0

کتاب تاریخ عشق The History of Love: A Novel


  • قیمت : ۲۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر تاریخ عشق
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

کتاب تاریخ عشق، دومین رمان نیکول کراوس و داستانی پیچیده است که خط روایی آن را نمی توان در چند خط خلاصه کرد؛ چرا که داستان، زمان ثابتی ندارد و بین گذشته و آینده در گذار است و توسط چندین شخصیت و گاهی اوقات در غالب نامه، خاطرات روزانه و حتی رمان در رمان روایت می شود همچنین، اتفاقی نیست که عنوان کتاب، «تاریخ عشق» برای آن انتخاب شده است. کتاب، نوعی داستان رازآلود بوده که در آن، تغییر اسامی، خیانت و هویت های محرمانه به چشم می خورد. آلما سینگر چهارده ساله در تلاش است تا علاجی برای تنهایی مادرش پیدا کند. او که باور دارد علاج این تنهایی در کتابی است که مادرش با عشق و علاقه مشغول کار برروی ترجمه ی آن است، تصمیم می گیرد تا نویسنده ی کتاب را پیدا کند. آن سوی نیویورک، پیرمردی به نام لئو گورسکی تلاش می کند تا کمی بیشتر زنده بماند. او روزهایش را با فکر و خیال درباره ی عشق از دست رفته اش سپری می کند؛ عشقی که شصت سال پیش، قریحه و قدرت نوشتن یک کتاب را در او به وجود آورد. گرچه لئو از این موضوع بی خبر بوده، کتابش با گذر از اقیانوس ها و نسل ها و با تغییر زندگی های بی شمار، از گزند زمان مصون مانده است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی تاریخ عشق



انتشارات: مرکزمرکز
نویسنده: نیکول کراوس نیکول کراوس
مشخصات تاریخ عشق
قطع : رقعی
شابک : 978-964-213-286-7
وزن : 300
تعداد صفحه : 264
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2005
سری چاپ : 7

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی بین المللی ویلیام سارویان سال 2008

نکوداشت
With extraordinary depth and beauty.
با ژرفا و زیبایی فوق العاده.
Newsday Newsday

Vertiginously exciting.
با هیجانی وافر.
New York Times New York Times

Delightful, hilarious and deeply affecting.
لذت بخش، سرگرم کننده و بسیار تأثیرگذار.
LA Weekly

لذت متن
لئوپلد گورسکی مردنش را از 18 آگوست 1920 آغاز کرد. وقتی راه رفتن می آموخت، مرد. وقتی پای تخته می ایستاد، مرد و یک بار هم وقتی سینی بزرگی در دست داشت. وقتی امضای جدیدی تمرین می کرد، مرد. وقتی پنجره ای را باز می کرد، تنها مرد، چون خجالت می کشید به کسی زنگ بزند. یا به یاد آلما مرد. یا وقتی دیگر نخواست یادش را بکند. در واقع، چیز زیادی برای گفتن نیست. او نویسنده ی بزرگی بود. او عاشق شد. این بود زندگی اش.

آخرسر فقط وسایلت از تو می مانند. شاید برای همین من هرگز نتوانسته ام چیزی را دور بریزم. شاید به این خاطر جهان را تلنبار می کردم: در این امید که وقتی مردم، جمع تمام چیزهایم نشانه ی زندگی بزرگتری از آنچه داشتم باشد.

به دنیا که آمدم مادرم اسمم را از روی تمام دختران کتابی گذاشت که از پدرم هدیه گرفته بود؛ کتاب تاریخ عشق. اسم برادرم را گذاشت امانوئل خائیم؛ از روی امانوئل رینگلبلوم، مورخ یهودی که دبه های شیر پر از شهادت نامه را در گتوی یهودیان ورشو دفن می کرد و نوازنده ی ویولن سلی به نام امانوئل فویرمان که از پدیده های دنیای موسیقی قرن بیستم بود و همین طور نویسنده ی نابغه ی یهود، ایزاک امانوئیلویچ بابل و عمویش خائیم که لوده بود، دلقکی واقعی که همه را از خنده روده بر می کرد و نازی ها کشتندش. اما برادرم حاضر نشد به این اسم جواب بدهد. وقتی مردم اسمش را می پرسیدند، یک چیزی از خودش درمی آورد.