هویت

Identity

مشخصات کتاب هویت
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :‏‫‬‭978-964-341-221-0‬‏‬‬
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1997
تعداد صفحه :163
سری چاپ :22
زودترین زمان ارسال :---

میلان کوندرا، نامزد جایزه نوبل ادبیات و از پرفروش ترین نویسندگان اروپا

معرفی کتاب هویت اثر میلان کوندرا | ایران کتاب

کتاب هویت، رمانی نوشته ی میلان کوندرا است که نخستین بار در سال 1997 انتشار یافت. ممکن است در برخی مواقع، هویت اطرافیان برایمان زیر سوال برود و حتی به هویت خودمان نیز شک کنیم. این شرایط برای زوج ها نیز پیش می آید؛ در واقع بیشتر از سایرین برای زوج ها اتفاق می افتد. میلان کوندرا با تشریح و بازی با این لحظات پرمعنی، از چنین شرایطی (و البته احساس ترس و سردرگمی ناشی از آن) به عنوان جان مایه ی رمان هویت استفاده کرده است. در این کتاب موجز، هیجان انگیز و به یاد ماندنی، لحظه ای از بُهت و سردرگمی باعث شروع سفری پرفراز و نشیب می شود که در خلال آن، مخاطبین بارها و بارها از مرز واقعیت ها و توهمات عبور می کنند و در دنیای جذاب این اثر غرق می شوند.

کتاب هویت

نکوداشت های کتاب هویت
One of Kundera's finest and most enlightening novels.
یکی از بهترین و روشنگرانه ترین رمان های کوندرا.
Goodreads

Curiously absorbing.
به شکل عجیبی جذاب.
Wall Street Journal Wall Street Journal

A moving fable about the anxieties of love and separateness.
حکایتی تکان دهنده درباره ی اضطراب های عشق و جدایی.
Baltimore Sun

قسمت هایی از کتاب هویت (لذت متن)
آزادی؟ شما در این زندگی می توانید خوشبخت یا بدبخت باشید. آزادی شما مبتنی بر این انتخاب است. شما آزادید تا در کوره ی جماعت، با احساس سرخوشی، فردیت خود را ذوب کنید. خانم عزیز من، سرخوشی انتخاب ماست.

شانتال با خود فکر می کند: مردها از خودشان پاپا ساخته اند. آن ها پدر نیستند، فقط پاپا اسمی هستند، یعنی پدرانی اند که اقتدار یک پدر را ندارند. شانتال تصور می کند که لاس زدن با یک پاپا را امتحان کند، پاپایی که کالسکه ای را به جلو هل می دهد و یک بچه داخل آن کالسکه است و دو بچه ی دیگر را در پشت و روی کولش حمل می کند. شانتال لحظه ای را که همسر آن مرد در مقابل ویترین مغازه ای توقف می کند غنیمت می شمارد و با زمزمه ی خود، شوهر آن زن را به سوی خودش دعوت می کند. آن مرد چه خواهد کرد؟ آیا مردی که به یک درخت برای کودکان تبدیل شده هنوز هم می تواند برگردد و به یک زن ناشناس و غریبه نگاه کند؟

احساسات وجود دارند و از دست هرگونه عیب جویی می گریزند. می توان خود را از کاری، یا از به زبان آوردن سخنی سرزنش کرد اما نمی توان خود را به سبب داشتن فلان یا بهمان احساس، مورد سرزنش قرار داد، ولو به این دلیل ساده که هیچ نوع تسلطی بر آن نداریم.