شیطان به قتل می رسد

Cards on the Table

مشخصات کتاب شیطان به قتل می رسد
مترجم :جمشید اسکندانی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-380-886-0
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1936
تعداد صفحه :416
سری چاپ :2

آگاتا کریستی پرفروش ترین نویسنده داستان های جنایی در جهان

سریالی بر اساس این کتاب در سال 2005 ساخته شده است.

معرفی کتاب شیطان به قتل می رسد اثر آگاتا کریستی | ایران کتاب

کتاب شیطان به قتل می رسد، رمانی نوشته ی آگاتا کریستی است که نخستین بار در سال 1936 انتشار یافت. در این رمان جنایی جذاب، شبی که قرار بود با بازی بریج سپری شود، شکلی مرگبار به خود می گیرد و هرکول پوآرو برای حل معمایی دیگر پا به داستان می گذارد. آقای شیتانا به برگزاری مهمانی های پرزرق و برق مشهور است. با این وجود، او کسی است که اطرافیانش کمی از او می ترسند. بنابراین زمانی که شیتانا با حسی از غرور و خودستایی به پوآرو می گوید که قتل را گونه ای از هنر در نظر می گیرد، کارآگاه باهوش داستان اندکی درباره ی پذیرفتن دعوت او برای شرکت در مهمانی شیتانا و دیدن «کلکسیون شخصی» او مردد می شود. در رمان شیطان به قتل می رسد، مهمان هایی که خود را برای بازی بریج آماده کرده بودند باید وارد یک بازی خطرناک و حتی خون آلود شوند.

کتاب شیطان به قتل می رسد

نکوداشت های کتاب شیطان به قتل می رسد
The finest murder story of Christie's career.
بهترین داستان ارتکاب قتل در دوران حرفه ای کریستی.
Daily Mail

There's nobody quite like Agatha Christie when she puts her mind to it, and that's what she's done here.
وقتی کریستی تمرکز خود را روی داستانی می گذارد، همتایی ندارد، و این کاری است که او در این اثر کرده است.
New York Herald Tribune

The best Agatha Christie has ever devised.
بهترین داستانی که آگاتا کریستی خلق کرده است.
Spectator

قسمت هایی از کتاب شیطان به قتل می رسد (لذت متن)
«منظورتان از بهترین ها چه کسانی هستند؟» «آقای عزیز بهترین ها همان هایی هستند که جنایت کرده اند ولی دستگیر نشده اند. اشخاص موفقی که در حال حاضر زندگی بسیار راحت و مرفهی دارند، بدون اینکه کمترین سوءظنی متوجه آن ها باشد. قبول کنید که سرگرمی بسیار جالبی است.»

در سکوت به یکدیگر خیره شدند. احساسشان به یکدیگر در ذهن هر بیننده ای، دو مرد آماده ی دوئل را تداعی می کرد. گویی برای شروع مبارزه منتظر علامت داور هستند. در اطرافشان، جماعت کثیری از پولدارها و چهره های سرشناس لندن دیده می شدند که مدام به این طرف و آن طرف می چرخیدند و ضمن اشاره به اشیای عتیقه ی به نمایش گذاشته شده، با یکدیگر تبادل نظر می کردند و مدام جملاتی چون «اوه عزیزم، چقدر زیباست.» یا «عزیزم، یکی از یکی بهتر، می بینی؟ واقعا خارق العاده است.»، به گوش می رسید.

سرانجام، شیتانا سکوت را شکست، بادی به غبغب انداخت و گفت: «مسیو پواروی عزیز، چقدر از دیدار دوباره خوشوقتم. بگویید ببینم، تازگی کسی را بالای دار یا زیر تیغ گیوتین نبرده اید؟ نه، انگار خبری نیست. خوب لابد کار و کاسبی تبهکاران هم کساد شده است، شاید هم صبر کرده اند تا امروز به این جا دستبرد بزنند؟ به هرحال، اگر این کار را بکنند که خیلی جالب خواهد بود.» پوارو در جواب گفت: «متأسفانه باید به عرضتان برسانم که من هم مثل بقیه صرفا برای تماشا آمده ام.»