ماکسیم گورکی از بنیان گذاران سبک ادبی واقع گرایی سوسیالیستی و فعال سیاسی است.
این رمان روسی قبل از انقلاب بدون شک شاهکار گورکی،از بزرگترین نویسنده های روسی،است.
جوانان هم شب ها یا در کافه ها می ماندند یا شب نشینی های کوچکی را در خانه یکدیگر ترتیب می دادند؛ آکاردئون می زدند، آوازهای جلف می خواندند، می رقصیدند، قصه هایی نقل می کردند و به حد افراط نوشیدنی خورده و چون در اثر کار و تلاش زیاد بدنشان فرسوده شده بود، از این رو زود از خود بی خود شده و در نتیجه با کوچک ترین بهانه ای از کوره در رفته و به جان یکدگیر می افتادند. ۲ــ توی دنیا کسی هست که تا به حال به او اهانتی نشده باشه؟! به خود من آنقدر تا به حال اهانت شده که دیگه از توهین کسی نمی رنجم. وقتی نمی توانم عکس العملی نشون بدم چه کار باید بکنم؟ رنجیدن مانع از این میشه که آدم کارش رو انجام بده. و اگه آدم بخواد دنبال قضیه رو بگیره وقتش تلف میشه. زندگی همینه دیگه ! من اول ها از توهین مردم خیلی اوقاتم تلخ می شد ولی بعدا که خوب فکرش رو کردم دیدم که همهٔ اونها دل شکسته اند؛ هرکس می ترسه که از همسایه اش تو سری بخوره به همین جهت سعی داره که دست پیش بگیره تا پس نیفته …
«ماکسیم گورکی» که با لقب هایی همچون «پدر رئالیسم اجتماعی» شناخته می شود، یکی از تحسین شده ترین نویسندگان روس در تمام اعصار به حساب می آید
در حال خوندن کتابم و تقریبا نصفش رو خوندم . هر کتابی که میخونم در کل کتاب شاید یک یا دو واژه داری غلط املایی پیدا کنم اما در کتاب چاپ نشر نگاه تا اینجا که نصفش رو خودنم شاید ده دوازده تا غلط پیدا کردم . ابتدای کتاب هم اسم سه نفر به عنوان گزیده خوان و حروفچین آورده شده ، احسنت بارک الله . کتاب رو تمام کردم نظرم رو زیر همین کامنت مینویسم.
از کتابی که خوندم بدم نیومد ، فقط مشکل غلطهای املایی اذیت میکرد که بهش اشاره کردم . کتاب شمارو با جو تشکلهای کارگری و زندگی و کار سختشون در کارخونه آشنا میکنه آدم رو ک البته خیلیا آشنا هستند ، یه شباهتهای ریزی به رمان دیگری به همین نام نوشته پرل باک داره اونهم جالبه .
به نظر من که این کتاب بسیار تبلیغاتی و یک طرفه نوشته شده بود. گفتگوی افراد اغراق آمیز بود و اصلا شبیه گفتار افرادی که عموما از طبقات پایین هستند، نیست به همین علت اصلا به دل نمینشیند. توصیف افراد کاملا سیاه وسفید بود. از لحاظ ادبی اصلا قابل مقایسه با نویسندگانی مثل تولستوی و داستایفسکی نبود. وقتی کتاب رو میخونید بخصوص با تاریخچه ای که از سرخهای کمونیست داریم اصلا دلنشین و جذاب نیست.
با اون قسمتی که درباره تاریخچه کمونیستها فرمودید موافقم . با اون بخشی که میفرمایید قابل قیاس با بزرگانی که نام بردید هم نیست کاری نداریم چون خیلیا رو هنوز مطالعه نکردم و احتمالا سبک نوشتار اینها هم فرق داشته باشه . اما اینکه میفرمایید گفتار اینها به طبقات ضعیف نمیخوره باید بگم ، در کتاب به کرات به کتابخوان بودن شخصیتهای کتاب مثل اندره و پاول و دیگر اعضایی که در محفلها حاضر بودند اشاره شده ختی در زمانی که در زندان بوده اند یعنی اندک سوادی داشته اند و ساده لوحهای بیسوادی نیستند که نتونند مثل جملاتی که در کتاب آورده شده را بیان کنند اینها هم که استادند در سخنرانی . احتمالا شخصیت مادر هم چون حضور داشته در جلسات اینها و اشنا شده کم کم تونسته یک چیزایی به خودش اضافه کنه . تشکر
قبول دارم. پیشرفت شخصیتی مادر به هیچ وجه قابل قبول نبود، اصلا کار خوبی نیست. چه بسا خود گورکی هم اینو قبول داره. تازه من ترجمه قاضی رو خوندم که نسخه جدیدتریه. حقیقتا اگر قرار بود این اثر رو با ترجمه سروش بخونم، احتمال بالایی داشت که تموم نمیکردم. متاسفانه این کتاب جزو اورریتدهای ادبیاته، مقطعی وارد ایران شد که نیاز به این چیزا حس میشد و لقب شاهکار رو یدک کشید. اون مقطع تاریخی اگر نگاه کنید چندان با شاهکار ادبی آشنایی درستی نداشتن و خیلی به جریان رمان هم نگاه دقیقی نداشتن. خوندن این کتاب به هر حال برای دغدغهمندان واجبه. چرا که فهم درستی از آرمانها و سادگی گذشتگان میده، واقعا جملات قصار و سخنان بسیار مضحکی در این اثر هست که هیچ برای انسان سده بیست و یکمی جالب نیست. در واقع این مسیر داستانی ماهیتا رئالیستی نیست و کاملا پروپاگانداست. این اثر در بین کارهای گورکی که تقریبا ضعیفترینه. خودزندگی نامه اون و داستان کوتاهاش به شدت مناسبترن. در سبک رئالیسم سوسیالیستی هم دن آرام به وضوح مناسبتر و خواندنیتر هست و اگر مقید به خواندن یک کتاب از این سبک هستید و شناخت روشنفکران ایرانی براتون موضوعیت نداره، همونو بخونید.
متاسفانه چاپ ششم انتشارات نگاه پر از غلط املایی است و این مورد، در هنگام مطالعه، خیلی ازاردهنده بود.
داستانی پرکشش از یک جنبش کارگری_سوسیالیستی در یک شهری کوچک در روسیه.جوانانی آرمانگرا که خود را وقف مبارزه برای عدالت و رهایی خلق میکنند و شخصیت مادر که در طول داستان متحول میشود و از زنی رنج کشیده و سرخورده تبدیل به انسانی انقلابی و مبارز میشود بر روی کسانی که تهدیدش میکنند فریاد برمی آورد که روح زنده شده را نمیتوان کشت❤️❤️❤️
کتاب نشر نگاه جلد سخته و محکمه. ترجمه هم عالی بود
کسی که گورگی تالستوی بالزاک دیکنز داستایفسکی چخوف استاندال فلوبر زولا را نخوانده حتما بخواند.
باشد خواهم خواند
ماکسیم گورکی و این رمانو چپهای ایرانی مبتذل کردند. آدمایی مثل احسان طبری و جلال آل احمد در قبل انقلاب و ملیحه محمدی بعد انقلاب ... وگرنه انصافآ نویسندهی خوبیه. اگه آثارشو بدون حب و بغض به ایدئولوژی چپ و صرفآ با نگاهی انسانی _به خودش بعنوان نویسنده و آثارش بعنوان یک اثر ادبی_ بخونین.
متاسفانه اکثر رمانهای شاهکار و نمایشنامههای گورکی امروزه در ایران چاپ نمیشه از جمله رمانهای آرتامانوفها و رمان عظیم چهارجلدی کلیم سامگین که چهل سال از تاریخ انقلاب روسیه از 1880 تا 1919 رو در قالب یک رمان عظیم سه هزار صفحه ای و جذاب آورده که استاد محمد قاضی ترجمه کردن و فقط یکبار در سال 1361 توسط انتشارات سحر چاپ شد و هرگز تجدید چاپ نشده و خود محمد قاضی گفته در مقدمه اون که تمام آثار گورکی شبیه مقدمه ای بر این کتاب هستن خودم دارمش و حقیقتا بی نظیره انگار داری فیلم سه بعدی میبینی از بس واقعی و با جزییات نوشته شده این کتاب اگه گیر آوردین حتما بخونید تا بدونید ماکسیم گورکی چه نویسنده عظیمی بوده فقط با خواندن رمان مادر نظیر ندید که خوب نیس یا فلان و اینم بگم ماکسیم گورکی با نوشتن رمان کلیم سامگین سبک ادبی رئالیسم اجتماعی رو بنیان نهاد و نویسندههای صاحب سبک بسیار اندک هستن و بقیه از روی اونا تقلید کردن به عنوان مثال رمان قطره اشکی اشکی در اقیانوس بر اساس سبک گورکی نوشته شده حتی تولستوی هم صاحب سبک نبوده و از سبک رئالیسم بالزاک تقلید کرده پاینده باشید 🌹
ممنون از اطلاعات خوبی که بیان کردین. واقعا هیچ شکی در بزرگی و صاحب سبک بودن جناب ماکسیم گورکی نیست و در طول تاریخ هم کمتر نویسندهای بوده که به اندازه گورکی تونسته باشه نویسندگان بسیاری رو در سراسر جهان تحت تاثیر قرار بده. ولی مسلماً بهترین نویسندگان تاریخ هم آثار ضعیفی در کارنامه اونها وجود داره و همه آثارشان شاهکار محسوب نمیشه.
پدرام جان پیشنهاد میکنم کتاب جامعه شناسی رمان لوکاچ را اگه نخوندی حتما بخون.
پدرام، ماکسیم گورکی از بنیان گذار سبک رئالیسم سوسیالیستی بود نه رئالیسم اجتماعی. سابقهی رئالیسم اجتماعی یا واقع گرایی اجتماعی به قرن نوزدهم و آثار بالزاک، و خاستگاه آن به فرانسه برمی گرده. در ادامهی پیشنهاد کاربر سایت الف.فریاد، منم پیشنهاد میکنم کتاب مکاتب ادبی سید رضا حسینی را مطالعه کن
اشکان نعمت زاده عزیز رئالیسم اجتماعی ترجمه فارسی رئالیسم سوسیالیستی هستش بعدم بالزاک پیشوای مکتب طبیعت گرایی یا همون ناتورالیسم هستش به جای پیشنهاد کتاب به بقیه بهتره سواد ادبی خودتون رو بالاتر ببرید من کارشناس ادبیات نیستم اما بهتره به جای ایراد گرفتن از بقیه اول اطلاعات خودمون رو زیاد کنیم بعدش نظر بدیم درسته بالزاک هم در سبک رئالیسم اجتماعی مینوشت اما گورکی بود که چهارچوب کاملش رو تعیین کرد و اصولش رو تکمیل کرد
پدرام متاسفانه داری اشتباه میگی و اونقدر اشتباهت فاحشه که فقط میتونم بگم بیشتر مطالعه کن و یا حداقل یه سرچ ساده روی نت کن و تا بفهمی داستان چیه
اولین نویسنده رئالیسم به شکل جدی=استاندال/ پدر رمان رئالیسم= بالزاک/ پایه گذار غیر مستقیم ناتورالیسم=فلوبر که بعدها توسط زولا به شکل افراطی به ناتورالیسم تبدیل شد./ رئالیسم اجتماعی تقریبا به همهی رمانهای رئالیسم اطلاق میشود. چون تقریبا همهی رمانهای رئالیسم مضمون اجتماعی دارد.
اگه هنوز این رمان رو نخوندین هیچی از دست ندادین. صرفا به خاطر یدک کشیدن اسم ماکسیم گورکی هنوز خواننده داره. در حالی که خود گورکی در اواخر عمرش اعتراف کرد که رمان مادر بسیار ضعیف و سرسری نوشته شده بود. هرچند که چندین بار این رمان رو بازآفرینی کرد اما هیچ وقت رمان خوبی نشد.
الکسی ساندویچ
چرا ترجمههای محمد قاضی و علیاصغر سروش کپیِ همه؟
ترجمه محمد قاضی ادبیتر و از روی نسخه جدیدتر فرانسوی هست
تو عالی بودن کتاب شکی نیست ولی حقیقتش راضیم نکرد، نمیدونم شاید انتظار داشتم که وجه مبارزاتی مسلحانه کتاب بیشتر باشه یا چیز دیگه، نمیدونم اینم اضافه کنم که حروفچینی و ویراستاری فنی چاپ انتشارات نگاهش افتضاحه
دوستان کدوم ترجمه بهتره؟
من از ترجمه محمد قاضی خوندم و واقعا راضیم.
بدون شک محمد قاضی
کدوم ترجمه؟ از روسی ترجمه شده؟
محمد قاضی. خیر.
عجیبه که کسی از روسی هنوز ترجمه نکرده اما ترجمه از فرانسوی آن نیز درخشان است، سخت نگیرید
از محمد قاضی بهتر مگه داریم
روحش قرین آرامش🌹 پدر ترجمهی ایران بود
محمد قاضی عالی بود
روند داستان خیلی کند پیش میره
من ترجمه انتشارات نگاه و به تازگی خواندم،از نظر داستان،فوق العاده دوستش داشتم، درد و رنج طبقه کارگر درمقابل استبداد حاکم،خط به خط کتاب و با یاد زنان،مردان و مادران سرزمینم خواندم، قصه ای آشنا که با آن ارتباط کامل برقرار میکنید. از نظر ترجمه، به نظرم خوب بود فقط ایراداتی در حروفچینی کتاب بود که من و اذیت میکرد، یک سری حروف جابه جاشدن، یه سری کم هستن و یک سری اضافه، امیدوارم ایرادات این کتاب برای چاپهای آتی برطرف بشه