کتاب خانه درختی 104 طبقه

The 104-Storey Treehouse
کد کتاب : 9225
مترجم :
شابک : 978-6222040741
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 364
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2014
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 8
زودترین زمان ارسال : 12 خرداد

معرفی کتاب خانه درختی 104 طبقه اثر اندی گریفیتس

خانه درختی 104 طبقه هشتمین کتاب از ماجراهای مهیج درختی اندی گریفیتس و تری دنتون است که داستان خنده دار با صدای بلند از طریق ترکیبی از متن و تصاویر خارق العاده به سبک کارتونی روایت می کند.
به اندی و تری در خانه کوهستانی تماشایی 104 طبقه خود بپیوندید. آنها سیزده سطح جدید ، از جمله یک راه پله بی پایان ، یک بانک دزدگیر و حتی یک قلعه توانا را اضافه کرده اند. اما اندی و تری برای پیدا کردن یک داستان خنده دار برای کتاب بعدی خود در مسابقه هستند - آیا پری دندان ، مغازه دو میلیون دلاری یا حتی معماهای اتاق تفکر عمیق می تواند کمک کند؟
خب، منتظر چه هستی؟ بیا!

کتاب خانه درختی 104 طبقه

اندی گریفیتس
اندی گریفیتس، زاده ی 3 سپتامبر 1961، نویسنده ی استرالیایی است. گریفیتس در ملبورن به دنیا آمد و نویسندگی را از شش سالگی آغاز کرد.او را می توان محبوب ترین نویسنده ی داستان های کودک در استرالیا نامید. گریفیتس تا به حال بیش از بیست کتاب نوشته که اغلب آن ها هم در کشورش و هم در سایر نقاط جهان به موفقیت های بزرگی دست یافته اند. او بخاطر همکاری اش با تری دنتون مشهور است.
نکوداشت های کتاب خانه درختی 104 طبقه
Brilliant series and if you haven't read them yet why not? Start at the beginning and work through them all. Laugh out loud funny and I love reading about all the things they have in their treehouse
سری کتاب هایی درخشان. اگر هنوز آنها را نخوانده اید چرا نمیخوانید؟ از ابتدا شروع کنید و همه را بخوانید. با صدای بلند خنده دار بخندید. من عاشق خواندن در مورد همه چیزهایی هستم که آنها در خانه درختی خود دارند
Toppsta Reviewer

The kind of book I would have loved as a kid
از آن کتاب هایی است که اگر کودک بودم عاشقشان می شدم
Tom Fletcher

قسمت هایی از کتاب خانه درختی 104 طبقه (لذت متن)
آخه اندی به امید فرشته ی دندون، دندونشو انداخته بود تو یه لیوان آب و توی تخت خوابش خوابیده بود. همین طور سکه پشت سکه بود که توی خواب اندی ظاهر می شد...من هم اون طرف، دراز کشیده بودم توی وان و سعی می کردم به جای دردسر درست کردن، حباب درست کنم. یعنی چی؟ یعنی اینکه واقعا، واقعا و واقعا ساکت باشم! تا اینکه یهو...

«پس چرا نمیخندی؟» «چون دندونم خیلی درد میکنه! وقتی این قدر دندون درد داشته باشی، نمیتونی بخندی!» تری می گوید: « چه بد! چون من عاشق جوکم! حتی به نظرم باید یه کتاب جوک بنویسیم!» می گویم:«کاش می تونستم، ولی با این دندون درد حال و حوصله ی جوک نمی مونه! راستش حتی فکر نمیکنم حال نوشتن این کتاب رو هم داشته باشم.»