کتاب قصر

The Castle

  • قیمت : 35,000 تومان
  • تمام شد ، اما میاریمش 😏
  • انتشارات: ماهی ماهی
مشخصات کتاب قصر
مترجم :
شابک : 978-964-209-023-5
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 432
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1926
نوع جلد : جلد نرم
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : ---

جزو لیست برترین کتاب های تاریخ ادبیات به انتخاب انجمن کتاب نروژ

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

معرفی کتاب قصر اثر فرانتس کافکا

کتاب قصر، رمانی جاودان نوشته ی فرانتس کافکا است که برای نخستین بار در سال 1926 منتشر شد. در این رمان، قهرمان داستان که تنها با نام ک. شناخته می شود، به دهکده ای می رسد و تلاش می کند تا با مقامات و مسئولین اسرارآمیزی ملاقات کند که از درون یک قصر، بر دهکده حکومت می کنند. لازم به ذکر است که کافکا قبل از به اتمام رساندن این رمان از دنیا رفت. کتاب قصر، رمانی تاریک و گاهاً سوررئال است که به مسائلی چون بیگانگی، کاغذبازی های ناکارآمد، تلاش های بیهوده برای تعامل با نظام های استبدادی و پیگیری های بی ثمر برای رسیدن به اهدافی غیرقابل دستیابی می پردازد.

کتاب قصر

فرانتس کافکا
فرانتس کافکا، زاده ی ۳ ژوئیه ۱۸۸۳ و درگذشته ی ۳ ژوئن ۱۹۲۴، یکی از بزرگ ترین نویسندگان آلمانی زبان در قرن بیستم بود. آثار کافکا در زمره ی تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می آیند.کافکا در یک خانواده ی آلمانی زبان یهودی در پراگ به دنیا آمد. در آن زمان پراگ مرکز بوهم بود، سرزمینی پادشاهی متعلق به امپراتوری اتریش - مجارستان. او بزرگ ترین فرزند خانواده بود و دو برادر کوچک تر داشت که قبل از شش سالگی فرانتس مردند و سه خواهر که در جریان جنگ جهانی دوم در اردوگاه های مرگ نازی ها جان باختند.پدرش...
نکوداشت های کتاب قصر
Kafka's terrifying and comic masterpiece.
شاهکار هراس انگیز و طنزآمیز کافکا.
Booknews

Kafka's great allegory.
داستان تمثیلی بزرگ کافکا.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

The Castle is Kafka at his most beautiful and, perhaps, his most emotional.
رمان قصر، نشان دهنده ی زیباترین و شاید احساسی ترین وجه کافکا است.
Guardian Guardian

قسمت هایی از کتاب قصر (لذت متن)
البته که من بی خبرم، این حقیقتی استوار و غم انگیز برای من است، اما دست کم مزیت بی خبری را که جرأت بیشتر است، به من می دهد.

من رویای قبری را می بینم عمیق و باریک، جایی که می توانیم چنان یکدیگر را در آغوش بگیریم که انگار با گیره به هم وصلمان کرده اند.

چه قدر به هم نشینی با تو احتیاج دارم. چه قدر بدون آن از وقتی که شناختمت، احساس گمگشتگی کرده ام! باور کن پهلوی من بودنت تنها رویایی است که داشته ام، همین و هیچ چیز دیگر.