کتاب دختران دریاچه

Daughters of the Lake
  • 10 % تخفیف
    53,000 | 47,700 تومان

  • موجود
  • انتشارات: خوب خوب
    نویسنده:
کد کتاب : 23650
مترجم :
شابک : 978-6226513654
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 324
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 8 تیر

معرفی کتاب دختران دریاچه اثر وندی وب

دختران دریاچه کتابی است وهم آلود که با قلم گیرای وندی وب به نگارش درآمده است. زنی به نام کیت بعد از پایان دادن به ازدواجش، به خانه ی پدری اش که در کنار دریاچه است برمی گردد تا کمی خود را باز یابد. اما در آنجا با جسد زنی که به قتل رسیده مواجه می گردد. در چین لباس زن که به طرز عجیبی هم قدیمی است، یک نوزاد پیچیده شده که به اندازه ی مادرش سرد و آرام است. هیچکس قادر به شناسایی زن نیست به غیر از کیت؛ او قبلا در رویاهایش اینجا بوده است.
صد سال قبل یک داستان عاشقانه به شکل غم انگیزی به اتمام می رسد و معماهایش حل نشده باقی می ماند. حالا زمان آن رسیده که دریاچه راز های خود را آشکار کند. هر رازی که گره اش از هم گشوده می شود، کیت را بیشتر به داخل گرداب این داستان گیرا می کشاند. داستانی که نسل به نسل زمزمه شده و حالا نوبت کیت است که به این زمزمه ها گوش بسپارد.
زمانی که زن غرق شده از گور دست دراز می کند، کیت نیز به سوی او می رود؛ آن ها باید به هم برسند تا حتی در رویا هم که شده، اشتباهات پلید گذشته را تصحیح کنند.
وندی وب کتابش را پیرامون دریاچه و عوامل ماوراالطبیعه ی آن سازمان داده است. او داستانی مرتبط با گذشته ایجاد کرده که در آن عمارت های قدیمی و زنان قوی، معمای سن و صد البته ارواح خودنمایی می کنند. داستان دختران دریاچه از فضای وهم انگیز و مکدر برخوردار است که سرشار از معما بوده و در حالی که کیت در تلاش است تا مفهومی از رویاها و تجربیاتش به دست بیاورد، خط داستانی مرتب بین گذشته و حال سیر می کند.

کتاب دختران دریاچه

وندی وب
وندی کی. وب متولد 18 اوت 1962 در مینه سوتا ، نویسنده ی آمریکایی است. کتابهای او جوایز مختلفی از جمله جایزه کتاب مینه سوتا را برای داستان در سال 2011 و 2017 دریافت کرده اند.
نکوداشت های کتاب دختران دریاچه
Simultaneously melancholy and sweet at its core.
همزمان نژند و در اعماق خود شیرین است.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Well-delineated characters and a suspenseful plot make this a winner.
ترسیم عالی کاراکترها و طرح داستانی معلق این کتاب را پیروز ساخته است.
Publishers Weekly Publishers Weekly

قسمت هایی از کتاب دختران دریاچه (لذت متن)
بالاخره زمانش رسیده بود که دریاچه او را برگرداند. و به این ترتیب، یک روز صبح در اواخر تابستان، امواج به نرمی بدنش را چنان به آب های کم عمق آوردند که گویی این موجود، این زن، تنها در خوابی سبک و آسوده فرو رفته بود. پیراهنی سفید به تن داشت و روبانی دراز و مواج و ظریف هنوز دور گردنش پاپیون شده بود، لباسی شبیه به آن چه زنان ثروتمند در دوران قدیم هنگام رفتن به بستر می پوشیدند. انبوه گیسوان خرمایی اش مانند آبشار صورتش را قاب گرفته بود. لبخند کم رنگی به لب داشت و چشمان بنفش رنگ ترسناکش کمی باز بود، انگار تازه از رویایی برخاسته بود. یک دستش زیر چین های پیراهن پنهان شده بود. دست دیگر به سمت ساحل دراز بود و پنجه هایش چنان به شن ها چنگ انداخته بود که گویی داشت تلاش می کرد خودش را به ساحل بکشاند.

کیت یقه اش را باز کرد و چند جای خراش روی گردنش دید، انگار کسی ناخن کشیده بود. در آینه به سیمون خیره شد و با چشمان وحشت زده پرسید: «این دیگه چیه؟» سیمون سرش را تکان داد: «نمی دونم. تا حالا همچین اتفاقی توی عمارت نیفتاده بود، هیچ وقت. چه قبل و چه بعد از فوت مامان بزرگ. همون طور که بهت گفتم، اگه توی این خونه روحی باشه، روح اقوام ماست.» «خب پس کی این بلا رو سر من آورده؟» سیمون بازوی کیت را گرفت و چانه اش را روی شانۀ او گذاشت، به آینه خیره شد و گفت: «و چرا؟» کیت احساس کرد ستون فقراتش دارد می لرزد. گفت: «تازه سررسیدها رو پیدا کرده بودم. شاید نمی خواسته من بدونم اون تو چی نوشته.»