یکی از رمان های بزرگ فرانسوی در قرن نوزدهم.
این اثر، داستان عاشقانه، وفاداری به تاریخ و هجو را در هم می آمیزد.
داستانی مسحورکننده که بر پایه ی احساسات خود فلوبر شکل گرفته است.
سال ها گذشت و او، بطالت ذهن و سکون قلب خود را حفظ کرد.
قلب زنان مثل آن تکه های کوچک اسباب و اثاثیه ای است که جاهایی مخفی دارند، پر از کشوهایی که در هم گنجانده شده اند؛ بعد از تحمل سختی های فراوان و شکستن ناخن هایتان، در انتهای آن، گلی پژمرده یا اندکی گرد و خاک خواهید یافت؛ شاید هم هیچ چیز پیدا نکنید!
عشقی عظیم همچون سیل در قلبش در جوش و خروش بود و زمانی که به او نگاه می کرد، می توانست بی حس شدن ذهنش را احساس کند.
کتاب «مادام بواری» شاهکاری رئالیستی در ادبیات فرانسه، و مشهورترین اثر «گوستاو فلوبر» در نظر گرفته می شود.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
آثاری که شروع کننده ی مسیرهای حرفه ایِ درخشانی بودند و در برخی موارد، یک شَبه خالق خود را به شهرت رسانده اند.
«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده
محققین بیش از 1700 رمان را بررسی کرده اند و در نتیجه ی این تحقیق شش نوع داستان مشخص شده اند – ولی آیا آن ها داستان های دوست داشتنی ما را هم شامل می شوند؟
گوستاو فلوبر از فرانسوی بودنِ خود احساس افتخار نمی کرد اما همه ی فرانسوی ها می توانند هنگام مطالعه ی آثار این نویسنده بزرگ به ملیت خود افتخار کنند
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید
من نسخه الکترونیکی این رمان رو از "طاقچه کتاب" دارم میخونم. چهار فصل نخست رمان را مطالعه کرده ام و از نظر من رمان جالبی است که نباید آن را دست کم گرفت... رمان از بعد "روایت شناسی" رمانی مدرن است. یعنی راوی رمان آن تکنیکهای سنتی در روایت رمان را میشکند مثلا اوایل رمان که فردریک مورو با کشتی ، پاریس را ترک کرده و راهی "نوژان سورسن" میشود روایت رمان کمی آشفته میشود به گونه ای که شما گاها نمیتونید تشخیص بدید فردیک در پاریس است یا در نوژان سورسن! جدای از اینها این رمان ، رمان جالبی است که با کمی صعه صدر و یادداشت کردن اسامی کاراکترهای داستان میتوان آن را خواند و فهمید...ضمنا باید اندکی با تاریخ فرانسه اوایل قرن نوزده خصوصا انقلاب ۱۹۳۰ و انقلاب ۱۹۴۸ فرانسه آشنایی مختصری داشته باشید. قسمت هایی از رمان که دانشجوهای فرانسه علیه نظام پادشاهی فرانسه شعار میداند من رو یاد حوادث دیماه انداخت. :)
تمام کسایی که از این رمان بد گفتن به خاطر درک و پیشفرضِ غلتشون از این رمان بوده. طبیعیه اگه کسی با پیشفرضِ "یک رمان با داستانِ کلاسیک و ساختارمند و پرکشش و هیجان"، سراغ این اثر بره، از خوندنش ناامید میشه. ساختار تربیت احساسات مثل مادام بواری کلاسیک نیست؛ به رمانهای مدرن شباهت داره. پس خواهشا با پیشفرضِ خوندنِ یک اثر مدرن، این رمان رو شروع کنید! همچنین بنظرم بهترین رمان برای قبل از شروعِ در جستجوی زمان از دست رفته ست. چون هم از نظر روایت مدرن و هم از نظر حال و فضا به هم شباهت هایی دارن. خلاصه پیشفرض خیلی مهمه. با پیشفرض درست سمت خوندن کتابها برید تا دچار مهمل بافی و نظر در کردنهای الکی نشید و بعد دلیلِ این نظرتون رو با این جملهی « هرکس یه سلیقه ای داره » توجیه نکنید. به سلیقه ربط نداره، به شناخت ربط داره. اینکه شما یه اثر مدرن رو با معیارهای کلاسیک بسنجی، به سلیقه ربطی نداره! به ناآگاهی ربط داره.
مطالعهٔ رمانهای کلاسیک فرانسوی - اگر مانعی به نام ترجمه را فراموش کنیم- بهنظرم کمی حوصله میخواد. فلوبر تحتتاثیر رئالیسم فرانسویای که فضای ادبی آن زمان رو در برگرفته و آرزوی همیشگیاش که چیزی بنویسد که دربارهٔ هیچچیز نباشد (در نامهای به ژرژ ساند)؛ این اثر مهم رو خلق کرده. اهمیتش بیشتر بهخاطر فرم ادبی و رویکرد تازهٔ فلوبره تا قصهٔ هیجانانگیز با پایانی فوقالعاده. حقیر شخصا لذت بردم و ترجمه و نسخهای که داشتم ایراد ویراستاری انگشتشماری داشت.
دقیقا! خیلیها با خواندن بیگانه کامو ، چند داستان کوتاه از کافکا و رمانهای جین آستین و بعضا حفظ کردن یکی دو خط جمله قصار از نیچه ، میپدارن نویسنده و منتقد ادبی اند و به خودشون این اجازه رو میدن که در پیرامون هر اثر ادبی ای ، نظر بدن.
ترجمه بسیار ضعیف تا بحال که پنج فصل رو خوندم واقعا تاسف خوردم که این رو خریدم
برعکس کتاب مادام بواری این کتاب را اصلا نپسندیم و بهره نبردم به هیچ عنوان توصیه نمیکنم برای خواندن
مزخرفترین رمانی که خریدم.حیف پول بی سر و ته باید با هوش مصنوعی ارتباط شخصیتهای داستان رو متوجه بشی ضمنا اصل داستان هم حرفی برای کفتن نداره بیشتر به درد جامعه فرانسه میخوره نه ما ایرانی ها
منتقدان کلا هرچی رمان درباره عشق زنان و هوسهای اونا باشه تعریف میکنن و بادش میکنن.جامعه چپول فمنیستی اینجوریه گند زدن به هنر و سینما
من ترجمه سحابی نشر مرکز رو دارم خیلی فاجعه است بیشتر از ١٠ صفحه نمیشه خوند بسیار نامفهوم ترجمه شده انگار ترجمه گوگل ترنسلیته . ترجمه بهتر چی هست؟ لطفا معرفی کنید
برو رمانهای هری پاتر بخون اون راحت تره واست بنظرم 👌
دلیل این همه تعریف از این کتاب رو نفهمیدم. داستان غیر جذاب، خسته کننده و طولانی بود. اما مادام بواری رو خیلی دوست داشتم واقعا عالی بود.
به هر صورت دغدغهها، سلیقهها، تجربیات و جهان بینی افراد با هم متفاوت است.این کتاب برای من یک کتاب استثنایی و فراموش نشدنی است در حالی که یک نفر مثل شما اصلا ارتباطی با آن برقرار نکرده است؛ این عجیب نبوده و نیست.
کدوم ترجم بهتره؟
استاد مهدی سحابی
ترجمه نگاه کاملتره. برای مرکز سانسوری داره
احساسات بی تربیت
شریفیان مترجم خوبی نیست
اتفاقا مترجم خوبی بودن اما این کتاب چون به فرانسه هست و استاد سحابی مستقیما ترجمه کردن احتمالا دقیقتر از ترجمه ایشون هست که از انگلیسی ترجمه کردن
بدون ترید این رمان یک سر و گردن از مادام بوواری بالاتر است . با ترجمه عالی مرحوم سحابی بخوانید و لذت ببرید
رمان جذاب و تامل برانگیز
فوق العاده... مطمئنا به یکبار خوندن این رمان قناعت نخواهید کرد...عالی...عالی
از کدام کتابخانه میشود کتاب قرض کرد
جست و جو کنید، کتابخانههای فعال تهران.
پارک شهر (مرکزی)
لطفن موجود کنید این رمان بینظیر رو
در کل یه رمان تامل برانگیز از چالش احساسات..
لذت نبردم و نپسندیدم. خیلی کشدار و پرجزئیات و همینطور عدم ویراستاری کتاب که خواندن را(حداقل برای من) سخت و ناگیرا کرده!
عدم ویراستاری؟ میشه بگی ویراستار به چه کسی میگویند؟
آخرش نفهمیدیم بگیریم بخونیم یا نه؟