اسکندر

Honor

  • قیمت : ۳۸,۰۰۰ تومان

  • وضعیت : موجود
  • انتشارات: قطره قطره
    نویسنده:
مشخصات اسکندر
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-119-939-4
تعداد صفحه :512
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2011
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :5 فروردین

مشخصات اسکندر
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2012
سری چاپ :2
تعداد صفحه :492
شابک :9786003672765
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

معرفی کتاب اسکندر اثر الیف شافاک | ایران کتاب

کتاب اسکندر، رمانی نوشته ی الیف شافاک است که نخستین بار در سال 2011 وارد بازار نشر شد. داستان این رمان جذاب به خانواده ها، عشق و سوءتفاهم هایی می پردازد که در زندگی دو خواهر دوقلوی روستایی، تأثیرگذار هستند. در حالی که جمیله در روستا می ماند تا ماما شود، پِمبه به همراه شوهر خود، آدام، و به امید شروع یک زندگی جدید و آرام به لندن می رود. این زوج در لندن با انتخابی مواجه می شوند: یا به سنت های قدیمی خود پایبند بمانند و یا این که تمام تلاش خود را بکنند تا با این محیط جدید و ناآشنا سازگار شوند. پس از این که آدام، خانواده اش را ترک می کند، اسکندر که پسر ارشد است، باید وارد میدان شود و نگذارد که نام خانواده اش با بی آبرویی عجین گردد. وقتی پِمبه با مردی به نام الیاس وارد رابطه می شود، اسکندر درمی یابد که می توان با تمام قلب خود، کسی را دوست داشت و در عین حال، برای صدمه زدن به آن شخص، احساس آمادگی کرد.

کتاب اسکندر


ویژگی های کتاب اسکندر

از رمان های پرفروش ترکیه

نکوداشت های کتاب اسکندر
A powerful, gripping exploration of guilt and innocence, loyalty and betrayal.
کاوشی قدرتمند و گیرا درباره ی گناه و بی گناهی، وفاداری و خیانت.
Goodreads

Rich in psychological complexity.
اثری پرمایه از نظر پیچیدگی های روانشناسانه.
Shelf Awareness Shelf Awareness

A gripping exploration of the darkest aspects of faith and love.
کاوشی جذاب درباره ی تاریک ترین وجوه ایمان و عشق.
The Telegraph

قسمت هایی از کتاب اسکندر (لذت متن)
زن ساده و بی غل و غش وجود ندارد. زن ها دو دسته هستند. آن هایی که به شکلی بارز، پیچیده اند و آن هایی که با یک نگاه نمی شود متوجه پیچیده بودنشان شد.

کاش راهی برای برگرداندن زمان وجود داشت. کاش لااقل راهی برای بازگشت به زمان هایی خاص وجود داشت.

اتاقش را نشان خواهم داد. بعد، آرام در را به روی برادرم باز می گذارم و بر روی کسانی که به هیچ طریقی از ذهنم پاک نمی شوند، خواهم بست. از توی اتاقی در خانه نگاهش خواهم کرد. نه زیاد دور است و نه نزدیک. میان چهاردیواری است. توی جعبه ای در قلبم خواهد بود. اسکندری که نه می توانم دوستش بدارم و نه از او متنفر باشم.