا و شکیلی که فارغ از متن مبدأ (گرچه بیشک، در سبک ترجمگانی خود، کاملا به اثر وفادار و اتفاقا با دقت و پژوهش در انتخاب کلمات و مقابله هست)، متن فارسی ممتازی محسوب میشه؛ اونم در زمانی که زبانمان هم مثل هرچیز دیگهای داره به تاراج میره. و همین ناتوانی "کتابخوانها" از درک و فهم این ترجمه، کاملا دال بر همین تاراج هست. خطاب به این عزیزان علامهی تمسخرگری که نیاز به چند جلد لغتنامه برای فهم این اثر داشتند به صراحت بگم: به جای ایرادگیری از "دشوارنویسی"، به مطالعهی ادبیات کلاسیک و گنجینههای ادبی فارسی بپردازید. شاید شروع با بوستان و گلستان ایدهی بدی نباشد.
جمع آوری این سه داستان فوق العاده از هرمان ملویل در قالب یک کتاب ، اقدام ارزشمندی میتونست باشه. ولی متاسفانه ترجمه آقای حسینی عملا اون رو تبدیل به یک کتاب غیرقابل خواندن کرده. حتی برای من که نزدیک ۲۵ سال مخاطب حرفهای ادبیات داستانی بودم هم خواندن هر یک پاراگراف از کتاب بسیار سخت و آزاردهنده بود ؛ در بین تمام ترجمههای صالح حسینی (که همهی اونها هم متاسفانه بی تناسب سنگین و پرتکلف هستن) این کتاب بدترین هست.
لطفا لطفا این کتاب را بیاورید. سپاسگزارم
بهروز افخمی خیلی از کتاب بارتلبی محرر تعریف کرده، هرچند خودش آدم بدیه
نه خودش مهم نه نظرش ! تا وقتی اسلاوی ژیژک و آگامبن نقد و تفسیرش کردن
نظر امثال افخمی فاقد ارزش است .
حتما این کتاب رو بخونید ، سه داستان یکی از یکی زیباتر فقط قسمت هایی از ترجمه صالح حسینی ثقیل و لاادری ست.
داستان بارتلبی محرر همان کتاب ترجیح میدهم نه از انتشارات کتابسرای نیک میباشد . داستان بیلی باد بحری همان کتاب بیلی باد ملوان از نشر نو میباشد. اگر ممکنه در یک صفحه قرار دهید تا خریداران متوجه این قضیه شوند 🌹
السه الداستان البارتبی المحرر
خواندن اثار استاد صالح حسینی برای انان که سواد زیاد دارند موهبتی است که تنها عشاق ادبیات قادر به درک لمحه ای از لحظات گرانبهای ان اند
سواد زیاد ربطی به کلمات قلمبه سلمبه نداره. باید عرض کنم کلمات قلمبه سلمبه موهبت نیست. موهبت واقعی، نثر زلال و پاکیزه و شیرین فارسیه.
همدردی و خوبی ممکن است دو پدیدار مرتبط باشند ولی یکی نیستند. با اینکه در«بیلیباد» نقش عمده با همدردی است، ولی موضوع داستان خیر فراتر از فضیلت و شر ورای رذیلت است و طرح داستان از روبرو شدن این دو، شکل میگیرد. خبر فراسوی فضیلت همان خوبی طبیعی و شر فراتر از خبث همان «فساد و تباهی به اقتضای طبیعت» است که بلکی از پستی و شهوت جداست. هیچیک از این دو صفت جنبه اجتماعی ندارد و دو مردی که اینگونه خیر و شر را تجسم میدهند به هیچجا در جامعه متعلق نیستند. بیلیباد کودکی سرراهی بوده است و شخصیت مخالف او کلاگارت هم معلوم نیست از چه اصل و ریشهای است. هانا آرنت (کتاب انقلاب)