کتاب رساله و شرح آینده یک خیال

The Future of an Illusion
کد کتاب : 47189
مترجم :

شابک : 978-6222671075
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 160
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1927
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 1 مهر

معرفی کتاب رساله و شرح آینده یک خیال اثر زیگموند فروید

کتاب «رساله و شرح آینده یک خیال» اثری نوشته ی «زیگموند فروید» است که اولین بار در سال 1927 انتشار یافت. «فروید» در این کتاب به ارائه ی بینش های خود در مورد جنبه های مختلف شکل گیری و گسترش مذهب می پردازد. او در این اثر، یک «منتقد» خیالی را خلق می کند، به همین خاطر کتاب به صورت گونه ای از دیالوگ ارائه شده است. در حقیقت می توان گفت این منتقد خیالی، نماینده ای از جامعه به شکل کلی است. «فروید» در کتاب «رساله و شرح آینده یک خیال»، اصول روان کاوی را به کار می گیرد تا توضیحی درباره ی مذهب، که به عقیده ی او پدیده ای اجتماعی است، ارائه کند.

کتاب رساله و شرح آینده یک خیال

زیگموند فروید
زیگموند فروید، زاده ی 6 می 1856 و درگذشته ی 23 سپتامبر 1939، متخصص مغز و اعصاب اتریشی و خالق روانکاوی بود. فروید در خانواده ای یهودی در شهر فرایبرگ واقع در امپراتوری اتریش چشم به جهان گشود. او در سال 1881 موفق به اخذ مدرک پزشکی از دانشگاه وین شد و در سال 1902 به درجه ی استادی رسید. پس از فارغ التحصیلی، فروید در بیمارستان عمومی وین مشغول به کار شد و در درمان هیستری به وسیله ی یادآوری تجارب دردناک گذشته از طریق هیپنوتیزم، با دکتر جوزف بروئر همکاری داشت. او در سال 1885 با مارتا برنیز ازدواج کرد ...
نکوداشت های کتاب رساله و شرح آینده یک خیال
This title remains a landmark work of the 20th century.
این اثر، یکی از آثار برجسته ی قرن بیستم باقی مانده است.
Barnes & Noble

As clear and compelling as anything else by the master of psychoanalysis.
به شفافیت و جذابیت هر اثر دیگر از استاد روانکاوی.
Thomas Kemple, University of British Columbia

An important reference for anyone interested in the intersection of philosophy, psychology, religion, and culture.
مرجعی مهم برای هر علاقه مند به نقطه ی تلاقی فلسفه، روانشناسی، مذهب و فرهنگ.
PhilPapers

قسمت هایی از کتاب رساله و شرح آینده یک خیال (لذت متن)
زندگی طولانی در فرهنگی خاص، و تلاش برای کشف ریشه های آن و مسیر رشدی که طی کرده، گاه این وسوسه را به جان آدمی می اندازد برای لحظه ای هر چند کوتاه متفاوت بنگرد و بپرسد سرنوشت این تمدن به کجا می انجامد و قرار است چه دگردیسی هایی را از سر بگذراند. با وجود این، خیلی زود ملتفت می شود چندین عامل بیرونی از ارزش چنین کند و کاوی می کاهد.

بنابراین، هر کس بخواهد به وسوسه ی گمانه زنی درباره ی آینده ی محتمل فرهنگ ما مجالی دهد، باید از این دشواری ها به خود نهیب بزند و بداند هر نوع پیشگویی درباره آینده، شکی به همراه دارد. از این رو، تا حد امکان و پیش از عهده ی هر کار سترگی، خوش دارم نقبی عجولانه بزنم و بی هیچ درنگی و به محض تعیین جایگاه آن در ریختار کلی امور، ردپای خرد حوزه ای را واکاوی کنم که توجهم به آن جلب شده است.

من میان فرهنگ و تمدن تمایز می گذارم و معتقدم فرهنگ، همه ی آن شأن و قربی است که آدمی را از شأن حیوانی بالاتر برده و به تمایز حیات او از حیوانات دیگر منتهی شده است. این تمایز به گمان ما در نگاه ناظر دو جنبه را پدیدار می کند؛ فرهنگ از سویی همه ی شناخت و توانشی است که آدمی برای مهار نیروهای طبیعت و برآوردن نیازهای خود به دست آورده و از دیگر سو همه ی قواعدی است که برای تعدیل مناسبات آدمیان با یکدیگر و به ویژه تقسیم منابع موجود ضروری است.