کتاب واقعیت درمانی

Reality Therapy

مشخصات کتاب واقعیت درمانی
مترجم :
شابک : ‭978-600-6304-90-8‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 424
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1965
نوع جلد : جلد نرم
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : ---

در فهرست کتاب هایی که زندگی تان را دگرگون خواهند کرد

ویلیام گلسر از پرفروش ترین نویسندگان روانشناسی آمریکا

معرفی کتاب واقعیت درمانی اثر ویلیام گلسر

کتاب واقعیت درمانی، اثری نوشته ی ویلیام گلسر است که نخستین بار در سال 1965 انتشار یافت. این اثر بسیار پرفروش از دکتر گلسر، به روش جایگزین او برای دستورالعمل های روانکاوانه ی فرویدی می پردازد، این روش را مورد تشریح قرار می دهد، آن را با روش های درمانی رایج مقایسه می کند و موردهای موفق آن در درمان افراد را با مخاطبین سهیم می شود. واقعیت درمانی بر کارهای مرتبط با «اینجا و اکنونِ» مراجعه کننده و توانایی خلق و انتخاب آینده ای بهتر تمرکز می کند. به عقیده ی گلسر، جنبه ی اجتماعی اختلال های روانشناسانه به خاطر تعجیل در گذاشتن نام و برچسبِ «مریض» یا «بیمار روانی» بر افراد، بیش از اندازه مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که آن اختلال ممکن است به روش های بسیار ساده تری مورد درمان قرار گیرد. دکتر گلسر در کتاب واقعیت درمانی تلاش می کند تا میان مراجعه کننده و رفتار آن شخص، تمایز قائل شود.

کتاب واقعیت درمانی

ویلیام گلسر
ویلیام گلسر، زاده ی 11 می 1925 و درگذشته ی 23 آگوست 2013، روانپزشک و نویسنده ی آمریکایی بود.گلسر در کلیولند به دنیا آمد و بزرگ شد. او در سال 1945 مدرک کارشناسی خود را در رشته ی مهندسی شیمی دریافت کرد. گلسر سپس به ادامه ی تحصیل در رشته ی روانشناسی بالینی و بعد از آن، روانپزشکی پرداخت. او پس از مدتی، یک موسسه ی روان درمانی خصوصی در لس آنجلس به وجود آورد و تا سال 1986 آن را اداره می کرد.ویلیام گلسر، نویسنده ی بسیاری از کتاب های تأثیرگذار درباره ی سلامت روانی، مشاوره، بهبود مدارس و بسیاری از سایر...
نکوداشت های کتاب واقعیت درمانی
An extraordinarily significant book.
کتابی فوق العاده بااهمیت.
O. Hobart Mowrer

Glasser's classic bestseller.
اثر کلاسیک و پرفروش گلسر.
Harper Collins

قسمت هایی از کتاب واقعیت درمانی (لذت متن)
هنگامی که درباره ی رویکرد مسئولیت گریزانه ی او که همه چیز را فقط برای رضایت خاطر خودش می خواست، صحبت می کردیم، به نظر می رسید سعی می کند با قصه پردازی های طولانی از کودکی اش، شوهرش، خانواده اش و حتی برخی از دوستانش وقت را تلف کند. درمان او به کندی پیش می رفت، به نظر می رسید اتفاق جالبی نمی افتد، ولی رابطه ی انسانی ما در حال پیشرفت بود چون نتوانسته بود وادارم کند نقشی را به عهده بگیرم که بتواند مرا هم پس بزند. کم کم برای من و کارم احترام و ارزش قائل می شد. سرانجام، یک روز در فرآیند یک گفت و گوی تقریبا پرچالش، از کوره درمی رفت و می گفت: تو نمی توانی مرا وادار به مسئولیت پذیری کنی. با وجود این، ماه ها فشار هشیارانه، تأثیر خود را بر او گذاشته و اکنون حالت دفاعی خفیفی به خود گرفته بود. حالا به تدریج داشت متوجه منظور من می شد. ظاهرا در کارم کمی پیشرفت کرده بودم و گرنه این گفت و گو پیش نمی آمد.

همه ی بیماران، صرف نظر از رفتاری که برمی گزینند، در تلاش ناموفقشان برای ارضای نیازهای خود، یک ویژگی مشترک دارند: آن ها واقعیت دنیای پیرامونشان را انکار می کنند.