کتاب دو پرده ی فصل

Dopardeye-Yek-Fasl
کد کتاب : 18328
شابک : 978-9642430550
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 152
سال انتشار شمسی : 1388
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 5 مهر

تحسین شده هیئت داوران جایزه ی مهرگان ادب 1389

معرفی کتاب دو پرده ی فصل اثر فرشته مولوی

رمان حاضر در دو بخش: “پرده ی تابستان در پاییز و “پرده ی زمستان در بهار نگاشته شده و از دارندگان لوح تقدیر “مهرگان ادب” است. از دیگر آثار فرشتۀ مولوی، نویسنده و مترجم ایرانی، می توان به: “زرد خاکستری، “سگ ها و آدم ها، “نارنج و ترنج، “تاریک خانۀ آدم و … اشاره کرد.

کتاب دو پرده ی فصل

فرشته مولوی
فرشته مولوی (زادهٔ ۲۸ شهریور ۱۳۳۲ در تهران) نویسنده، مترجم، پژوهشگر و روزنامه‌نگار ایرانی است.فرشته مولوی در ۲۸ شهریور ۱۳۳۲ در تهران متولد شد. از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۷۷ در کتابخانه ملی سرگرم کار پژوهشی بود. در سال ۱۳۷۷ به کانادا مهاجرت کرد و اکنون در تورنتو زندگی می‌کند. از ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ در «کتابخانهٔ استرلینگ» دانشگاه ییل، ایالات متحدهٔ آمریکا، به‌عنوان کتاب‌شناس و کتاب‌دارِ فارسی، برای بخش خاورمیانهٔ کتابخانهٔ مرکزی آن دانشگاه مجموعه‌سازی می‌کرد و به ...
قسمت هایی از کتاب دو پرده ی فصل (لذت متن)
خواب دم صبح تلخ و شیرین بود. شیرینی اش کجا بود؟ عیسای کوچک کف کاشی آبی حوض آرام و طاق باز خوابیده بود. گوشه ی دهانش ته رنگ خنده بود. سینه ی سفیدش نرم نرم پایین و بالا می رفت. گاهی به گاهی بفهمی نفهمی آهی هم می کشید. عیسای کوچک بال نداشت. آسمانی نبود. آبی بود. ته آب راحت نفس می کشید و در آب راحت غوطه می خورد و روی آب راحت می خوابید. اما ماهی نبود. ماهی ها را هیچ کس ندیده که بخندند. عیسای کوچک خواب یا بیدار می خندید. دکتر یک بار که کفرش از دست مسخره بازی های فانفان در آمده بود گفت، این جانور وقت دنیا آمدن هم گریه نکرد. جیغی هم که کشید بیشتر شبیه خنده بود. روزی که عیسای کوچک به دنیا آمد دکتر این طور نگفت. یعنی همین را گفت اما جانور نگفت. گفت، بچه. در خواب که لب حوض نشسته بود حواسش به همین خنده و همین حرف بود. لبه ی دامن چین دار مایوی سفیدش در آب افتاده بود. می خواست بی سر و صدا برود ته آب و عیسای کوچکش را بغل کند که نگاهش از لا به لای نیلوفرها به نگاه خیره و ترسیده ی شیوا افتاده بود.