کتاب کشتی شکسته

broken ship

مشخصات کتاب کشتی شکسته
مترجم :
شابک : 978-9643518790
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 320
سال انتشار شمسی : 1393
سال انتشار میلادی : 1910
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 25 مهر

معرفی کتاب کشتی شکسته اثر رابیندرانات تاگور

کتاب کشتی شکسته اثر بسیار زیبای رابیندرانات تاگور، افسانه ای از عشق و زندگی اجتماعی مردم هندوستان است و ما را با زیبایی فرهنگ و هنر این کشور آشنا می سازد.
رامش که در هند دانشجو است، سخت دلباخته همنالینی است و قصد دارد با او ازدواج کند. اما پدر رامش برای او شخص دیگری را در نظر گرفته است. رامش به دنبال پدرش به ده دختر می رود تا با او ازدواج کند. در راه برگشت آن ها دچار طوفان می شوند. زمانی که رامش به هوش می آید، متوجه می شود فقط خودش و همسر آینده اش در ساحل هستند. اما این دختر کمالا نام دارد و اصلا همسری نیست که پدرش انتخاب کرده بود.
در این کتاب، تاگور بنا به عادت معهود، یک بار دیگر با در هم آمیختن حکمت کهن هند با مقتضیات جهان مدرن، دیدگاهی عجیب و غریب و ناموجه در قبال رخدادهای معاصر خود اتخاذ می کند که به قول گئورگ لوکاچ، منتقد ادبی و فیلسوف بزرگ قرن بیست، پیش از هر چیز در خدمت بازسازی سلطه ی استعماری انگلیس بر هندوستان از طریق نفی مبارزات رهایی بخش است. لازم به ذکر است در این کتاب نیز همچون «خانه و جهان» اثر دیگر تاگور، مسائل حاد اجتماعی تا حد درگیری های خانوادگی تقلیل می یابند.

کتاب کشتی شکسته

رابیندرانات تاگور
رابیندرانات تاگور، زاده ی ۷ مه ۱۸۶۱ و درگذشته ی ۷ اوت ۱۹۴۱، شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهره پرداز اهل بنگال هند بود. نام آوریش بیشتر به خاطر شاعری اوست. وی نخستین آسیایی برنده ی جایزه ی نوبل بود. پدرش دبندرانات (مهاریشی) و مادرش سارادادیوی نام داشت. پدر تاگور غزل های حافظ را از برداشت و به اشعار فارسی علاقه وافری داشت. او خود را متعلق به سرزمین ایران می دانست. به تاگور لقب گوردیو به معنای پیشوا داده اند. وی از سردمداران دیرین و مدافعان سرسخت استقلال هندوستان به شمار می آید. رابیندرانات تاگور ب...
قسمت هایی از کتاب کشتی شکسته (لذت متن)
برای همه مسلم بود که رامش آخرین امتحان خود را در حقوق با موفقیت می گذراند. زیرا الهه دانش آن که فرمانروای مدارس است پیوسته سر تا پای او را با گل های طلایی رنگ لوتس (Lotus) گل باران کرده و بارانی از جایزه های علمی بر او باریده بود.

عصر یکی از روزها سر میز چای مناقشه عجیبی درگرفت زیرا یکی دیگر از دوستان این خانواده به نام آکشای بحث جالبی را پیش کشید. این آکشای در امتحانات خود توفیق نیافته بود. اما جوان فهمیده ای بود و از میان همه نوشابه ها به چای همنالینی دلبستگی داشت. علت مناقشه آن بود که آکشای گفته بود: «هوش مردها مانند شمشیر است که هرچند هم تیز نباشد سنگینی اش ضامن آن هست که به جای سلاح برنده ای به کار رود در حالی که هوش زن ها مثل قلمتراش است که هرچند هم تیز باشد کار مهمی از آن ساخته نیست.»

به این حرف ها اعتقادی ندارم شما می توانید درباره زیبایی یک گل یا یک پروانه اظهار عقیده کنید ولی خوبی و بدی زن ها مقیاس دیگری دارد.