(بخش اول نظر): یه کتاب روانشناسانه و تا حدودی توسعه فردی، که با کلامی ساده، یکسری حقایق در رابطه با ارتباطات، تغییر و کسب رضایت از زندگی رو به خواننده ارائه میکنه. بنده بعد از خوندم کتاب، کتابی که آرزو میکنید والدینتان خوانده بودند که در رابطه با تربیت فرزند هستش، مشتاق شدم که این کتاب رو هم مطالعه کنم. خانم فلیپا پری در این کتاب در چهار فصل با عناوین چگونگی عشق ورزیدن، چگونگی بگو مگو کردن، چگونگی تغییر کردن و چگونگی رسیدن به رضایت خاطر در مورد تجارب خودشون که طی سالیان به عنوان رواندرمانگر کار کردند صحبت کرده تا یک سری الگوهای مشترکی که در بین مشکلات مراجعینشون وجود داشته رو در قالب کتاب با بقیه به اشتراک بزارن. ایشون راه چاره بیشتر مشکلات رو چرایی اونها نمیدونه بلکه اعتقاد دارن پرداختن به چگونگی، راهکاری بهتری برای برخورد با مشکلات هستش. فصل اول یعنی چگونگی عشق ورزیدن به ایجاد روابط سازنده با خود و دیگران و اهمیت این روابط، مربوطه. نویسنده میگه ما برای زندگی مطلوب نیاز به ارتباطات داریم و از آغاز زندگی هم با وابستگی و نیاز به مراقبت دیگران (والدین) به دنیا اومدیم. که نسبت به نوع عقاید و رفتار اطرافیانمون به شخصیت فعلی خودمون شکل دادیم. و در ادامه در مورد چگونگی ایجاد پیوند، انواع دلبستگی، قدرت تسلیم بودن، خودشیفتگی، غرور و یکسری موارد کلی مربوط به رابطهها هم صحبت میکنه. در فصل دوم یعنی چگونه بگو مگو کنیم؟ در مورد وجود تعارضات و اختلاف صحبت میشه. اینکه تعارضات بخش جداییناپذیر ارتباطات ما هستند. بعد به انواع بگو مگو و یا انواع برخورد هر شخص با تعارضات در روابط پرداخته میشه. اینکه هر شخصی نسبت به نوع تربیت و شخصیت خودش از راههای مختلفی (منطقی، احساسی و عملی) برای برخورد و برطرف کردن اختلافات اقدام میکنه که برای درک دیگران نیاز هستش که با انواع این برخوردها آشنا بشیم. نویسنده از توانایی دیدن ایرادات خود، حق به جانب بودن، سواد عاطفی، مثلث درام کارپمن (ناجی، قربانی، شکنجهگر)، اجتناب از تعارض، خشم، نحوه درک کودکان، نحوه کنترل تکانهها، احساس گناه، قطع و یا اصلاح رابطه هم صحبت میکنه.
(بخش دوم نظر): در فصل سوم یعنی چگونگی تغییر، نویسنده میگه برای ایجاد هر تغییری ما باید تغییر رو از خودمون شروع کنیم. گاهی دنیای بیرونی و آدمهای دیگه رو نمیشه تغییر داد اما خودمون و نگرشمون رو میتونیم تغییر بدیم. در این فصل از رهایی از گیر و گرفتاری، روبروشدن با تغییر، امتحان مسیرهای جدید، چگونگی تغییر عادتهای قدیمی، هزینه داشتن تغییر، سوگواری برای وضعیت قبلی تغییر، پذیرش سالمندی، کنار اومدن با اندوه هم صحبت میشه. در فصل چهارم یعنی چگونگی رسیدن به رضایت خاطر، به موضوعات آرامش دورنی، خرسندی و معنا پرداخته میشه. از لزوم پذیرش تمام هیجانات (چه خوب و چه بد) برای رسیدن به رضایتمندی، مدیریت استرس و اضطراب، تمرکز بر تنفس، غلبه بر منتقد درونی، شکست، چگونگی کنار اومدن با آسیبهای روحی (تروما)، رسیدن به خرسندی، جستوجوی معنا صحبت شده. خانم فلیپا برای درک مطالب گفته شده در میان حرفهای خودشون، در قسمتهای متعدد کتاب، از نامهها و مشکلات مخاطبین خودشون هم یادی کردن و به اونها پاسخ هم دادن که برای درک مطالب گفته شده به نظرم مفید هستش. و اینکه مطالب خیلی ساده نوشته شده اما نباید فراموش کنیم که زندگی و درک زندگی به راحتی خوندن کلمات نیست و باید آمادگی مقابله با چالشهای مختلف زندگی رو داشته باشیم. و هر رضایتی بدون تلاش به دست نمیاد.