رضی هیرمندی

رضی هیرمندی

رضی هیرمندی در سال ۱۳۲۶ در روستایی به نام واصلان در پیرامون زابل در سیستان به دنیا آمده است، دوره دبستان را در این روستا و دوره متوسطه را در رشته طبیعی در زابل به پایان برد. پس از آن در سال ۱۳۴۵ در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه مشهد (دانشگاه فردوسی) پذیرفته و در سال ۱۳۴۹ دانش آموخته شد. در سال ۱۳۵۳ به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد، و از آن سال در تهران به عنوان دبیر، در دبیرستان هایی مانند خوارزمی تدریس کرد. همزمان برای هشت سال در دانشگاه تهران به عنوان مربی، زبان انگلیسی را به دانشجویان تدریس می کرد. رضی هیرمندی در سال ۱۳۶۵ دوره کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی را در دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۶۷ در رساله ای با عنوان توصیف مقابله ای زمان ها در انگلیسی و فارسی به پایان رساند. در سال های ۱۳۷۰ به بعد او در دانشگاه آزاد اصول ترجمه را نیز به دانشجویان تدریس می کرد. سرانجام پس از بیست و پنج سال کار رسمی، درسال ۱۳۸۱ خودخواسته بازنشسته شد و یکسره به نوشتن و ترجمه پرداخته است. رضی هیرمندی کار ادبی اش را برای کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۵ با ترجمه کتاب درخت بخشنده اثر معروف شل سیلور استاین نویسنده شهیر آمریکایی آغاز کرد. همچنین در همین سال کار ترجمه برای بزرگسالان را با ترجمه کتاب این منم واکین شروع کرد. از آن پس رضی هیرمندی در دو رشته ترجمه و تألیف کار کرده است و حاصل آن بیش از ۱۰۰ اثر است. برخی از این آثار جوایزی را نصیب او کرده است.

کتاب های رضی هیرمندی

فیل ماکارون


جان من این کتاب را باز نکن!


خوش بخوابی، خرس کوچولو


مجموعه قصه های با پدر و مادر


ماجراهای بامزه در موزه…


صبح به خیر همسایه


خرس شمشیر به دست


چگونه شیر باشیم؟


دشمن


شاید سیب باشد


می توانم یک من دیگر بسازم؟


اجازه هست؟


از شکوفه تا درخت


خرگوش گوش داد!


هایکوهای طنزآمیز


به مدرسه دیر رسیدم چون


مشق شبم را ننوشتم چون


لوراکس


وقتی هورتون صدای هو کشید


شگفت زده


با همه چی


گربه را دیدند


گربه ی با کلاه


اختراع هوگو کابره


بیا برویم خانه، خرس کوچولو


آفرین، خرس کوچولو


خوابت نمی برد،خرس کوچولو؟


من و تو، خرس کوچولو


من صندلی نیستم!


من معذرت نمی خواهم


روباه و ستاره


فرهنگ شیطان


وای!چه جاها که خواهی رفت


در جست و جوی قطعه گم شده


چراغی زیر شیروانی


می زی گل به سر


اگر سیرک دست من بود


یک زرافه و نیم


کاش پاهای اردکی داشتم


سرگذشت لافکادیو