0

کتاب سه گانه ی دوقلوها The Notebook Trilogy


  • قیمت : ۴۱,۵۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۳۵,۲۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر سه گانه ی دوقلوها
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

این سه گانه ی بسیار موفق در سطح بین المللی، جایگاه آگوتا کریستوف را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان موج نوی ادبیات داستانی اروپا به اثبات رسانده است. این سه گانه با سادگی کم نظیری در ارائه ی حکایتی چندبخشی، داستان دو برادر دوقلو با نام های کلاوس و لوکاس را روایت می کند که در غل و زنجیر اسیر شده اند؛ اسارتی که استعاره ای هنرمندانه از نیروهایی است که از زمان جنگ جهانی دوم، بین «برادران» در اکثر مناطق اروپا تفرقه انداخته است. سه گانه ی کریستوف با «دفتر بزرگ» آغاز می شود. در این کتاب، شاهد دوران کودکی این دو برادر هستیم، زمانی که آن ها در کشوری جنگ زده سرگردانند و مجبورند برای زنده ماندن دست به هر حقه و شرارتی بزنند. در کتاب «مدرک»، لوکاس با چالش اثبات هویت خود و وجود برادر گمشده اش، که به دنیای دیگری ورود کرده، روبه روست. آخرین کتاب این مجموعه، «دروغ سوم»، داستانی گزنده درباره ی وضعیت کنونی اروپای شرقی و غربی و کاوشی ژرف است درباره ی ماهیت هویت، داستان سرایی و حقیقت ها و دروغ هایی که در همه ی این موضوعات نهفته اند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی سه گانه ی دوقلوها



انتشارات: مرواریدمروارید
مشخصات سه گانه ی دوقلوها
قطع : رقعی
وزن : 655
تعداد صفحه : 560
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1986
سری چاپ : 10
شابک : 978-964-191-163-0//978-964-191-273-6//978-964-226-2

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی ادبی کتاب اروپا سال 1986

این سه گانه شامل سه کتاب «دفتر بزرگ»، «مدرک» و «دروغ سوم» است.

سه جلدی

نکوداشت
Stark and haunting.
بی نقص و به یاد ماندنی.
San Francisco Chronicle San Francisco Chronicle

A vision of considerable depth and complexity, a powerful portrait of the nobility.
تخیلی ژرف و پیچیده، تصویری قدرتمند از نجابت و اصالت.
Christian Science Monitor Christian Science Monitor

This book shows the perversity of the human heart.
این کتاب، نشان دهنده ی کژی های قلب آدمی است.
Sydney Review of Books

لذت متن
امروز یک نامه دریافت کردم یک نامه ی رسمی. آنجاست، روی میزم می توانید بخوانیدش. نامه اعاده حیثیت توماس است، نامه بی گناهی اش. هیچ وقت شک نداشتم که او بی گناه است. آن ها برایم نوشته اند: شوهرتان بی گناه بود، او را اشتباهی کشتیم. ما آدم های زیادی را اشتباهی کشته ایم، اما حالا همه چیز سر و سامان گرفته است، ما پوزش می خواهیم و قول می دهیم که دیگر چنین اشتباه هایی تکرار نشود. آن ها می کشند و اعاده حیثیت می کنند. آن ها معذرت می خواهند ولی توماس مرده! می توانند دوباره او را زنده کنند؟ می توانند آن شبی را پاک کنند که همه موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟

ما را نمی بینند. بیست دقیقه وقت هست. پدر را با دو تخته فرار می دهیم. خودمان با شکم روی زمین دراز می کشیم و انگشت در گوشمان می کنیم و دهانمان را برای انفجار احتمالی باز می کنیم. انفجار رخ می دهد. یکی از ما با دو تخته و پارچه جواهرات به سراغ پدر روی مانع دوم می رود. پا جای پدر می گذارد و از روی جنازه او رد می شود و با دو تخته خود را به آن طرف مرز می کشاند. دومی به خانه مادربزرگ برمی گردد. بله، راهی برای گذشتن از مرز وجود دارد: راهش این است که جلوتر از خودت کس دیگری را از آن بگذران.

در جوابش می گویم که من تلاش می کنم قصه های واقعی بنویسم ولی، یک دفعه قصه به خاطر همان واقعی بودنش غیرقابل تحمل می شود، از این رو مجبور می شوم عوضش کنم. به او می گویم که من تلاش می کنم قصه ی زندگی ام را تعریف کنم. ولی نمی توانم، جرأتش را ندارم. خیلی عذابم می دهد. آن وقت همه چیز را خوشگل می کنم و اتفاق ها را نه آن طور که افتاده اند بلکه جوری تعریف می کنم که دلم می خواست بیفتند. می گوید: بله زندگی هایی هست که از غمگین ترین کتاب ها هم غم انگیزترند.