کتاب افی بریست

Effi Briest

مشخصات کتاب افی بریست
مترجم :
شابک : 978-964-448-668-5
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 412
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 1892
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 23 آذر

تئودور فونتانه از برجسته ترین نویسندگان ادبیات آلمان در قرن نوزدهم

معرفی کتاب افی بریست اثر تئودور فونتانه

کتاب افی بریست، رمانی نوشته ی تئودور فونتانه است که اولین بار در سال 1892 چاپ شد. افی بریست جوان، مجبور به ازدواج با مردی سختگیر و جاه طلب شده که سنش دو برابر اوست و وقت چندانی برای همسر جدیدش ندارد. افی که منزوی و کسل شده، وارد رابطه ای مختصر با سرگرد کرامپاس می شود؛ مردی متأهل که آوازه ای مخاطره آمیز دارد. اما سال ها بعد، وقتی افی تقریبا این رابطه ی پنهانی را فراموش کرده، این راز به سراغ او می آید، و این بار با عواقبی جدی نیز همراه است. فونتانه با نثری موجز و کنایه آمیز، جهانی را به تصویر می کشد که در آن، جنسیت و تمایل به لذت بردن از زندگی، توسط تظاهرهای تمدن و جبر شرایط، به حاشیه رانده شده است. کتاب افی بریست، داستانی جذاب است که یکی از بهترین آثار تئودور فونتانه به حساب می آید.

کتاب افی بریست

تئودور فونتانه
تئودور فونتانه، زاده ی ۳۰ دسامبر ۱۸۱۹ و درگذشته ی ۲۰ سپتامبر ۱۸۹۸، نویسنده و شاعری آلمانی بود. فونتانه تحصیلات خود در هنرستان را در نویروپین و بعدها در شهر برلین ادامه داد. او در سال ۱۸۳۵ با امیلی روانت کومر، همسر آینده اش، ملاقات کرد. فونتانه در سال ۱۸۳۶ هنرستان را رها کرد و به فراگیری علم داروسازی مشغول شد. او نخستین داستان کوتاهش را در سال ۱۸۳۹ نگاشت و در سال ۱۸۳۹ شغلی در همان رشته ی داروشناسی برای خود پیدا کرد. فونتانه سال ها بعد در ۳۰ سپتامبر سال ۱۸۴۹ تصمیم گرفت حرفه ی پزشکی را رها و خود...
نکوداشت های کتاب افی بریست
Considered to be Fontane's greatest novel.
اثری که برترین رمان فونتانه در نظر گرفته می شود.
Amazon Amazon

One of the most significant novels ever written.
یکی از مهم ترین رمان هایی که تا به حال نوشته شده است.
Thomas Mann

A tale of adultery that ranks with Madame Bovary and Anna Karenina.
داستانی درباره ی خیانت که در کنار «مادام بواری» و «آناکارنینا» قرار می گیرد.
Penguin

قسمت هایی از کتاب افی بریست (لذت متن)
در همان روز بارون اینشتتن با افی بریست نامزد کرد. پدر سرزنده ی عروس که از نقش تشریفاتی اش چندان سر در نمی آورد، هنگام صرف غذای نامزدی که در پی آن برگزار شد، خانواده را به بالا بردن جام به سلامتی زوج جوان فراخواند، چیزی که در قلب خانم بریست که احتمالا به زمان کمتر از هجده سال پیش اندیشیده بود، غوغایی به پا ساخت. اما طولی نکشید؛ امکان پذیر نشده بود که عروس اینشتتن او باشد، اکنون دخترش در جایگاه او قرار گرفته بود. در مجموع به همان خوبی، شاید هم این بهتر باشد. چون زندگی با بریست دلپذیر بود، گرچه بریست اندکی خشک می نمود و گهگاه خصیصه ی سبکسری هم به آن افزوده می شد.

«می ترسم گرت با این شیفتگی هنری خود، دخترمان را عذاب دهد.» «هر مردی زنش را عذاب می دهد. شیفتگی هنری که چندان چیز بدی نیست.»