کتابی بسیار خیره کننده.
پژوهشی گزنده درباره ی بی اخلاقی های مدرن.
شاهکاری تاریک و شگفت انگیز.
چه بسیار جنایت ها فقط برای این روی داده که عامل آن ها قادر به تحمل قصور خویش نبوده است.
من هرگز شب از روی پل نمی گذرم. این نتیجه ی عهدی ست که با خود بسته ام. آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست: یا شما برای نجاتش خود را در آب می افکنید و در فصل سرما به عواقب بسیار سختی دچار می شوید! یا او را به حال خود وامی گذارید. شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارد.
جنایت همواره در قسمت جلوی صحنه جا دارد، اما جنایتکار فقط چند لحظه ای خود را می نمایاند تا بی درنگ جایش را به دیگری واگذارد.
در طول تاریخ ادبیات، نویسندگان برجستهی زیادی بودهاند که نسخه های ناتمام آثارشان پس از مرگ آن ها پیدا و منتشر شده است.
در این مطلب، بخش هایی یکسان از ترجمه های مختلف کتاب «بیگانه» اثر «آلبر کامو» را با هم مرور می کنیم.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده
اگر تا به حال کتابی از «آلبر کامو» خوانده باشید، آن اثر احتمالا کتاب «بیگانه» است. این رمان همچنان به عنوان شناخته شده ترین و ضروری ترین اثر او در نظر گرفته می شود
نگارش به سبک «جریان سیال ذهن» این امکان را برای مخاطبین فراهم می آورد که افکار درونی شخصیت ها را «بشنوند»
مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد
همه در درون خودشان این طاعون را دارند، چون هیچ کس در این جهان، هیچ کس، هیچ وقت نمی تواند مصون باشد.
بینش هایی به یاد ماندنی درباره ی جذابیت های «اگزیستانسیالیسم»
به هر طرف نگاه کنید، با داستان ها روبه رو می شوید. از گذشته های خیلی دور که اجداد ما دور آتش می نشستند و داستان تعریف می کردند تا به امروز که شبکه های تلویزیونی، سریال های محبوبی تولید می کنند
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
در این مقاله سعی شده است با فلسفه و جهان بینی این نویسنده ی بزرگ و مبتکر آشنا شویم و علاوه بر آن، اطلاعات جالبی در مورد زندگی شخصی آلبر کامو نیز به دست آوریم.
سقوط، خطابهی ژان باتیست کلمانس، قاضی تائبی است که در نهایت به اعترافنامه بدل میشود. اعترافاتی که با پیش رفتن کتاب، دیگر مربوط به ژان باتیست نیست، بلکه نویسنده آینهای به دست خواننده داده و او را با خودش روبهرو میکند. همانطور که کامو مینویسد؛ مجبورتان میکنم قاضی خودتان باشید و همین تسکنیم میدهد و از اندوهم میکاهد. فکر نمیکنم نیازی به تعریف و تمجید از این کتاب باشه، قطعا بینظیره…
ترجمهی شورانگیز فرخ قطعا بهترین ترجمهست. فقط برای اینکه از کیفیت ترجمه مطمئن بشید باید بگم که اینترجمه قبل از چاپ اول توسط استاد فقید ابوالحسن نجفی ویرایش شده. پس دیگه جای نگرانی نیست.
من بین ترجمه اقای شهدی و خانوم فرخ موندم بنظرتون کدوم رو انتخاب کنم؟
کدوم ترجمه ؟ فرح ؟ شهدی ؟ میرعباسی ؟ یا که لاهوتی؟
نمیدونم اصلأ چرا نتونستم با کتاب ارتباط بگیرم، قلم نویسنده سنگین بود
دقیقا من هم 😐شاید زمان نامناسبی خوندمش
من این کتاب رو باید چند سال بعد از نو بخونم، کمی سخت و سنگین بود
درک این کتاب برای کسانی که تازه شروع به کتاب خوندن کردن مخصوصا تو این قبیل کتابها سخته این کتاب براشون نامفهومه به طور صادقانه این کتاب منو شیفتهی خودش نکرد ولی خوشحالم که خوندمش چون چند مطلبی داشت که من رو وادار به فکر کردن کرد
ببخشید آیا شما میدانید که سفارشها ارسال میشن یا نه چون پشتیبانی سایت پیام میدم اما جوابی هنوز دریافت نکردم
بله ارسال میشه و برای ارتباط با پشتیبانی زنگشون بزنید
درود بر مردم شریف ایران من پس از مطالعه اینکتاب از آلبرکامو اینطور فکرمیکنم البته طبق نوشتههای کتابهم ، کامو دچار یک تناقض یا پارادوکسی بین وجدانش و نفس امارهاش شدهاست یک نوع تضاد تویرفتار و حرفاش میفهمی بالاخره تویکتاب یه سری داستان و ماجراها تعریف میکنه که با حرفاش سازگاری نداره البته این فقط نظرِ منِ حقیر است در هر صورت این کتاب به دقت و تمرکز زیادی هنگام خوندن نیاز داره چون که از یه سری مفهومها و احساسات صحبت میکنه که واقعا باید با خودت بشینی فکر کنی که ایا این توی زندگی برام اتفاق افتاده و بعد کامو رو قضاوت کنی دیدگاه من به این کتاب بیشتر مانور هستش روی احساسات افسار گسیخته کامو و فلسفه و معنای زندگیش
کتاب خوبیه ولی داستان گیرایی ندارد و نویسنده عقاید فلسفی خودش را توضیح میدهد.
کتاب برای من جذابیت و گیرایی نداشت
(لابد تصور میکردند در ناز و نعمت زندگی میکنم و همهی خوشیهای عالم بی دریغ نثارم شده این چیزیست که مردم بر کسی نمیبخشایند) اثر قابل تاملی بود
کدوم ترجمه رو پیشنهاد میکنید؟
من با ترجمه زیبا (و ایمن!) آقای پرویز شهدی خوندم- انتخاب خوبیه ولی خب حتما ترجمهها رو چک کنید چون شاید با ترجمههای دیگر راحتتر باشید✨️
در حقیقت به نظرم بعضی از مترجمان ما عقدههای سختِ نویسندگی دارند... اصلا به موضوعات بدیهی ترجمه و پایبندی به اثر توجه نمیکنند و هرچقدر جمله را از نظر نثری زیباتر و پیچیدهتر کنند به نظر خام خودشان نیکوتر اند... شاید مشکل از ما خوانندگان باشد که زیبایی را در کلمات عربی و سنگین میبینیم و جمله همیشه باید در لفافه جای بگیرد تا زیبا نماید. به هر صورت این یک خلف وعدهی آشکار است که به واسطهی ظاهری زیبا، از بدیها و گناهش چشم پوشی میشود...
این موضوع شامل این کتاب نمیشود ، اصل رمان سقوط بسیار فلسفی و سنگین است ( بروید نظر ژان پل سارتر را راجع به این اثر کامو بخوانید ) ترجمهی شورانگیز فرخ با ویراستاری زنده یاد ابوالحسن نجفی بهترین ترجمهی این شاهکار است.
Je combattais paisiblement et, en me gardant des méthodes intéressées, je finissais par obtenir tout ce que j’avais désiré. ترجمهٔ فارسی آقای میرعباسی در این جمله چنین آمده است: با طرق مسالمتآمیز میجنگیدم و با پرهیز از طرق منفعتطلبانه، هرچه دندان طمع برایش تیز کرده بودم، سرانجام به دست میآوردم. در نگاه اول، جمله دچار تناقض معنایی میشود اگر راوی از «طرق منفعتطلبانه» پرهیز میکرده، چگونه به تمام منافع مورد طمع خود دست یافته است؟ اما این تناقض از کامو نیست؛ از ترجمه است. در متن فرانسوی، ترکیب procédés intéressés / méthodes intéressées بهمعنای «اصلِ منفعتطلبی» نیست، بلکه بهطور مشخص به روشهای آشکار، زمخت و علنیِ سودجویانه اشاره دارد؛ یعنی همان شیوههایی که نیت منفعتطلبانه را بیپرده لو میدهند. جانباتیست نمیگوید سودجو نبوده، بلکه میگوید سودجوییاش را نجیب، اخلاقی و نامرئی کرده بوده. شاید باید میگفت "طرق عام منفعتطلبانه" شایدم... به هر حال.. این یکی از مشکلات این ترجمه است...قسمت هایی ازین قبیل وجود دارند که مترجم انتظار داشته مطلب اصلی و مورد بحث یک جمله از عالم غیب به خوانندهی بینوا وحی شود...
" چه بسیار جنایتها فقط به این دلیل روی داده که عامل آنها قادر به تحمل قصور خویش نبوده است." فقظ به همین یک جمله هم که بیاندیشیم ، ارزش این بزرگمرد ادبیات جهان بر ما - در این دوره و زمانه - آشکار میشود.
«هر انسان گواهیست بر جرم دیگر انسان ها…»
ترجمه میر عباسی یا شورانگیز فرخ ؟
شورانگیز فرخ ، ترجیحا نشر نیلوفر
دوستانی که این کتاب رو از انتشارات علمی فرهنگی مطالعه کردید ، احیانا کتاب همچنان مقدمه هوشنگ گلشیری رو داره ؟
چه طرح جلد جالب و زیبایی داره نشر چشمه 👌
واقعا خنده داره که یک مشت آدم کم سواد که در عمرشان چهار تا کتاب سخت نخواندند ، به خودشان اجازه میدهند که بیایند و راجع به یک رمان فلسفی سنگین اظهار نظر کنند ! این را میگویند اعتماد به سقف ! در حد سواد و عقل تان نظر بدهید ، اگر کتابی را دوست ندارید، بگوئید دوست نداشتم و دیگر هم سراغ آن نویسنده نروید. اما بر چه اساسی به خودتان اجازه میدهید که به نویسنده ای توهین کنید که یک هزارم درک و اندیشهی او را ندارید و به کتابی که ژان پل سارتر در اوج اختلافاتش با کامو ، آن را بزرگترین شاهکار وی نامیده است. و درک نشده ترین.. که این آخری نشانهی این است که هر کسی نباید به سوی این کتاب برود.
عالی