کتاب داشتن و نداشتن To Have and Have Not


  • قیمت : ۱۶,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب داشتن و نداشتن اثر ارنست همینگوی

محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

رمان داشتن و نداشتن، اثر ارنست همینگوی، در سال 1937 انتشار یافت. رمان داشتن و نداشتن، داستان یک ناخدای قایق ماهیگیری به نام هری مورگان در فلوریدا را روایت می کند. رمان، هری را ذاتا شخصیت خوبی معرفی می کند که به خاطر شرایط سخت اقتصادی که خارج از کنترل او هستند، مجبور به ورود به بازار سیاه و جابه جا کردن کالای قاچاق بین کوبا و فلوریدا شده است. یکی از مشتریان ثروتمند هری، دستمزد یک سفر ماهیگیری سه هفته ای را به او پرداخت نکرده و او را در شرایط بسیار بدی قرار می دهد. پس از این اتفاق، هری با انتخابی سرنوشت ساز، تصمیم می گیرد که برای تأمین مخارج خانواده اش، مهاجرین چینی را به صورت قاچاق و غیرقانونی از کوبا به فلوریدا انتقال دهد. او سپس شروع به عبور انواع مختلفی از بارهای غیرقانونی[از الکل گرفته تا انقلابی های کوبا]بین دو کشور می کند. رمان داشتن و نداشتن، با جزئیات و داستانی بسیار ملموس و واقعی، و دارا بودن یکی از ظریف ترین و تکان دهنده ترین ارتباطات انسانی در آثار همینگوی، به عنوان یکی از برترین آثار ادبی در تمامی اعصار، خود را معرفی می کند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی داشتن و نداشتن



مشخصات کتاب داشتن و نداشتن
قطع :پالتویی
تعداد صفحه :315
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1937
شابک :978-964-363-843-6
وزن :250
سری چاپ :1

ویژگی ها کتاب داشتن و نداشتن

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1954

سه فیلم بر اساس این کتاب در سال های 1944، 1950 و 1987 ساخته شده است

بیشتر بخوانید

چگونه از همینگوی داستان‌نویسی بیاموزیم؟

نثر همینگوی را می توان در میان پراحساس ترین و لطیف ترین متون ادبی در نظر گرفت که با قدرتی کم نظیر، مخاطب را کاملاً به دنیا و حال و هوای شخصیت های داستان هایش منتقل می کند.

نکوداشت های کتاب داشتن و نداشتن
Lively and poetic, remarkable in its emotional impact.
زنده و شعرگونه، با تأثیر احساسی شگرف.
Simon & Schuster

Hemingway's gift for dialogue has never been more conspicuous.
توانایی همینگوی در نوشتن مکالمات، هیچ وقت به این اندازه برجسته و درخشان نبوده است.
Times Literary Supplement Times Literary Supplement

Magnificent.
باشکوه.
Bookrags Bookrags

بخش هایی از کتاب داشتن و نداشتن (لذت متن)
به او گفتم: گوش کن، اول صبحی آن قدر بداخلاق نباش. مطمئنم که گلوی خیلی ها را بریده ای. اما من حتی قهوه ام را هم نخورده ام.

مرگ مثل فاحشه ای در یک میخانه است؛ حاضرم برایش یک نوشیدنی بخرم اما هرگز با او به یک اتاق نخواهم رفت.

عشق، تمام آن حقه های کثیفی است که یادم دادی و احتمالا خودت، آن ها را از یک کتاب برداشتی.