1. خانه
  2. /
  3. کتاب زیستن در میان دوران ها

کتاب زیستن در میان دوران ها

نویسنده: جیمز هالیس
پیشنهاد ویژه
3.45 از 2 رأی

کتاب زیستن در میان دوران ها

Living Between Worlds
٪20
604000
483200
معرفی کتاب زیستن در میان دوران ها
کتاب «زیستن در میان دوران‌ها: چگونه در توفان‌های نیمه دوم عمر تاب بیاوریم؟» نوشته جیمز هالیس، کاوشی عمیق در چالش یافتن راه مناسب در دنیایی است که دائما در حال تغییر است. هالیس، روانشناس و نویسنده برجسته، خوانندگان را در سفری درونی به منظور یافتن معنا، هدف، و تاب‌آوری در میان آشفتگی‌های زندگی مدرن همراهی می‌کند.
نویسنده این کتاب را بر مبنای فلسفه‌ی کارل گوستاو یونگ، فیلسوف و روان‌پزشک سوئیسی، نوشته است. این کتاب از ۹ فصل، با عناوین «وقتی نقشه‌ی قدیمی ‌ناپدید می‌شود»، «زیستن در میانه‌ی دوران‌ها»، «روان‌شناسی عمق‌نگر چیست و چرا اهمیّت دارد؟»، «سه اصل اساسی روان‌شناسی عمق‌نگر»، «شفا چیست؟»، «دوشیزه‌ی بی‌دست: افسانه‌ای روان‌شناختی درباره‌ی جنسیّت»، «پیمایش دوران تغییرات»، «نقشه‌ای به‌سوی معنا: آنچه از یونگ می‌توان آموخت» و همچنین بخش پایانی‌ای با عنوان «سخن پایانی: بازگشت به خانه»، تشکیل شده است.
هالیس در این کتاب استدلال می‌کند که بسیاری از ما احساس می‌کنیم میان دنیاها گیر افتاده‌ایم. میان خواسته‌های درونی خود و انتظارات بیرونی، میان گذشته و آینده، و میان ثبات و تغییر. او این حس جدایی و بی‌ریشگی را کاوش می‌کند و استراتژی‌هایی برای ایجاد حس انسجام و معنا در زندگی‌مان ارائه می‌دهد.
یکی از ایده‌های محوری کتاب، اهمیت مواجهه با سایه یا جنبه‌های ناخودآگاه شخصیت ماست. هالیس معتقد است که با شناخت و پذیرش تمایلات تاریک‌ترمان، می‌توانیم به کلیت و خودآگاهی بیشتری دست یابیم. او خوانندگان را تشویق می‌کند تا به جای سرکوب یا انکار این جنبه‌ها، با آنها گفتگو کنند و از آنها برای رشد و تحول استفاده نمایند.
هالیس همچنین بر اهمیت یافتن معنا در زندگی‌مان، حتی در میان بی‌ثباتی و عدم قطعیت تأکید دارد. او پیشنهاد می‌کند که معنا را نمی‌توان یافت، بلکه باید آن را خلق کرد و این مسئولیت هر فرد است که زندگی خود را هدفمند سازد. او خوانندگان را ترغیب می‌کند تا از روایت‌های محدودکننده فراتر روند و داستان‌های جدید و توانمندسازی برای زندگی خود بسازند.
در سراسر کتاب، هالیس بینش‌های روانشناختی را با حکمت فلسفی و معنوی ترکیب می‌کند. او از اسطوره‌ها، رویاها، و آثار متفکران بزرگ برای روشن ساختن ایده‌های خود استفاده می‌کند. نثر او همدلانه و الهام‌بخش است و خواننده را به تأمل عمیق درباره زندگی دعوت می‌کند.
یکی از نقاط قوت کتاب، تأکید آن بر اهمیت روابط است. هالیس استدلال می‌کند که پیوندهای عمیق با دیگران برای بهزیستی و تاب‌آوری ما ضروری هستند. او راهنمایی‌هایی برای پرورش روابط معنادار و رها کردن الگوهای ناسالم ارائه می‌دهد.
کتاب همچنین به چالش‌های خاص میانسالی می‌پردازد، زمانی که بسیاری از ما با سوالات عمیقی درباره هویت، هدف، و میراث خود روبرو می‌شویم. هالیس این دوره را به عنوان فرصتی برای کاوش، بازتعریف، و تحول مجدد در نظر می‌گیرد.
در نهایت، کتاب «زیستن در میان دوران‌ها: چگونه در توفان‌های نیمه دوم عمر تاب بیاوریم؟» دعوتی است به سفر درون، به مواجهه با سایه‌های خود، و به خلق زندگی‌ای معنادار و منسجم. هالیس نقشه‌ای برای یافتن مسیر مناسب در زمانه‌های پرآشوب ارائه می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که حتی در میان تغییر و عدم قطعیت، می‌توانیم تاب‌آوری، هدف، و ارتباط را بیابیم. این کتاب با ترکیبی از بینش روانشناختی، حکمت معنوی، و همدلی عمیق، منبعی ارزشمند برای هر کسی است که به دنبال ایجاد زندگی‌ای غنی‌تر و معنادارتر است.
درباره جیمز هالیس
درباره جیمز هالیس
دکتر جیمز هالیس رییس انستیتو یونگ واشنگتن و یکی از برجسته‌ترین روانکاوان یونگی (پیرو مکتب پروفسور کارل گوستاو یونگ) است. او در ایالت ایلینوی آمریکا متولد شد و در سال ۱۹۶۲ از دانشگاه منچستر فارغ‌التحصیل شد. جیمز هالیس پیش از آن که مجدداً بین سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۲به عنوان یک روانکاو پیرو مکتب یونگ در انستیتو یونگ زوریخ آموزش ببیند، مدت ۲۶ سال در کالج‌ها و دانشگاه‌های متعددی به تدریس علوم انسانی پرداخت..
نظر کاربران در مورد "کتاب زیستن در میان دوران ها"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

(بخش اول نظر): این کتاب که توسط جناب هالیس در سال دو هزار و بیست منتشر شده، به هدف داشتن یک زندگی پرمعنا در نیمه دوم عمر نوشته شده که بینش‌های جناب یونگ و خودش رو در این زمینه ارائه کرده. در فصل اول جناب هالیس توضیح میده که چطور ما در این زمونه فعلی، به قول جناب نیچه: ما خدا را کشته‌ایم و نقش خدای اسطوره‌هارو کم‌رنگ کردیم. و بابت این موضوع با چه مشکلات جدیدی دست به گریبان شدیم. ایشون میگه ما نمی‌تونیم به طور عینی پدیده‌هارو بشناسیم، بلکه توسط ذهن‌مون فقط می‌تونیم برداشت‌های خودمون نسبت به پدیده‌ها (رویدادهای زندگی) رو داشته باشیم‌. یعنی حقیقت عینی از توانایی درک فعلی ما خارج هستش. در فصل دوم که هم عنوان کتاب هستش، جناب هالیس این موضوع رو مطرح می‌کنه که ما در میان دوران‌ها زندگی می‌کنیم، یعنی به وسیله مدرنیته، جایگزین‌هایی رو برای خدایان و اسطوره‌های قدیم ایجاد می‌کنیم و برای جایگزینی خدایان به بنیادگرایی و علم‌گرایی روی آوردیم. اما همچنان دچار روان‌پریشی و رنج‌های متعدد می‌شیم چون با فعالیت‌های موقتی که به نوعی حواس‌پرت کن هستند، به نیازهای روح خود بی‌اعتنایی می‌کنیم. نویسنده میگه: جهان، به عملکرد هر یک از ما وابسته‌ست، پس بهتره در این فرصت بودن، هر کاری که انجام میدیم رو، به بهترین نحو انجام بدیم. فصل سوم مربوط به روان‌شناسی عمق‌نگر هستش. که تعریف این اصطلاح چیه؟ و چرا در این زمونه ما بهش نیاز داریم و روانشناسی عمق‌نگر چه تاثیری در زندگی فعلی ما داره. و به این نکته اشاره می‌شه که ما با سه روش که عبارتند از: روزانه‌نویسی، تخیل فعال و خواب می‌تونیم با روان و پیام‌های اون توجه و ارتباط بگیریم. و نویسنده مطالعه جدی و مداوم ادبیات رو به هفت دلیل توصیه می‌کنه. که در مورد هر دلیل توضیحات کوتاهی رو ارائه می‌کنه. در فصل چهارم نویسنده سه اصل اساسی و پنهانی روان‌شناسی عمق‌نگر رو معرفی و در مورد هر کدوم توضیحات و مثال‌هایی رو ارائه می‌کنه. در مورد مباحث درماندگی، طردشدگی و پیام خواب‌ها هم صحبت‌هایی می‌شه. فصل پنجم مربوط به سه اثر معروف از سوفوکل (آنتیگونه)، شکسپیر (هملت) و جناب الیوت (پروفروک) میشه که نویسنده نسبت به دیدگاه خودش برای بهره‌مندی، پیام‌های نهفته در این آثار رو برای خواننده بررسی و توضیح میده.

1405/02/05 | توسطامین شاکر
0
| |
پاسخ ها

(بخش دوم نظر): فصل ششم در مورد شفاست، اینکه شفا چیست؟ البته منظور شفای روح هستش. جناب هالیس در این فصل نکاتی رو از کتاب خودشون به نام بیست و یک کار مهم برای بعد از سی سالگی بیان کرده که در رابطه با این موضوع (شفا) هستش. فصل هفتم مربوط به روایت دوشیره بی‌دست هستش که مثل فصل پنجم جناب هالیس از این روایت نکاتی رو به خواننده ارائه می‌کنه. فصل هشتم در مورد معنا و لحظات دشواری هستش که در زندگی ما گاهی به شکل رنج نمایان میشن. که چطور از پس لحظلات سخت بر بیایم و چگونه در میان رنج‌ها، معنا رو پیدا کنیم. و در نهایت در فصل نهم نویسنده در مورد جناب یونگ صحبت می‌کنه و چند اصطلاح از ایشون رو (مثل کهن الگو) ذکر می‌کنه و بعد در رابطه با یافتن معنا، نظریات ایشون رو به خواننده ارائه می‌کنه. البته در زمینه‌های مختلف مثل تنهایی و سایه هم صحبت میشه که اتفاقا محتوای غنی هم در رابطه با این موضوعات داره. جذاب‌ترین فصل برای بنده مطالب همین بخش بود (سلیقه‌ای). البته چند صفحه‌ای هم به سخن پایانی اختصاص داده شده. در میان شش کتابی که تا به امروز از جناب هالیس خوندم، کتاب موضوع اصلی چیست؟ و سفر زندگی بیشترین جذابیت رو نسبت به دغدغه و درک فعلی‌م داشتن.

1405/02/05|توسطامین شاکر
0
|