کفش باز

Shoe Dog

  • قیمت : ۲۴,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: بهار سبزبهار سبز
نویسنده:
مترجم: مریم علیزاده

معرفی کتاب کفش باز اثر فیل نایت

کتاب کفش باز، اثری نوشته ی فیل نایت است که نخستین بار در سال 2016 وارد بازار نشر شد. فیل نایت، مؤسس و مدیرعامل سابق شرکت Nike در این شرح حال جذاب و صادقانه، داستان پشت پرده ی روزهای ابتدایی این شرکت بزرگ به عنوان کسب و کاری نوپا و تبدیل آن به یکی از بزرگترین، پیشگام ترین و سودآورترین برندهای جهان را روایت می کند. فیل نایت در سال 1962 در زمانی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود، از پدرش پنجاه دلار قرض گرفت و شرکتی را با هدفی مشخص و ساده به وجود آورد: وارد کردن کفش های ورزشی باکیفیت و ارزان از ژاپن. او این کفش ها را در صندوق عقب ماشینش می فروخت و در سال اول توانست هشت هزار دلار درآمد داشته باشد. در عصر کسب و کارهای نوپا، شرکت Nike بهترین نمونه برای الگوبرداری است و برند این شرکت، به نمادی جهانی و جریان ساز در جهان امروز تبدیل شده است. زندگی نایت همیشه در پرده ای از ابهام قرار داشته اما او اکنون، در این شرح حال جذاب، سرگرم کننده و بدون تعارف، داستان شگفت انگیز موفقیت خود را روایت می کند. او در بیست و چهار سالگی تصمیم گرفت که مسیری سخت و ناشناخته را در پیش بگیرد و تجارت خودش را راه بیاندازد؛ تجارتی که جهان ورزش را دگرگون کرد.

کتاب کفش باز


ویژگی ها کتاب کفش باز

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

جزو فهرست کتاب هایی که زندگی تان را دگرگون خواهند کرد

مشخصات کتاب کفش باز
نوع جلد :شومیز
قطع :وزیری
شابک :978-600-8124-62-7
تعداد صفحه :312
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2016
سری چاپ :7
نکوداشت های کتاب کفش باز
An amazing tale.
داستانی حیرت انگیز.
Bill Gates

The best book I read last year.
بهترین کتابی که در سال گذشته خواندم.
Warren Buffett

Loaded with hard-earned wisdom.
سرشار از خردی که سخت به دست می آید.
Portland Business Journal

بخش هایی از کتاب کفش باز (لذت متن)
کناری نشستن و کاری نکردن و ترازنامه را بالا بردن، برای من معنایی نداشت. بله، این کاری محتاطانه و سنجیده و عاقلانه بود؛ اما کنار جاده پر بود از کارآفرین های محتاط و عاقل و سنجیده که از بین رفته بودند. من می خواستم با تمام قدرت پایم را روی پدال گاز فشار بدهم.

هر دونده ای این را می داند. کیلومترها می دوی و می دوی، بدون آن که واقعا دلیلش را بدانی. به خودت می گویی به خاطر هدفی این کار را می کنی یا دنبال جمعیتی هستی؛ اما دلیل حقیقی دویدن تو آن است کـه جایگزین آن یعنی ایستادن تو را تا سرحد مرگ می ترساند. به این ترتیب، در آن صبح سال 1962 به خودم گفتم: بگذار همه بگویند که ایده ات ابلهانه است... تو ادامه بده. نایست. حتی به ایستادن فکر هـم نکن تا این که به آن جا برسی و فکرت را زیاد مشغول این نکن که «آن جا» کجاست. هرچه پیش آمد فقط نایست.

بهتر از همه ی این ها این که او رقیبی سرسخت بود. در دوران بچگی، من و هوسر در حیاط پشتی خانه شان مسابقات طولانی و نفس گیر بدمینتون می دادیم. تابستان یکی از آن سال ها دقیقا 116 دور بازی کردیم. چرا 116 دور؟ برای این که هوسر 115 بار متوالی مرا شکست داد و من تا زمانی که ببرم، دست از بازی نکشیدم.