«حکایت بانوی آزرده» از آن کتابهای کمحجمی است که با وجود اندازه کوچکش، حرفهای تند و قابلتأملی برای گفتن دارد. فضای کلی کتاب برای من یک کمدی سیاه جالب و هوشمندانه بود؛ طنزی که فقط قرار نیست مخاطب را بخنداند، بلکه بیشتر میخواهد او را قلقلک بدهد تا به بعضی واقعیتهای تلخ جور دیگری نگاه کند. در بین بخشهای مختلف کتاب، برای من «پیشنهاد متواضعانه» و «تأملی بر چوب جارو» از همه جذابتر بودند. هر دو متن، همان امضای آشنای جاناتان سوئیفت را دارند؛ نگاه طعنهآمیز، تیز و گاهی بیرحمی که باعث میشود هم از خواندن لذت ببری و هم از شدت کنایهها کمی جا بخوری. سوئیفت بهخوبی نشان میدهد که چطور میشود با زبان طنز، حرفهایی بسیار جدی و حتی تکاندهنده زد. البته اگر بخواهم منصفانه بگویم، تنها چیزی که کمی توی ذوقم زد، حجم و سایز کوچک کتاب در مقایسه با قیمتش بود. یعنی در کنار کیفیت محتوایی خوبش، از نظر ارزش خرید شاید بشود به این نکته هم ایراد گرفت. در مجموع، اگر به طنز تلخ، ادبیات کنایهآمیز و متنهایی که پشت ظاهر سادهشان نقدهای جدی اجتماعی پنهان شده علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخاب خوبی برایتان باشد.
بعد از شاهکاری به اسم سفرهای گالیور ، رفتم سراغ این کتاب جیبی از جاناتان سوئیفت و باید بگم که به خوبی تونست منو راضی کنه. کتاب در ۷۲ صفحه و قطع جیبی چاپ شده و شامل ۵ دست نوشته و یک شعر از جاناتان سوئیفت، خالق سفرهای گالیوره. شعر و دستنوشتههای اول و دومش زیاد جالب نبود منتها ۲ دستنوشه جذاب که یکی در هجو استعمار ایرلند توسط انگلیس نوشته شده و مورد بعدی به سقط جنین و کودکان بی سرپرست و بد سرپرست پرداخته. زبان تند و اشارههای دور و دراز و انتقاد تیز و برنده ، دقیقا مثل سفرهای گالیور ، اینجا هم به کار گرفته شده و نشون میده که سوئیفت واقعا یکی ای نویسندگان بزرگ ولی به اصطلاح امروزی به شدت آندرریتده.
جانان سوییفت هم که اولین بار به جز گالیله اش تو ایران چاپ میشه .دیر ولی خوبه