جشن تولد

The Birthday Party

  • قیمت : ۱۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: افرازافراز
مترجم:

معرفی کتاب جشن تولد اثر هارولد پینتر

کتاب جشن تولد، دومین نمایشنامه ی بلند هارولد پینتر است و یکی از شناخته شده ترین و پرطرفدارترین آثار این نویسنده به حساب می آید. در خانه ای کوچک در شهری ساحلی، زوجی به همراه مردی عجیب به نام استنلی زندگی می کنند که یک سال است در کنار آن ها بوده است. پس از مدتی، مردی اتو کشیده به همراه نوچه ی درشت اندامش به خانه ی آن ها می آیند و زن، اتاقی در اختیار این دو نفر قرار می دهد و تصمیم می گیرد که برای استنلی، جشن تولدی بگیرد. در جشن تولد، مهمانان جدیدی که به خانه آمده اند، استنلی را مورد انواع آزار و اذیت های مختلف قرار می دهند و شبی کابوس وار را رقم می زنند. استنلی در صبح روز بعد از نظر ذهنی، تغییرات عجیب و غریبی می کند و همراه آن دو نفر، خانه را ترک می کند.

کتاب جشن تولد


ویژگی ها کتاب جشن تولد

هارولد پینتر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2005

مشخصات کتاب جشن تولد
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
تعداد صفحه :244
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1958
سری چاپ :4
شابک :978-964-7640-97-8
بیشتر بخوانید

هارولد پینتر، ساکن دنیای مدرن تهدیدها

اصلی ترین موضوعی که پینتر با آن زندگی می کرد و به آن می پرداخت، «بیگانگی انسان» بود.

نکوداشت های کتاب جشن تولد
Menacing, ominous and evocative of some dark doom.
تهدیدآمیز، هشداردهنده و تصویر گر جهنمی تاریک.
New York Post

The most interesting play to be seen on Broadway.
جذاب ترین نمایشی که در تئاتر برادوی می توان دید.
New York Times New York Times

A modern classic, studied throughout the world.
یک اثر کلاسیک مدرن که در سراسر جهان مورد مطالعه قرار گرفته است.
Goodreads

بخش هایی از کتاب جشن تولد (لذت متن)
استنلی: این چیه؟ مگ: کادو توئه. استنلی: مگ. امروز روز تولد من نیست. مگ: خوبم هست. کادوتو باز کن. استنلی به بسته خیره می شود. آرام بلند می شود و بازش می کند و یک طبل بچگانه از آن بیرون می آورد. استنلی: [سرد] این که یه طبله. طبل بچه ها. باید بیندازمش دور گردنم؟ مگ نامطمئن نگاهش می کند. استنلی طبل را دور گردنش می اندازد. آرام با چوب ها بر طبل می کوبد. بعد دور میز می گردد و مارش می زند. مگ با رضایت نگاهش می کند. او که هنوز مارش منظمی می زند، یک بار دیگر دور میز می گردد. در نیمه راه ضربه ها نامنظم و بدون کنترل می شود. مگ بهت زده است. استنلی به صندلی او می رسد و محکم به طبل می کوبد. اکنون حالت چهره اش و ضرباهنگ طبل وحشیانه و دیوانه وار شده است.

مگ: من می رم این پسره رو بیدار کنم. پیتی: یه برنامه ی جدید قراره تو کاخ اجرا بشه. مگ: توی اسکله؟ پیتی: نه. کاخ توی شهر. مگ: اگه تو اسکله بود، استنلی می تونست تو اجرا باشه. پیتی: این یه برنامه ی جدیه. مگ: منظورت چیه؟ پیتی: توش رقص و آواز نیست. مگ: پس چی کار می کنن؟ پیتی: فقط حرف می زنن.

گلدبرگ (سمت راست میز می نشیند): اینو از من داشته باش مک کان، که رمز زندگی تو نفس کشیدنه، این یه واقعیته. هوا رو بده تو، بده بیرون، از فرصتت استفاده کن، برو جلو، مگه چی از دست می دی؟ منو نگاه کن، اون وقت که هنوز شاگردی می کردم مک کان، هر دو تا جمعه یه بار، عمو بارنی ام منو می برد لب دریا. مرتب. می رفتیم برایتون، جزیره ی کانون، تو روتینگ دین. عمو بارنی ام سخت گیر نبود. بعد ناهار، سوار یه اتوبوس لکنته می شدیم و می رفتیم دریا و رو یه جفت صندلی ساحلی می نشستیم، می دونی که، از اونا که سایبونم داره. جزر و مد دریا رو تماشا می کردیم و غروب خورشیدو. باور کن مک کان، روزای طلایی ای بودن اون روزا. (به خاطر می آورد.) البته عمو بارنی لباس پوشیدنش حرف نداشت. به مد قدیم لباس می پوشید. اون موقع درست بیرون باسینگ استون خونه داشت. همه بهش احترام می گذاشتن. فرهنگ؟ از فرهنگ نپرس که آدم همه فن حریفی بود. چی می گی! خیلی متمدن بود.