کتاب سه مرد در یک قایق Three Men in a Boat


  • قیمت : ۲,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر سه مرد در یک قایق
ایران کتاب ایران کتاب

سه مرد در یک قایق که در سال 1889 به انتشار رسید، داستانی کمدی از نویسنده‌ی انگلیسی، کلپکا جروم است که به سفری دوهفته‌ای بر روی قایق می‌پردازد. این کتاب قرار بود در ابتدا، یک راهنمای سفر جدی به همراه تاریخ محلی مسیر طی شده باشد، اما عناصر طنزآمیز فراوان و درخشان اثر، کار را به جایی رساند که قسمت‌های جدی و گاهاً احساسی داستان کاملاً در حاشیه قرار گرفت. یکی از تحسین شده‌ترین ویژگی‌های کتاب سه مرد در یک قایق، امروزی بودن آن برای مخاطبین جدید است به طوری که انگار، شوخی‌های موجود در کتاب در همین دوران نوشته شده‌اند و نه زمانی بیش از یک قرن پیش. سه کاراکتر اصلی داستان بر اساس شخصیت خود نویسنده—که راوی داستان نیز هست—و دو دوست دیگرش به نام‌های جورج وینگریو و کارل هنتشل خلق شده‌اند. کلپکا جروم به همراه این دو نفر اغلب به سفرهای دریایی می‌رفته و داستان رمان را می‌توان به گونه‌ای خودزندگی‌نامه‌ی نویسنده در نظر گرفت.

خرید و معرفی کتاب خواندنی سه مرد در یک قایق



انتشارات: معینمعین
نویسنده: کلپکا جروم کلپکا جروم
مشخصات سه مرد در یک قایق
قطع :رقعی
شابک :978-964-7603-84-3
وزن :255
تعداد صفحه :216
سال انتشار شمسی :1386
سال انتشار میلادی :1889
سری چاپ :1

ویژگی ها

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

فیلم هایی بر اساس این کتاب بین سال های 1920 تا 2006 ساخته شده است.

نکوداشت
Wonderfully fresh and funny.
به شکل شگفت انگیزی امروزی و بامزه.
Daily Telegraph Daily Telegraph

A charming comedy of friendship and human nature.
یک داستان کمدی جذاب درباره ی دوستی و سرشت بشر.
Independent Independent

This classic masterpiece remains a comic gem.
این شاهکار کلاسیک، همچنان الماسی در ژانر کمدی است.
Guardian Guardian

لذت متن
جورج گاهی به قدری عاقلانه حرف می زند که آدم تعجب می کند. مثلا این حرفی که زد خیلی عاقلانه بود. حرف او نه تنها درباره سفری که ما می کردیم، درست بود، بلکه درباره سفر بزرگ نیز صدق می کند. چقدر اشخاص هستند که در این سفر قایق خود را با اثاث زاید و آرایش های نامطبوع و بازیچه های طفلانه پر می کنند و قایق به قدری سنگین می شود که بازو توانایی کشیدن آن را ندارد. استراحت و آرامش بر چنین اشخاصی حرام است و این ها وقت آن را ندارند که امواج خفیف رودخانه و گل و گیاه کنار آن را تماشا کنند و یا جنگل های سبز و طلایی و درختان رنگارنگ را به دقت بنگرند و از هر برگی داستانی بخوانند.

چقدر خوب است که قایق زندگی سبک و فقط مایحتاج و چیزهای مفید در آن جمع باشد. مثلا یک خانه راحت با خوش گذرانی های ساده آن و یکی دو رفیق حسابی. یک نفر که شما را دوست داشته باشد و شما او را دوست بدارید. یک گربه، یک سگ، یکی دو عدد پیپ، به قدر کافی خوراک و به قدر کافی پوشاک و قدری بیشتر از کافی نوشابه، آن وقت خواهید دید که کشیدن قایق چقدر آسان است و قایق زود وارونه نمی شود و اگر وارونه شود، عیبی نمی کند چون اثاثیه محکم و ساده از آب آسیبی نمی بینند. آن گاه وقت خواهید داشت که نه تنها کار بکنید بلکه بیندیشید و به زیر و بم آهنگ مقدس که از قلوب بشر برمی خیزد، گوش فرا دارید.

من نمی توانم بنشینم و کار کردن و به بردگی گرفته شدن انسان دیگری را تماشا کنم. بلند می شوم و نظارت می کنم، و در حالی که دستانم در جیبم است، کمی راه می روم و به او می گویم که چه کار باید بکند. این ذات پرانرژی من است. نمی توانم جلویش را بگیرم.