1. خانه
  2. /
  3. کتاب نفت

کتاب نفت! (جلد سخت)

3 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
پیشنهاد ویژه
3.75 از 4 رأی

کتاب نفت! (جلد سخت)

Oil!
انتشارات: رایبد
٪20
800000
640000
پیشنهاد ویژه
3.67 از 3 رأی

کتاب نفت! (شومیز)

Oil!
انتشارات: رایبد
٪25
650000
487500
پیشنهاد ویژه
2.4 از 9 رأی

کتاب نفت

Oil!
انتشارات: نشر چشمه
٪20
890000
712000
معرفی کتاب نفت

اگر قرن بیستم، قرن آمریکایی است، نفت برگ برندۀ آن آمریکایی بوده است که آن قرن را به نام خودش سند زده و تا امروز و در قرن بیست‌ویکم نیز هم‌چنان آن برگ برنده را تمام و کمال برای خودش محفوظ نگاه داشته است. ازهمین‌روست که رمانی به عظمت نفت! می‌تواند بزرگ‌تر از هر گزارش و مستندنگاری‌ای، روایت‌گر حقیقی ماجرای نفت در ایالات متحده‌ای باشد که هست‌ونیستش را بر تولید بی‌وقفه و مصرف مدام گذاشته است. آپتون سینکلر، اگر در جنگل (سلاخ‌خانۀ شیکاگو)، نام رمانش را به‌مثابۀ استعاره‌ای برای وضعیت وحشت و تراژدی جامعۀ آمریکایی برگزید، در نفت! سرراست و به دور از استعاره، آن نامی را برگزید که مقرر شده بود ایالات متحده با ایستادن روی آن، خودش را هیولای ‌فاتح جهان بداند. 

نفت! هرآنچه رویای آمریکایی روی آن استوارشده را با جزئیاتی مثالین روایت کرده و مسیر رسیدن به آن رویا را از سوداگری یک اپراتور کوچک نفتی تا تبدیل‌شدن به یک غول نفتی-سیاسی به داستان درآورده است. داستانی که نشان می‌دهد چگونه در ایالات متحدۀ آمریکا، صنعت، هنر، سیاست، عواطف انسانی، روابط، دوستی‌ها، عاشق‌ها و معشوق‌ها و پدران و پسران، همه مجبورند حول محور سرمایه و بازیگر اصلی آن، طلای سیاه، بچرخند تا معنا یابند. رمان سینکلر تیزبینانه و قصه‌گو، از دل چاه‌های نفت، جاده‌های سنگلاخی و رودها، تا استودیوهای هالیوود و گردهم‌آیی‌های مذهبی و سیاسی و مهمانی‌های اشرافی، قریب به یک قرن پیش از این، بر بلندایی ایستاده و گریان و خندان به معصومیت ازدست‌رفتۀ آدم دربندشده در جهان آمریکای خودش، نگاه می‌کند.


درباره آپتون سینکلر
درباره آپتون سینکلر
«آپتون سینکلر» در سال ۱۸۷۸ در بالتیمور ایالت مریلند آمریکا به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۸ درگذشت. پس از پایان تحصیلاتش در «سیتی کالج» نیویورک با نوشتن داستان‌های بازاری برای مجلات زرد کار ادبی‌اش را شروع کرد. سپس به نوشتن داستان‌های تاریخی روی آورد. در این دوران داستان‌نویسی را به خوبی یادگرفت تا این که از این مهارت در نوشتن آثار بزرگی چون «جنگل» سود برد، به طوری که در سال ۱۹۴۳ موفق به دریافت جایزه ادبی «پولیتزر» شد. طی دوران شکوفایی در حدود ۱۰۰ اثر منتشر کرد که هرکدام بعد از مرگ او جنجالی در وادی ادبیات به راه انداختند. به عنوان مثال از روی یکی از رمان‌های او به نام «نفت» فیلم مشهور «خون به پا خواهد شد»، ساخته شد که در سال ۲۰۰۷ نامزد ۷ جایزه اسکار شد. با این حال هیچ‌کدام از آثار او به شهرت رمان بزرگ او «جنگل» نرسیدند.
قسمت هایی از کتاب نفت

ولی پسرک به آن ذرۀ کوچک و بی‌نوای زندگی فکر می‌کرد که چنین ناگهانی خاموش شده بود. چقدر زندگی بی‌رحمانه بود و چقدر عجیب بود که چیزها باید رشد کنند و این قدرت را داشته باشند که ظاهرا از هیچ، خودشان را بسازند - و گفت نه پدر و نه هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند این را توضیح دهد و این فقط یک خواب است. و بعد یک گاری مزرعۀ کهنه و روباز پر از اسباب و اثاثیۀ خانه در مقابل آنها ظاهر شد؛ این برای پدر فقط یک مانع بود، ولی «بانی » دو پسر هم‌سن‌وسال خودش را دید که پشت بار نشسته بودند و با چشمان مات و بی‌روح به او نگاه می‌کردند. رنگ‌پریده بودند و به نظر می‌رسید که به‌اندازۀ کافی غذا نخورده‌اند؛ و موضوع دیگری که پسر نمی‌توانست بفهمد این بود که چرا مردم فقیر هستند و چرا کسی به آنها کمک نمی‌کند. و توضیح پدر این بود که انسان در این دنیا فقط می‌تواند به خودش کمک کند.(از ترجمۀ یوسف کارگر، نشر رایبد)

شما باید با تجارت نفت در این کشور به‌اندازۀ کافی آشنا باشید تا بفهمید مردی که می‌گوید: «یک ‌بار این کار را انجام دادم و دوباره انجامش می‌دهم» می‌تواند مثل بانکدار ساکن یک کلان‌شهر لباس بپوشد، و از اطمینان خاطر یک ژنرال و کرامت مهربانانۀ یک اسقف کلیسا برخوردار باشد.(از ترجمۀ یوسف کارگر، نشر رایبد)

پدر از ماشین پیاده شد، کتش را درآورد و بااحتیاط آن را از داخل به بیرون و آستین‌ها را از بیرون به داخل تا کرد؛ این موضوعی بود که در موردش دقیق بود چون صاحب یک فروشگاه عمومی بود که «بخش پوشاک مردانه» هم داشت. او و بانی کت‌های‌شان را به‌طور مرتب در صندوق‌عقب گذاشتند و آن را قفل کردند و بعد در پیاده‌‎رو قدم زدند و دامداران درۀ سانتا اینزو اجناس به نمایش گذاشته شده در ویترین فروشگاه‌ها را تماشا کردند. اینجا ایالات متحده بود، و کالاهایی که برای فروش گذاشته شده بودند، همان چیزهایی بود که در ویترین فروشگاه‌های هر خیابان بزرگی می‌دیدید؛ چیزی که به آن «محصولات تبلیغاتی ملی» می‌گفتند. مزرعه‌دار با خودرویی وارد شهر می‌شد که تبلیغش در سراسر کشور دیده می‌شد، و پدال گاز را با کفشی فشار می‌داد که آن هم محصولی تبلیغ‌شده بود. جلوی داروخانه، با قفسه‌ای از مجله‌های تبلیغ‌شده روبه‌رو می‌شد که پر بودند از آگهی‌های تبلیغاتی همان محصولات ملی تبلیغ‌شده‌ای که قرار بود با خودش به مزرعه برگرداند.(از ترجمۀ یوسف کارگر، نشر رایبد)

پس بانی، در میان شکوه و افتخار پدرش، از خیابان می‌گذشت و با آقای دامپری بیچاره روبه‌رو می‌شد که پس از یک روز سخت کاری، با قدم‌هایی خسته از تراموا به خانه برمی‌گشت، بعد از آنکه هزاران میخ شینگل را در سقفی کوبیده بود، یا آقای سام گچ‌کار را می‌دید که در باغچۀ کوچک خود مشغول رسیدگی به ردیف‌های ذرت و لوبیا و آبیاری با شلنگ بود. بانی خانم گروآرتی را می‌دید که به مرغ‌هایش غذا می‌داد و قفس‌های خرگوش را تمیز می‌کرد، اما هرگز دوباره آن لباس شب مجلل از جنس ساتن زرد را ندید! او به داخل خانه می‌رفت و می‌نشست و گپ می‌زد تا مبادا «مغرور» به نظر برسد. در آنجا راه‌پله‌ای بود که به هیچ‌جا نمی‌رسید و نسخه‌ای از «راهنمای بانوان: کتابچۀ راهنمای عملی نجابت» که هنوز روی میز وسط قرار داشت، اما حالا پارچۀ ابریشمی آبی آن چرک و حروف طلایی آن کدر شده بود. چشم‌های بانی تمام اینها را به‌دقت می‌دید و متوجه منظور پدرش می‌شد که چرا بازی نفت را به بهشت تشبیه می‌کرد: جایی که بسیاری دعوت می‌شوند، اما معدودی برگزیده‌اند. (از ترجمۀ یوسف کارگر، نشر رایبد)

نظر کاربران در مورد "کتاب نفت"
8 نظر تا این لحظه ثبت شده است
- نفت! (جلد سخت)

ترجمه‌ی یوسف کارگر بسیار به لحن رمان نزدیک‌تر است.

1405/01/10 | توسطامیرسام
3
| |
- نفت

یکی از نکات مثبتی که این کتاب داره این مورد هست که در رابطه با حفاری چاه نفت از وسایل استفاده شده در این امر تا موارد دیگه و چالش‌هایی که در حین کار هستش به خوبی روایت شده و من در بخش‌هایی حتا احساس می‌کردم در حال خواندن یک متن تخصصی در رابطه با حفاری چاه نفتم. دیگر مبحثی که به ذهنم می‌رسه و حس می‌کنم شاید گفتنش خالی از لطف نباشه این هستش که این رمان از لحاظ کشمکش داستانی به شخصه من رو جذب نکرد و برام سخت نبود اگر اواسطش بخوام ببندمش برای همیشه ولی با این حال تا انتها پیش رفتم و به این نتیجه رسیدم که شاید یه حجم زیادی از کتاب‌های دیگه توی کتابخونه‌ی هر آدمی هست که نسبت به نفت آپتون سینکلر ارجحه. رمان عالی‌ای نیست اما افتضاح هم نیست.

1405/01/10 | توسطحسین محمدی
2
| |

با توجه به چاپ این اثر و بحث‌ها پیرامون اقتباس مشهور پل توماس اندرسون لازم است درباره این اقتباس نکاتی مطرح شود بگفته خود فیلمساز و چگونگی تهیه فیلمنامه گفته شده فیلم اقتباسی آزاد از کتاب هست و تنها مضمون و حدودا 200 صفحه ابتدایی مورد توجه بوده است دلیلی هم که اندرسون نام فیلم را از نفت به خون به پا خواهد شد تغییر داد همین بوده در نتیجه فیلم اقتباسی وفادارانه نیست و تنها از بخشی از کتاب الهام گرفته

1404/10/04 | توسطامیر فریدونی
2
| |
- نفت! (جلد سخت)

به‌به بالاخره ترجمه آقای کارگر منتشر شد. مطمئنم مثل سلاخ خانه شیکاگو درجه یکه.

1404/09/23 | توسطکاربر سایت
4
| |

یک کتاب رئالیسم با لحنی تند و سیاسی و افشاگرایانه و پر از تحلیل‌های اجتماعی و توصیف‌های سینمایی کتابی واقع گرایانه و گاهی تلخ که خواننده را بین هیجان، عصبانیت، اندوه و تفکر جابجا میکند تضادی بین دنیای ثروت و دنیای ارزشها این کتاب بخوبی نشان می‌دهد گاهی بزرگترین جنگها انسان درون خانه اش رخ میدهد

1404/08/26 | توسطکاربر سایت
1
| |

نشزچشمه ؛ پیشتازگرانی کتاب !

1404/06/10 | توسطکاربر سایت
18
| |

کسی هم این کتابهارو(،هرچندخوب امابااین قیمت گرون)میخره؟

1404/06/10 | توسطکاربر سایت
8
| |

رمانی عالی اما خیلی گرون😁

1404/06/06 | توسطامید غم قیامت
1
| |
پاسخ ها

میشه بدون اسپویل یکم بیشتر در موردش بگین؟ تو چه تمی هست؟ خیلی ممنونم🌸☺️

1404/06/11|توسطثمین الف
2
|

کتابی است که فیلمنامه فیلم «خون به پا خواهدشد» با بازی دنیل دی لوییس از آن اقتباس شده است.

1404/08/10|توسطدریاب
2
|