کتاب کتاب ساحلی

Beach Read
کد کتاب : 46595
مترجم :
شابک : 978-6226652865
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 352
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 31 خرداد

نامزد دریافت بهترین داستان عاشقانه ی گودریدز سال 2020

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب ساحلی اثر امیلی هنری

«کتاب ساحلی» رمانی نوشته ی «امیلی هنری» است که نخستین بار در سال 2020 منتشر شد. «آگوستوس اورت» نویسنده ای تحسین شده است که داستان های ادبی می نویسد؛ «ژانویه اندروز» نیز نویسنده ی داستان های عاشقانه ی پرفروش است. در حالی که «ژانویه» داستان هایی با پایان خوش را خلق می کند، «آگوستوس» تمام شخصیت های خیالی اش را به کشتن می دهد. این دو نفر، دقیقا نقطه ی مقابل هم هستند. در حقیقت، تنها نقطه ی اشتراک «آگوستوس» و «ژانویه» این است که آن ها برای سه ماه آینده، در خانه های ساحلی نزدیک به هم زندگی خواهند کرد، در حالی که هر دو دچار «بن بست ذهنی» و ناتوانی در خلق داستان شده اند. تا این که در یک بعد از ظهر، اتفاقات یکی پس از دیگری باعث می شود آن ها به منظور احیای خلاقیت خود، قراری با هم بگذارند: «آگوستوس» باید در طول تابستان، داستانی با پایان خودش بنویسد و «ژانویه» نیز باید «رمان آمریکایی بزرگ» بعدی را خلق کند.

کتاب کتاب ساحلی

امیلی هنری
امیلی هنری، نویسندۀ جوان آمریکایی، در کالج هوپ و مرکز هنر و مطالعات رسانه‌ای نیویورک در رشتۀ نویسندگی خلاق تحصیل کرده است و اکنون بیشتر وقتش را در شهر سینسینتی در ایالت اوهایو می‌گذراند.
نکوداشت های کتاب ساحلی
A tender, thoughtful and very fun book.
کتابی پراحساس، هوشمندانه و بسیار سرگرم کننده.
New York Times New York Times

A clever, compassionate romance.
عاشقانه ای هوشمندانه و مشفقانه.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A heartfelt look at taking second chances, in life and in love.
نگاهی پراحساس به تجربه ی فرصت های دوباره، در زندگی و عشق.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب ساحلی (لذت متن)
من یک نقطه ضعف مرگبار دارم. دوست دارم فکر کنم همه ی ما داریم. حداقل وقتی مشغول نوشتنم-این تصور، کار را برایم راحت تر می کند-حول این ویژگی خودتخریبگرانه به همه ی قهرمان های داستانم جان می دهم و هر اتفاقی را که برایشان می افتد، منوط به یک ویژگی خاص می کنم: چیزی که آن ها برای محافظت از خود یاد گرفته اند و نمی توانند رهایش کنند، حتی وقتی که دیگر در خدمتشان نیست.

مثلا شاید وقتی بچه بودی کنترل زیادی روی زندگی ات نداشتی؛ برای همین به منظور اجتناب از دلسردی، یاد گرفتی هرگز از خودت نپرسی واقعا چه می خواهی و این مدتی طولانی جواب داد.

ولی حالا که فهمیده ای چیزی را که نمی دانستی می خواهی، به دست نیاورده ای، سوار بر خودروی بحران میانسالی با چمدانی پر از پول و مردی به نام «استن» در صندوق عقب ماشینت با سرعت دیوانه وار در اتوبان پیش می روی. شاید نقطه ضعف مرگبارت این است که راهنما نمی زنی.