کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم Billiards at Half-Past Nine


  • قیمت : ۲۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم اثر هاینریش بل

مینا دامغانیان مینا دامغانیان

رمان بیلیارد در ساعت نه و نیم، رمانی است که در سال 1959 به قلم هاینریش بل به رشته ی تحریر درآمد. تمامی داستان کتاب در روز 6 سپتامبر 1958 اتفاق می افتد، اما از طریق فلش بک و بازگویی خاطرات کاراکترها، به روزهای گذشته نیز پرداخته می شود. مخالفت آشکار و تند هاینریش بل با فاشیسم و جنگ، سرشت داستان تکان دهنده ی شخصیتی به نام رابرت فامل را شکل می دهد. فامل، برخلاف داشتن عقاید ضدنازی، پس از کشیده شدن پایش به جنگ جهانی دوم و فرماندهی نیروهای آلمانی درحال عقب نشینی، تلاش می کند تا زندگی عادی خود را در پایان جنگ از نو بسازد. او به برنامه ای سخت و دقیق می پیوندد که شامل بازی روزانه ی بیلیارد می شود. وقتی که این برنامه ی روزمره ی او توسط دوستی قدیمی به هم می ریزد، فامل مجبور می شود تا با خاطرات جمعی و شخصی دردناکی روبه رو شود.

خرید و معرفی کتاب خواندنی بیلیارد در ساعت نه و نیم



انتشارات: ماهیماهی
نویسنده: هاینریش بل هاینریش بل
مشخصات کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم
قطع :رقعی
شابک :978-964-209-054-9
تعداد صفحه :325
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1959
وزن :330
سری چاپ :4

ویژگی ها کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1972

بیشتر بخوانید

هاینریش بل نویسنده ای که در دل نازی پاسدار انسانیت بود

هاینریش بل، یکی از محبوب ترین و پر کار ترین نویسندگان آلمانی، به عنوان روایت گر زندگی در جمهوری فدرال آلمان به شهرت بین المللی رسید و در سال 1972، موفق به کسب جایزه ی نوبل ادبیات شد.

نکوداشت های کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم
Daringly and hypnotically written.
با نگارشی شجاعانه و مسحورکننده.
Wall Street Journal Wall Street Journal

Böll is the true successor to Thomas Mann.
بل، جانشین خلف توماس مان است.
Scotsman

Böll tells his story with unobtrusive skill.
بل، داستانش را با مهارتی بی آلایش تعریف می کند.
Christian Science Monitor Christian Science Monitor

بخش هایی از کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم (لذت متن)
سایه سنت سورین نزدیک تر آمده بود، دیگر پنجره طرف چپ اتاق بیلیارد را پر کرده بود. زمان که با حرکت خورشید به پیش رانده می شد، به سان تهدیدی نزدیک تر می آمد، ساعت بزرگ را از خود لبریز می کرد تا خیلی زود بالا بیاورد و ضربه های وحشتناکی را بیرون بریزد. سفید بر زمینه سبز، قرمز بر زمینه سبز، یک نوع موسیقی بی نغمه، نقاشی ای بدون تصویر، گلوله ها می غلتیدند، سال ها تکه پاره می شدند، دهه ها روی هم انبار می شدند و این صداهای آرام ساعت ثانیه ها را هم به خدمت ابدیت می گماشت.

خیلی دلم می خوست از آن ها نفرت داشته باشم ولی از عهده ام برنمی آمد آقای دکتر. فقط و فقط ترس.

هنوز هم که هنوز است اظهار ادب مطمئن ترین طریق تحقیر است.