به نظرم بیژن اشتری را نباید مترجمی تراز دانست. مسئله ضدکمونیست یا ضدچپ بودن او نیست؛ نمونهاش عزتالله فولادوند که گرایش ضدچپ داشت، اما مترجمی دقیقتر و عمیقتر بود. ایراد اصلی اشتری این است که بیشتر مترجم ایدئولوژیک و شرححالمحور بود تا مترجم تاریخ. بخش زیادی از آثارش به زندگی رهبران کمونیست اختصاص داشت و به جای پرداختن به ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، تاریخ را تا حد زیادی به شخصیتها و سرگذشت آنها تقلیل میداد. به همین دلیل، به نظرم آثارش برای آشنایی اولیه مفیدند، اما از نظر تاریخی سادهانگارانه و کمعمقاند.
شک ندارم حتی یک کتاب از کتابهای زیادی که بیژن اشتری ترجمه کرده نخوندهاید. شما اصلاً در حدی نیستید که در مورد "تراز بودن یا نبودن" مترجمی نظر بدید.
خطاب به محسن شیروانی: قدیس سازی یا بت کردن آدمی و آدمی زاد ممنوع حتا شما که ادعای روشن فکری داری
آقای شیروانی عزیز. با اینکه من معتقدم آقای اشتری خدمات بسیار مفیدی ارائه دادن. ولی این جمله که در حدی نیستی که بیژن اشتری رو نقد بکنی، دقیقا یعنی نابودی فرد و ارزش نقد فردی که مطابق با نظرات فاشیست هاست. فاشیسمی که زنده یاد اشتری سعی در نقد اون به وسیله ترجمه هاش داشت. هر فردی حق نقد داره و هر فردی دارای ارزش و احترام هست برای اینکه بتونه نقد کنه و نقدش برسی بشه. این حرف شما که در حدی نیستی که..... بسیار خطرناکه. و سوال آخر اینکه شما از کجا میدونید ایشون در حد این نقد هست یا نه؟
چرا جناب بیژن اشتری که زندگیای بسیار پربار و سودمند برای اهل علم و بهویژه در شناساندن ویروس مارکسیسم به جامعه ایرانی داشته، باید به این زودی از دنیا بره، اما بسیاری از افراد بیفایده و جاهل، صدسال زنده بمونن؟!
روحش شاد و یادش گرامی
روحش شاد 🖤