1. خانه
  2. /
  3. کتاب تهوع

کتاب تهوع

نویسنده: ژان پل سارتر
8 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
2.19 از 13 رأی

کتاب تهوع

Nausea
٪10
680000
612000
2.97 از 17 رأی

کتاب تهوع

Nausea
٪10
695000
625500
2 از 4 رأی

کتاب تهوع

Nausea
انتشارات: باران خرد
٪10
580000
522000
3.45 از 30 رأی

کتاب تهوع

Nausea
ناموجود
360000
1.64 از 7 رأی

کتاب تهوع

Nausea
انتشارات: علم
ناموجود
570000
2.21 از 7 رأی

کتاب غثیان

Nausea
ناموجود
299000
3.7 از 1 رأی

کتاب تهوع

Nausea
انتشارات: جامی
ناموجود
680000
3.1 از 1 رأی

کتاب تهوع

Nausea
انتشارات: آزرمیدخت
ناموجود
268000
معرفی کتاب تهوع
رمان تهوع، داستان نویسنده ای فرانسوی به اسم آنتوان روکانتن را روایت می کند که وجود و هستی خود را مایه ی رنج و عذابش می داند. او تمام احساسات و عقاید خود را درباره ی جهان و آدم های پیرامونش، به شکل یک دفتر خاطرات روزانه می نویسد و باور دارد اشیاء بی جان و موقعیت های مختلف، به تعریف او از خود و آزادی عقلانی و روحی اش لطمه می زنند و این ناتوانی، او را دچار رمان تهوع می کند. تلاش های روکانتن برای رسیدن به درکی از زندگی و تنازعات فلسفی و روان شناختی خود، به سارتر این فرصت را می دهد تا انگاره های هستی گرایانه ی مکتب فکری اش را به صورت یک رمان، دراماتیزه کند. مشکل روکانتن یک افسردگی ساده یا یک بیماری روانی نیست، هرچند انزجار او از نیروهای وجودی و کشمکش های او با معنای زندگی او را به این مرز می رساند. رمان رمان تهوع، که در زمر ه ی آثار برتر ژان پل سارتر قرار دارد، همه ی درونمایه های فلسفه ی او را دربردارد، و به راستی یکی از پر ارج ترین نوشته های ادبی روزگار معاصر است.
درباره ژان پل سارتر
درباره ژان پل سارتر
ژان-پل شارل ایمار سارْتْرْ، زاده ی ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ و درگذشته ی ۱۵ آوریل ۱۹۸۰، فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان نویس، نمایش نامه نویس و منتقد فرانسوی بود.پدرش «ژان باپتیست سارتر» افسر نیروی دریایی فرانسه و مادرش «آنه ماری شوایتزر» دخترعموی «آلبرت شوایتزر» پزشک معروف، برنده ی جایزه ی صلح نوبل بود. پانزده ماهه بود که پدرش به علت تب از دنیا رفت. پس از آن مادرش به نزد والدینش به مودون بازگشت.او در سال ۱۹۲۲ موفق به گرفتن دیپلم شد، پس از آن تصمیم گرفت به همراه «نیزان» در «دانشسرای عالی پاریس» در رشته ی آموزگاری ادامه تحصیل دهد. چهار سال بعد در امتحانات نهایی رشته ی فلسفه مردود می شود. دلیل رد شدن نیز عقیده ی سارتر در مورد فلسفه بود. او عقیده داشت «فلسفه فهمیدنی است، نه حفظ کردنی».پس از اتمام تحصیلات در دبیرستان های «لو آور» و «لیون» به تدریس فلسفه پرداخت. پس از مدتی تصمیم گرفت که برای کامل شدن تحقیقاتش در زمینه ی فلسفه ی پدیدار شناسی هوسرل راهی آلمان شود. به طور کلی دو دوره در زندگی حرفه ای سارتر وجود داشت. اولین دوره ی زندگی حرفه ای او دوره-ی پس از نوشتن اثر معروف اش، هستی و نیستی، بود و نوشتن رمان تهوع. سارتر به آزادی بنیادی انسان معتقد بود و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است.»در سال ۱۹۶۴ جایزه ی ادبی نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد.او از سال ۱۹۷۳ به بعد تقریبا تمامی قدرت بینایی خود را از دست داده بود و دیگر قادر به نوشتن نبود، با این همه سعی می کرد با انجام مصاحبه ها، دیدارها و حضور در مراسم ها، کماکان چهره ای فعال و اجتماعی از خود نشان دهد. ژان-پل سارتر در روز ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان بروسه پاریس از دنیا رفت. خاکستر او در گورستان مون پارناس در حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله ای در پاریس به خاک سپرده شده است.
ویژگی های کتاب تهوع
  • نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1964
نکوداشت های کتاب تهوع

این اثر، لذت بخش ترین کتابی است که سارتر نوشته است.

New Yorker

بهترین و جذاب ترین رمان سارتر.

Atlantic Monthly

سارتر با کتاب تهوع، موفقیت بزرگی به دست آورده است.

New York Post
قسمت هایی از کتاب تهوع

پادشاهی بود که در جنگ شکست خورده و اسیر شده بود. او آن جا در کنج اردوی فاتح بود. پسر و دخترش را دید که زنجیر کشیده از جلویش می گذرند. گریه نکرد، چیزی نگفت. بعد از آن ها یکی از خدمتکارانش را دید که می گذرد، او هم به زنجیر کشیده شده بود. پس بنای نالیدن و مو کندن گذاشت. تو می توانی مثال هایی از خودت بسازی. می بینی، زمان هایی هست که آدم نباید گریه کند وگرنه ناپاک می شود. ولی اگر کنده ی چوبی روی پایش بیفتد، می تواند هر چه دلش بخواهد بکند، آه و ناله سر دهد، بگرید و روی پای دیگرش ورجه ورجه کند.

سخنان یک دیوانه در نسبت با موقعیتی که در آن است، پوچ است، نه در نسبت با دیوانگی اش.

اگر وجود دارم به این سبب است که از وجود داشتن دلزده ام. منم، منم که خودم را از نیستی ای که خواهانشم، بیرون می کشم. نفرت و بیزاری از وجود داشتن هم شیوه هایی است برای واداشتنم به وجود داشتن، به فرو بردنم درون وجود.

مقالات مرتبط با کتاب تهوع
بررسی نمایشنامه «دوزخ» اثر «ژان پل سارتر»
بررسی نمایشنامه «دوزخ» اثر «ژان پل سارتر»
ادامه مقاله
نکاتی از کتاب «تهوع» اثر «ژان پل سارتر»
نکاتی از کتاب «تهوع» اثر «ژان پل سارتر»

این داستان که در آستانه‌ی آغاز «جنگ جهانی دوم» انتشار یافت، ظهور بحران هایی حتی بزرگ‌تر مربوط به «هستی» و «معنا» را پیش‌بینی کرد.

آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن
آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن

در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.

برترین نویسندگان در «ادبیات فرانسه»
برترین نویسندگان در «ادبیات فرانسه»

«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده

چرا و چگونه فلسفه بخوانیم
چرا و چگونه فلسفه بخوانیم

مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد

کتاب «در کافه اگزیستانسیالیستی»: ماجرای «ژان پل سارتر» و جنبش جدید او
کتاب «در کافه اگزیستانسیالیستی»: ماجرای «ژان پل سارتر» و جنبش جدید او

بینش هایی به یاد ماندنی درباره ی جذابیت های «اگزیستانسیالیسم»

ژان پل سارتر ،‌ قیامی علیه خودفریبی
ژان پل سارتر ،‌ قیامی علیه خودفریبی

تئوری های این نویسنده در مورد مقوله ی اگزیستانسیالیسم و آزادی، جایگاه او را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه ی دنیای غرب در قرن بیستم ، تثبیت کرده است.

آثار کلاسیک، پنجره ای رو به میراث و گذشته ی بشر
آثار کلاسیک، پنجره ای رو به میراث و گذشته ی بشر

وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند

نظر کاربران در مورد "کتاب تهوع"
35 نظر تا این لحظه ثبت شده است
- تهوع

کششِ داشتانی خاصی نداره ولی حرف‌های فلسفی و دیدگاه جالبی داره نکته ای که در مورد کتاب‌های فلسفی وجود داره اینه که نباید با این دید که نویسنده همه مسائل رو درست میگه خوندشون هدف از خوندن فلسفه دیدن از زاویه‌های دیگه و بهتر شدن تو «فکر کردن» و نتیجه گیری توسط خودمونه این کتاب هم یکی از همون هاست… تیکه هایی از کتاب: من خاطراتم را در زمان حال بنا میکنم، من، به زمان حال رانده شده و در آن رها شده ام؛ بیهوده سعی میکنم به گذشته برگردم، نمیتوانم از خودم بگریزم. برایم مهم نبود که ماجرایی نداشتم، فقط میخواستم بدانم که امکان نداشت رخ بدهد؟ باید بین زندگی و قصه گویی یکی را انتخاب کند. هیچوقت آدم یک زن، یک دوست یا یک شهر را یک دفعه ترک نمیکند. پایان آنجاست، حاضر و ناپیدا، و همان است که به این چند کلمه، ارزش و شکوه آغاز را میبخشد. چیزی تغییر نکرده و با این حال، هر چیز طور دیگری ادامه میابد. آنی دستپاچگی سرش نمیشود. طوری با من رو به رو میشود که انگار دیروز از پیشم رفته. هیچوقت به خود نگفته که خوشبخت است و هر وقت لذتی برده، قطعا میانه رو بوده و به خود گفته، خستگی در میکنم. وقتی حق، وجود آدم را تسخیر میکند، هیچ تلسمی نمیتواند آن را دفع کند. اگر فقط میتوانستم افکارم را کنار بگذارم بهتر میشد. افکار از هر چیزی بی مزه ترند، حتی بی مزه‌تر از گوشت تن. همینطور یک ریز کش می‌آیند و مزه عجیبی به جا میگذارند. نباید به این فکر کنم که نمیخواهم فکر کنم، چون این هم نوعی فکر است. آدم که هر روز با آدمایی مثل شما سر و کار نداره آقا… او کسی است که ابتدا از انسان‌ها بیزار است تا بعدا بتواند بهتر دوستشان داشته باشد. دریا هم کتاب دعاست، از خدا میگوید… نمیتوانم بگویم احساسِ سبکی یا خوشحالی میکنم، برعکس، دارم له میشوم، فقط اینکه به مقصود رسیده ام، حالا آنچه میخواستم بدانم، میدانم. هستی معمولا خودش را پنهان میکند.هستی اینجاست، دور و بر ما، درون ما، خودِ ما. دلبستن به دیگری، کار بزرگیه. باید توانا و با گذشت و کور بود…

1405/03/24 | توسطامیرحسین گیلانپور
0
| |

درود عزیزان. لطف بدون جنگ و دعوا بفرمایید از نشر چشمه تهیه کنم یا نیلوفر؟

1405/03/18 | توسطjane
1
| |
پاسخ ها

خودِ سارتر کتاب تهوع را دشوار نوشته، و ممکنه برای مخاطبی که با فلسفه آشنایی خوبی نداره سخت باشه، از این رو ترجمه جلال الدین اعلم (نشر نیلوفر) بیشترین وفاداری رو به نثر داشته و اون دشواری نگارشی سارتر تماما حفظ شده. فقط تنها ایرادی که میشه گرفت اینه که گاهی در ترجمه از کلمات قدیمی که امروزه تقریبا دیگه استفاده نمیشه استفاده میکنه ولی ترجمه نشر چشمه تا جایی که من شنیدم (من نشر نیلوفر خوندم) سعی در ساده سازی مطالب داشته و وفاداری کمتری به نثر خودِ سارتر داشته اگر سواد نسبتا خوبی دارید نشر نیلوفر رو انتخاب کنید و اگر نه، نشر چشمه ولی از طرفی عدم وفاداری به نثر حداقل برای من دوست داشتنی نیست

1405/04/18|توسطکاربر سایت
0
|
- تهوع

بخش هایی از این نشر حذف شده و سانسور شده است

1405/02/12 | توسطکاربر سایت
0
| |
پاسخ ها

سلام، کدوم نشر؟ بگید که نخریم.

1405/03/04|توسطمهدی صفوی
0
|

این ادم ( سارتر ) اصلا هنر و زیبایی شناسی در ادبیات براش ارزش چندانی نداره. تنها چیزی که براش اهمیت داره اینه که ایدئولوژی فلسفی خودش رو در قالب رمان به خوردِ مخاطب بده... فقط برای کسایی که چپ هستن و عشق به تظاهر دارن بدرد می‌خوره! و یا کسایی که می‌خوان فلسفه سارتر رو بخونن که تازه نیازی هم نیست به این رمان، می‌تونن برن هستی و نیستی یا اصالت وجودش رو بخونن! خلاصه اگه دغدغه‌ی شما ادبیاته، اثر بسیار ناامید کننده ایه...

1405/02/09 | توسطعلیرضا صدیق
3
| |
- تهوع

سلام و درود به شما عزیزان ، بصورت خیلی خلاصه و ساختار یافته نظر خودم رو در رابطه با این کتاب خدمت شما ارائه میکنم امیدوارم به درد بخور واقع بشود اول از همه باید بگم به نظر خود من این کتاب برای خواص نوشته شده نه عوام ، خواصی که حداقل چندی پیش خود یا در خلوت خود با سوالات فلسفی روبه رو شده اند یا زندگی خود را با فلسفیدن معنا میبخشند ، و بنده نظر بر این دارم که خواندن این کتاب مستلزم دانستن دانش حداقلی و ابتدایی فلسفه هست ، یعنی حداقل شما از مفهوم (وجود) در فلسفه خود سارتر با خبر باشید بعد از اون این کتاب رو به شما پیشنهاد اگر احساس میکنید دوگانگی فلسفی بین شما و محیط پیرامونتون وجود دارد (دوگانگی فلسفی نه روانی) یعنی به عنوان یک فرد اگاه متوجه این هستید که وجود شما مقدم بر هویتتون هست و به خودی خود وجود شما وجودیست در میان هزاران وجود ، از این جهت متوجه خود و اشیاء اطراف خود به گونه ای فلسفی میشود متاسفانه لب کلام رو در این چند جمله مختصر نمیتوانم بیان کنم اما باز اگر کتاب باب میلتون بود ، خوندنش خالی از لطف نیست ، و خوندنش نیاز مند تأمل و صبر هست در ضمن این کتاب رو به افراد زیر ۲۰ سال پیشنهاد نمیکنم ، نه از این حیث که متحوای نا مناسبی داشته باشد بلکه چیزی از این کتاب متوجه نخواهند شد (شاید هم بشوند ) اما نکته ای که باید خیلی به اون توجه بشه این هست که این کتاب ، کتاب آکادمیک فلسفه نیست ، و شما با خوندن این کتاب فلسفه یاد نخواهی گرفت ، اما به عنوان یکی از اثار یک فیلسوف ، اگر به فلسفه علاقه مند هستید خوندنش میتونه جالب باشه

1405/01/27 | توسطپوریا
8
| |

فوق العاده و تامل بر انگیز

1405/01/03 | توسطرضا ظهرابی
2
| |
- تهوع

من این کتاب رو از نشر نیلوفر دارم . چند بار شده که کتاب رو شروع کردم و نتونستم بیشتر از صفحه هشتاد بخونم. کتاب بدی نیست اما بنظرم خیلی سنگینه و ترجمه به متن اصلی وفاداره و باید راجع به هر جمله لحظه ای تفکر کرد. کتاب رو گذاشتم کنار تا بعدا برم سراغش شاید برام قابل درک بشه.

1404/10/26 | توسطZara
8
| |

درود بر تهوع خوانان

1404/10/20 | توسطحامد
2
| |
- تهوع

درود من ترجمه اقای اعلم رو خوندم اینو باید بگم من یکسال پیش فقط تونستم هفتاد تا صفحه از این کتاب رو بخونم اونم نه به خاطر اینکه کتاب مضخرفی باشه یا مثلا کتاب حوصله سر بری باشه این کتاب بنظرم از لحاظ چیزی که نویسنده میخواد به خواننده برسونه یه خورده سنگین‌تر از بقیه هست و باید جور دیگه ای با این کتاب برخورد بشه و من چند روز پیش دوباره کتاب رو شروع کردم و دیروز هم تموم شد و اگه کسی نتونه با این کتاب ارتباط برقرار کنه حق داره چون چیزی که داره داخل این کتاب بیان میشه فقط کسایی که اون رو با احساس کرده باشن و تا حالا درموردش مطالعه داشتن (هرچند که مطالعه تنها مثل شناختن کسی که تاحالا ندیدیش هست ) میتونن درکش کنن

1404/10/10 | توسطPovel
3
| |
- تهوع

نمیتونم پیشنهاد کنم ترجمه خاصی رو بخرید چون باقی اثار رو بررسی نکردم ولی به شخصه ترجمه استاد اعلم رو خوندم و راضی بودم(مثل اکثر ترجمه‌های استاد عالی بود به نظرم).داستانش هم ساده نیست ولی تهی هم نیست.یعنی درسته که حرف زیاد میزنه ولی توخالی و پوچ (مثل کتاب زوال بشری) نیست..ای کاش اسم زوال بشری رو نمیاوردم ولی خب نمیشد بدون اون منظورم رو برسونم

1403/12/05 | توسططاهری
4
| |

تهوع اثر ژان پل سارتر. این کتاب رو سال 1938 منتشر کرده و یکی از ستون‌های اصلی ادبیات اگزیستانسیالیسمه. داستانش تو قالب یه رمان نوشته شده و همه‌چیز از زبون شخصیت اصلیش، آنتوان روکانتن، که توی یه شهر کوچیک زندگی می‌کنه، روایت می‌شه. روکانتن یه مرد تنها و عجیب‌غریبه که داره روی یه شخصیت تاریخی تحقیق می‌کنه. اما توی همین مسیر زندگی معمولی، ناگهان یه تجربه‌ی خیلی عجیب سراغش میاد. اون حس می‌کنه که همه‌چیز – اشیا، آدم‌ها، حتی خودش – دیگه معنای قبلی رو ندارن. انگار دنیا یه‌جورایی از دستش دررفته. این حس براش خیلی سنگینه و سارتر اسم این حالت رو گذاشته "تهوع". فکر کن! یه روزی یه حس سراغت بیاد که همه‌چیز اطرافت خالی، پوچ، و بی‌معنی به نظر برسه. برای روکانتن، این حالت مثل یه آینه بود که جلوی صورتش گرفت و نشونش داد که زندگی ذاتاً هیچ هدفی نداره. این ما هستیم که باید براش معنا بسازیم. و خب، این هم ترسناک و هم هیجان‌انگیزه، چون از یه طرف آزادی مطلق بهت میده، ولی از طرف دیگه، این آزادی با یه مسئولیت خیلی بزرگ همراهه: اینکه خودت باید تصمیم بگیری زندگیت چه ارزشی داشته باشه. یکی از چیزایی که کتاب رو خاص می‌کنه، نحوه‌ی توصیف افکار و احساسات روکانتنه. سارتر این‌قدر دقیق و ریزبینانه حال و هوای ذهنی آنتوان رو نوشته که انگار خودت هم تو اون لحظات همراهش هستی. مثلاً وقتی آنتوان حس می‌کنه یه ریشه‌ی درخت یا یه سنگ از حد معمولش "واقعی‌تر" شده، تو هم حس می‌کنی که شاید اون اشیا واقعاً یه چیزی بیشتر از اون چیزی که ما می‌بینیم دارن! در طول داستان، روکانتن کم‌کم به یه درک عمیق‌تر از خودش و جهان می‌رسه. می‌فهمه که هیچ حقیقت یا ارزش مطلقی وجود نداره و این خودشه که باید زندگی‌اش رو بسازه. حتی اون تهوعی که اولش یه حس ترسناک و سنگین بود، آخر داستان براش تبدیل می‌شه به یه نیروی پیش‌برنده. انگار قبول می‌کنه که زندگی پوچ و بی‌معناست، ولی دقیقاً همین جاست که دستش باز می‌شه تا یه معنای جدید بسازه. تهوع، به نظرم، یکی از اون کتاباییه که خیلی عمیقاً تو رو با این سوال روبه‌رو می‌کنه: معنای زندگی برای تو چیه؟

1403/08/27 | توسطکاربر سایت
21
| |

دوستان کدام ترجمه را پیشنهاد می‌دهید ؟

1403/05/25 | توسطASHM
1
| |
پاسخ ها

من این کتاب رو با ترجمه حسین سلیمانی نژاد خوندم و از ترجمه راضی بودم.

1403/07/28|توسطابوالفضل خاکباز
3
|

سلام.خانم احدی ترجمه آقای پارسایار. درضمن ترجمه یه قوانینی داره مثلا رسوندن مفهوم کتاب به خواننده اینکه مترجم عین اصل کتاب دیکته کنه اسمش ترجمه نیست اینو خیلی از عزیزان در نظر نمیگیرن

1403/12/19|توسطkovir
1
|

این کتاب را دوست ندارم به هزار و یک دلیل. داستان درباره نویسنده ای است که نسبت به وجود خود دچار شک شده است. او وجودش را نمی‌خواهد و حس می‌کند اختیاری در آن ندارد و اسم رمان هم از احساسی که به نویسنده دست داده میشه گرفته شده. از نظر فلسفی مطمئنا موضوع جالبی دارد اما از نظر داستانی نه. سارتر با درون مایه فلسفی و اگزیستانسیالیستی بیش از حدش به داستان صدمه زده. عناصر داستانی خاصی وجود ندارد و صرفا قلم نویسنده شما رو به این سو و آن سوی داستان می‌کشاند.

1403/02/28 | توسطحسین چوپانی
12
| |

تعجب میکنم از کسایی که کتاب‌های فلسفی رو درک میکنن ، ولی کامنت ساده‌ی بقیه رو نه

1403/01/09 | توسطکاربر سایت
28
| |

دوستانی که دنبال ترجمه و ویراستاری خوب هستن، حتما ترجمه روشن‌زاده رو هم یه نگاهی بندازن. روان‌تر و سانسور کمتر

1402/07/01 | توسطکاربر سایت
14
| |

قبله عالم چپول‌ها و کتاب بی محتوایش

1402/03/19 | توسطکاربر سایت
21
| |
پاسخ ها

مارکوس عزیز، با درک این موضوع که هر اثر هنری با هر میزان از ارزش نمی‌تواند همه سلیقه‌ها را راضی کند، باید به این نکته اشاره کنم که نقد باید در حد و اندازه‌ی خودِ اثر باشد. مثلا اگر کسی بخواهد آهنگ سازی بتهوون را زیر سوال ببرد باید به قدری در زمینه موسیقی قدرتمند باشد تا چیزی برتر از آثار مشهور او ارائه کند یا حداقل آثار مشهور بتهوون را با رفع نقایصی که به آن نقد دارد بسازد و نشان دهد که گوشنواز‌تر و ایده آل‌تر شده است. در غیر این صورت انتقادش به آثار بتهوون خنده دار است! به همین شکل اگر شما قصدِ نقدِ سارتر را دارید یا باید نظر شخصیتان را به دور از توهین بیان کنید که این صرفا نشانگر وسعت درک شما از آثار ایشان خواهد بود و یا نوشتاری انتقاد آمیز در حد و اندازه رمان "تهوع" بنویسید تا تلاشی صحیح در راستای نقد آقای ژان پل سارتر(فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس، متفکر و برنده جایزه نوبل ادبیات) کرده باشید. در غیر این صورت، مزخرفی خفیف برخواسته از خصایص خیالی خود خاصه خنداندن خوانندگان و ریشخندِ خویش در خلال خودتخریبی ساخته اید.

1402/05/04|توسطابوالفضل خاکباز
250
|

یعنی تو آت و آشغالای سارتر رو با بتهوون مقایسه کرری چپول عزیز؟! مجسمه وقاحتتید شما بچه طلبه‌های مکتب روشعنفکری.

1404/04/26|توسطمحمد رضایی
5
|

ترجمه پارسایار سانسور داره نخرید

1402/03/16 | توسطکاربر سایت
9
| |
پاسخ ها

چیزی که مسلمه همه ترجمه‌ها سانسور شده هستند مگر اینکه چاپ قبل انقلاب باشن و بهترین ترجمه هم متعلق به جناب پارسایار هستش

1402/04/03|توسطH.Abd
12
|

چیزی که مسله همه ترجمه‌ها سانسور شده هستن مگر اینکه چاپ قدیم و قبل انقلاب باشن ترجمه اقای پارسایار هم بنظرم بهترین ترجمه باشه ولی متاسفانه قیمت نشر پارسه منصفانه نیست

1402/04/03|توسطH.Abd
0
|

بهترین و سالم‌ترین ترجمه از جناب بهفروزی 👌🌿

1402/08/01|توسطپرومتئوس
2
|

اگه می‌خواین ترجمه ای رو بخونین که نزدیک به نوشته و لحن سارتر باشه ترجمه امیر جلال الدین اعلم رو بخونین چون تونسته ساختار فلسفی نوشته رو حفظ کنه ولی اگه می‌خواین با متن ساده‌تر بخونین ترجمه پارسایار رو بخونین

1402/01/08 | توسطامید
18
| |

کتاب خسته کننده ای بود برام پر از حوادثی که ارتباطی به هم پیدا نمیکنن و خط داستان مشخصی نیست واقعا به عنوان یک رمان خوب نبود ولی گاه گداری یه صفحه هایی که فلسفی می‌شد برام جذاب بود ولی در مجموع سلیقه‌ی من نبود .(ترجمه‌ی جلال الدین اعلم خوب نبود)

1401/10/16 | توسطعلی اصغر مسکین
10
| |
پاسخ ها

سلام. شما دنبال داستان و قصه هستید و طبعا اینگونه آثار مناسب‌تان نیست

1402/09/08|توسطکاربر سایت
19
|

علی جان ایشون نظرشون رو گفت. نمیگن لالید اگه جواب ندید.

1404/04/26|توسطمحمد رضایی
3
|

آقای رضایی شما مشکلی دارید به همه گیر میدید ؟ اگه میخواست نظرش رو به اشتراک نگذاره و کسی بهش جواب نده اصلا چرا اینجا نوشتنش؟

1405/04/11|توسطکاربر سایت
0
|

اواسط کتابم .درباره‌ی موضوع کتاب و سارتر با نظرات بقیه‌ی دوستان موافقم . موضوعاتی که بیان می‌شود فارق از جوابی که خود سارتر بهشون میده ،چیزهایی هستند که ادم باید بهش فکر کنه. کتاب من ترجمه آقای اعلم هست اگه اومدید نظرات رو بخونید که بدونین کدوم ترجمه بهتره باید بگم مال نشر نیلوفر اصلا روان نیست !و شاید بشه گفت لذت خوندن کتاب رو کمم می‌کنه.

1401/10/02 | توسطکردانی
5
| |