کتاب گرسنگی

Hunger: A Memoir of (My) Body
سرگذشت بدن (من)

مشخصات کتاب گرسنگی
مترجم :
شابک : 978-600-461-185-5
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 272
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 1 آبان

از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز

نامزد بهترین کتاب خودزندگی نامه گودریدز در سال 2017

معرفی کتاب گرسنگی اثر رکسان گی

کتاب گرسنگی، اثری نوشته ی رکسان گی است که نخستین بار در سال 2017 به چاپ رسید. رکسان گی در این کتاب فوق العاده پرفروش و موفق، با صداقت و احساسی مثال زدنی از مشکلات و کشمکش های عاطفی و روانشناسانه ی خود نوشته تا اضطراب های تحمیل شده به همه ی ما انسان ها پیرامون موضوعاتی چون لذت، رژیم های غذایی، ظاهر و سلامتی را مورد کاوش و بررسی قرار دهد. رکسان به عنوان زنی که خودش با این مسائل درگیر بوده، به خوبی تنش میان «خواسته» و «انکار»، و «گول زدن خود» و «مراقبت از خود» را درک می کند. او در کتاب گرسنگی، گذشته ی خود را مورد واکاوی قرار می دهد؛ همچون اتفاقی خشونت آمیز در دوران جوانی او که به نقطه ی تحولی در زندگی اش تبدیل شد. کتاب گرسنگی، شرحی فوق العاده جذاب و خواندنی از زنی است که برای شناختن و در نهایت نجات خود، آماده ی نبرد با مشکلات شد.

کتاب گرسنگی

رکسان گی
رکسان گی، زاده ی 15 اکتبر 1974، نویسنده، استاد دانشگاه، سردبیر، و منتقد ادبی آمریکایی است. گی در اوماها در ایالت نبراسکا به دنیا آمد. او ابتدا در دانشگاه ییل حضور یافت اما از آنجا انصراف داد و به آریزونا رفت. گی سپس به دانشگاه نبراسکا رفت و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ی نویسندگی خلاق دریافت نمود. او مدرک دکتری را در سال 2010 از دانشگاه فناوری میشیگان گرفت و پس از آن، به تدریس در دانشگاه ایلینوی شرقی روی آورد.
نکوداشت های کتاب گرسنگی
Deeply moving.
عمیقا تکان دهنده.
Seattle Times

Searing, smart, readable.
گزنده، هوشمندانه و خواندنی.
Newsday Newsday

Unforgettable and breathtaking.
فراموش نشدنی و نفسگیر.
San Francisco Chronicle San Francisco Chronicle

قسمت هایی از کتاب گرسنگی (لذت متن)
نوشتن این کتاب یک اعتراف است. این ها زشت ترین، ضعیف ترین، عریان ترین بخش های وجود من هستند. این حقیقت من است. این سرگذشتی است از بدن (من) چون، اکثر اوقات، داستان های بدن هایی مانند بدن من یا نادیده گرفته می شوند یا طرد می شوند و یا مسخره شان می کنند. مردم بدن هایی مانند بدن من را می بینند و برای خودشان فرضیه هایی می سازند. فکر می کنند دلیل چاقی ام را می دانند. نمی دانند. این داستان پیروزی نیست، بلکه داستانی است مستلزم گفته شدن و سزاوار شنیده شدن.

من شجاع یا قهرمان نیستم. من قوی نیستم. من خاص نیستم. من زنی هستم که چیزی را تجربه کرده که زنان بیشماری تجربه اش کرده اند. من قربانی ای هستم که نجات یافت. می توانست بدتر باشد، خیلی خیلی بدتر. این چیزی است که اهمیت دارد و حتی بیشتر شوکه کننده است، این که چنین داستانی کاملا متداول است.

این باور رایجی است، این که افراد چاق دارند زنی لاغر را درون وجودشان حمل می کنند. هر مرتبه که این تبلیغ به خصوص را می بینم، فکر می کنم من آن زن لاغر را خورده ام و او خوشمزه بود، ولی راضی ام نکرد. و بعد به این فکر می کنم که ترویج این تصور که حقیقی ترین خودمان، زن های لاغری هستند که داخل بدن های چاقمان همچون شیادان، غاصبین، و نامشروعین پنهان شده اند، چقدر مزخرف است.