کتاب اگر حافظه یاری کند

Less Than One
(چهار جستار از زبان و خاطره در سال های تبعید)
کد کتاب : 19415
مترجم :
شابک : 978-6226194358
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 175
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1986
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 12 تیر

برنده جایزه ملی حلقه منتقدان کتاب سال 1986

معرفی کتاب اگر حافظه یاری کند اثر جوزف برودسکی


کتاب اگر حافظه یاری کند مجموعه مقالات ادبی و زندگینامه ای از شاعر روسی و نویسنده ی برنده ی جایزه نوبل ، جوزف برودسکی است. در سال 1986 توسط فارار ، استراوس و ژیرو منتشر شد و در آن سال جایزه ی حلقه ی منتقدان کتاب ملی را برای نقد به آن اهدا کردند. این کتاب شامل مقالاتی درباره نویسندگان همکار روسی مانند داستایفسکی ، ماندلشتام و پلاتونوف و همچنین شاعر دبلیو.اچ آودن است. این کتاب مجموعه مقالات برادسکی، نویسنده ای است که پیش از این با شعر و ترجمه بیشتر شناخته می شد – و حالا این کتاب او را به خط مقدم "موج سوم" نویسندگان مهاجر روسی سوق می دهد. بینش وی در مورد آثار داستایفسکی ، ماندلستام ، پلاتونوف و همچنین شاعران غیر روسی مانند آودن ، کاوافی و مونتاله درخشان است. در حالی که محبوبیت غربی بسیاری دیگر از نویسندگان موج های سوم به دلیل ناتوانی آنها در نوشتن به انگلیسی پس از مدتی از بین رفته است ، برادسکی این زبان را برای رسیدن به "نزدیکی" با شاعرانی مانند آودن مصرف کرد. کتاب اگر حافظه یاری کند با انتشار مقاله ای سرنوشت ساز شروع می شود و پایان می یابد .
Library Journal در مورد کتاب اگر حافظه یاری کند نوشته است:
" تسلط لطیف او بر زبان انگلیسی ... بینش عمیق و روشنی راجع به سنت ادبی روسیه ، جو سیاسی ، و شعر مدرن به ارمغان آورده است."

کتاب اگر حافظه یاری کند

جوزف برودسکی
ایوسیف آلکساندروویچ برودسکی (در آمریکا ژورف برودسکی (به انگلیسی: Joseph Brodsky)) شاعر روس آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۷ است.ژورف برودسکی در خانواده‌ای یهودی در لنینگراد به دنیا آمد. وی از کودکی به اشعار روسی علاقه‌مند بود. به دلیل ناهماهنگی‌هایی که از لحاظ سطح معلومات بین وی و معلمانش بود، در سال ۱۹۵۵ مدرسه را ترک و شروع به کارکردن کرد. از همان زمان نیز سرودن شعر را آغاز کرد و به دلیل اشعارش از جانب مقامات روسی انگل جامعه نامیده شد و در سال ۱۹۶۴ به اردوگاه کار اج...
قسمت هایی از کتاب اگر حافظه یاری کند (لذت متن)
تقلای یادآوری گذشته مثل هر ناکامی دیگری به این می ماند که تلاش کنی کورمال کورمال بر معنای وجود چنگ بیندازی. در هر دو مورد انگار کودکی هستی با یک توپ بسکتبال: دست هایت مدام می لغزد. از زندگی ام جز اندکی به خاطر نمی آورم و آنچه به یاد دارم اهمیت چندانی ندارد. اهمیت بیشتر خاطراتی که همیشه برایم جالب بوده اند بستگی به زمانی دارد که به وقوع پیوسته اند. اگر نه، بی تردید کس دیگری بسیار بهتر آن ها را بازگو کرده است. شرح حال یک نویسنده در پیچ وتابی است که به زبان می دهد. مثلا به یاد دارم که وقتی حدودأ ده یازده ساله بودم به ذهنم رسید که حکم مارکس مبنی بر این که «هستی آگاهی را شکل می دهد» تنها تا آن جا حقیقت دارد که هستی آگاهی را برای فراگیری هنر آشنایی ازدانی به کار بگیرد؛ پس از این مرحله، آگاهی مستقل است و می تواند هم هستی را برساند و هم آن را نادیده بگیرد. در آن سن و سال، این قطعا اکتشافی محسوب می شد - اما ارزش ثبت نداشت و مسلما دیگران به نحوی بهتر بیانش کرده بودند. اصلا مگر اهمیتی دارد اول چه کسی از آن خط میخی ذهنی رمزگشایی کرده باشد