کتاب مادر

mother

مشخصات کتاب مادر
مترجم : علی اصغر سروش
شابک : 9789643517403
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 454
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1906
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 1 مهر

تاریخ ادبیات شوروی را بدون رمان مادر گورکی نمی توان نوشت

معرفی کتاب مادر اثر ماکسیم گورکی

رمان مادر گورکی، نه فقط در روسیه پیش از انقلاب اکتبر 1917، که در شوروی پس از آن و در چندین دهه، در بیشتر کشورهای جهان سومی آن روزگار و پیرامونی این روزگار، با هر نسل تازه و نوپایی که گام در عرصه فرهنگ و سیاست می نهاد، این روند نفی در نفی را زیسته است. هم از این روست که گرچه بر قله ی ادبیات روسیه غول هایی چون تولستوی، داستایوفسکی و چخوف سر بر آسمان می سایند، اما تاریخ ادبیات شوروی را بدون رمان مادر گورکی نمی توان نوشت. در داستان گورکی، مادر، زنی است میانه سال با غباری از غم و اندوه بر چهره و تحمل رنج و تحقیری که سال هاست بر جسم و روحش تازیانه می زند و اما هنوز پرتوان و مقاوم است. در برابر ناملایمات زندگی هم دوش پاول پسرش مبارزه می کند، اعلامیه ها را مخفیانه میان کارگران و کشاورزان پخش می کند و… همواره چشمان نگرانش مراقب پاول و دوستان هم رزم اوست. رمان مادر ممنوعه بود، اما دست به دست می گشت و رونویس می شد. داستان پاول و مادر در خلوت خانه ها، هسته های سازمانی، کنج زندان ها و… خوانده می شدو مادر با آن نگاه مهربان و درد کشیده همیشه برنده بود. مخاطب گورکی ذهن های بیدار و جوانی ست که تشنه ی حقیقت اند. سرکوبگران می پندارند که ستم همواره ماندنی است اما گورکی آرام و مطمئن به جوانان می گوید: «آنچه می نماید بدین قرار نخواهد ماند…در این عشق سوزانی که بچه های ما به جهان دارند، زندگی نویی آفریده می شود.

کتاب مادر

ماکسیم گورکی
آلکسی ماکسیموویچ پشکوف که با نام ماکسیم گورکی شناخته می شود نویسندهٔ اهل روسیه و شوروی، از بنیان گذاران سبک ادبی واقع گرایی سوسیالیستی، فعال سیاسی و پنج بار نامزد جایزهٔ نوبل ادبیات بود.
قسمت هایی از کتاب مادر (لذت متن)
جوانان هم شب ها یا در کافه ها می ماندند یا شب نشینی های کوچکی را در خانه یکدیگر ترتیب می دادند؛ آکاردئون می زدند، آوازهای جلف می خواندند، می رقصیدند، قصه هایی نقل می کردند و به حد افراط نوشیدنی خورده و چون در اثر کار و تلاش زیاد بدنشان فرسوده شده بود، از این رو زود از خود بی خود شده و در نتیجه با کوچک ترین بهانه ای از کوره در رفته و به جان یکدگیر می افتادند.