انتشارات: آشیانآشیان

معرفی کتاب انسان در جستجوی معنای غایی اثر ویکتور فرانکل

کتاب انسان در جستجوی معنی، اثری نوشته ی ‏‫ویکتور فرانکل است که اولین بار در سال 1946 چاپ شد. شرح حال بسیار تأثیرگذار فرانکل با توصیف زندگی در کمپ های مرگ متعلق به نازی ها و درس هایی معنوی از چگونگی جان به در بردن از شرایطی غیرقابل تحمل، برای نسل هاست که مخاطبین را مسحور خود کرده است. فرانکل در بین سال های 1942 تا 1945 در چهار کمپ مختلف از جمله آشویتز به کار گرفته شد در حالی که پدر و مادر، برادر و همسرِ حامله اش جان باختند. فرانکل که روانپزشک است، بر اساس تجربیات خود و افرادی که بعدها درمان کرد، استدلال می کند که ما نمی توانیم از رنج اجتناب کنیم بلکه می توانیم چگونگی مواجهه با آن را انتخاب کنیم، در آن معنا بیابیم و با هدفی احیا شده به مسیر زندگی ادامه دهیم. این تئوری فرانکل که لوگوتِراپی یا معنادرمانی نام دارد، بیان می کند که نیروی محرکه ی اصلی در ما انسان ها، نه رسیدن به لذت بلکه کشف و پیگیری چیزهایی است که در ذهنمان، آن ها را دارای معنا می دانیم. این کتاب فوق العاده موفق تا زمان مرگ فرانکل در سال 1997 به فروشی بالغ بر ده میلیون نسخه دست یافت و به بیست و چهار زبان ترجمه شد.

کتاب انسان در جستجوی معنای غایی


ویژگی ها کتاب انسان در جستجوی معنای غایی

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

جزو فهرست کتاب هایی که زندگی تان را دگرگون خواهند کرد

این کتاب با عنوان« انسان در جستجوی معنی »نیز منتشر شده است

مشخصات کتاب انسان در جستجوی معنای غایی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-7518-77-2
تعداد صفحه :208
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1946
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب انسان در جستجوی معنای غایی
A tribute to hope in the face of unimaginable loss.
نکوداشت امید در مواجهه با فقدانی غیرقابل تصور.
Barnes & Noble

One of the most influential books in America.
یکی از تأثیرگذارترین کتاب ها در آمریکا.
Library of Congress

An enduring work.
اثری جاودان.
New York Times New York Times

بخش هایی از کتاب انسان در جستجوی معنای غایی (لذت متن)
با وجود این که ما در اردوگاه کار اجباری محکوم به یک زندگی ذهنی و جسمی بدوی بودیم، امکان این بود که در ژرفای زندگی معنوی نیز غوطه ور شویم. شاید افراد حساسی که اغلب ساختمان بدنی ظریفی داشتند و به یک زندگی روشنفکرانه پرباری عادت کرده بودند، بیشتر از دیگران رنج می بردند اما کمتر از دیگران به زندگی باطنی آن ها آسیب رسید.

من نمی دانستم که همسرم زنده است یا نه. هیچ راهی برای پی بردن به این امر نداشتم؛ اما این مساله در آن لحظه برایم اهمیتی نداشت. نیازی نداشتم حقیقت را بفهمم زیرا هیچ چیز نمی توانست بر نیروی عشق من، اندیشه هایم و تصویر معشوقم تأثیر بگذارد و خللی وارد آورد.

برای نخستین بار در زندگی ام حقیقتی را که شعرای بسیاری به شکل ترانه سروده اند، و اندیشمندان بسیار نیز آن را به عنوان حکمت نهایی بیان داشته اند، دیدم. این حقیقت که عشق عالی ترین و نهایی ترین هدفی است که بشر در آرزوی آن است و در اینجا بود که به معنای بزرگترین رازی که شعر بشر و اندیشه و باور او باید آشکار سازد، دست یافتم: رهایی بشر از راه عشق و در عشق است.