کتاب چه کسی باور می کند

Who believes
برنده ی جایزه ی بهترین رمان اول سال 1383 از بنیاد گلشیری
کد کتاب : 10114
شابک : 9789645881625
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 248
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1995
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 16
زودترین زمان ارسال : 30 فروردین

معرفی کتاب چه کسی باور می کند اثر روح انگیز شریفیان

"چه کسی باور می کند" رمانی تحسین شده از "روح انگیز شریفیان" است که جوایز ویژه ای را برای وی به همراه داشته است. این داستان درباره ی زنی است که هر چه می کند نمی تواند از زندگی مرفه خود لذت ببرد. او همسر مردی تحصیل کرده و ایده آل از دیدگاه جامعه می شود و پس از ازدواج به خارج رفته و در کشورهای مختلف سفر می کند. او همچنین در خارج از کشور به تحصیل مشغول شده و صاحب فرزند نیز می شود اما نه این آسایش و رفاه و نه همسری که همواره از او پشتیبانی می کند، نمی تواند ذره ای او را به شوق آورده و خوشبختی را برایش به ارمغان بیاورد. تنها چیزی که هنوز در یاد و خاطرش بارقه ای از نور اشتیاق می تاباند، رستم است؛ رستمی که سخت با خاطرات گذشته و دوران کودکی اش گره خورده است.
اما رستم کیست؟ پسرکی با جثه ی نحیف که برای پادویی به خانه پدربزرگ راوی داستان "چه کسی باور می کند" آورده شد و همه کاری انجام می داد. از کارهای پیش پا افتاده و دم دستی گرفته تا واکس زدن کفش، با وجود اینکه از بوی واکس بدش می آمد و شاگردی در داروخانه ی پدر راوی، علی رغم اینکه به بوی داروها حساسیت داشت. حال که راوی تمام لحظاتش از یاد و خاطره ی رستم پر شده، حتی تنفر او را به تنفر شخصی خود تبدیل ساخته؛ داروسازی خوانده تا بتواند بوی دارو را با ماده ای از بین ببرد و هرگز واکس نخریده و کفش هایش را واکس نمی زند.
این رمان نوستالژیک از "روح انگیز شریفیان"، روانشاسی مهاجرت و دغدغه های غربت را به خوبی به تصویر کشیده و دو نگاه مختلف به این مساله را در"چه کسی باور می کند" نمایش داده است. یک دیدگاه که با مسائل به شیوه ای منطقی برخورد کرده و دیگری که در ذهن و خیال دنبال راه حلی برای آنان می گردد.

کتاب چه کسی باور می کند

روح انگیز شریفیان
روح انگیز شریفیان نویسنده و مترجم معاصر ایرانی، متولد سال ۱۳۲۰ در تهران است. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ تعلیم و تربیت در اتریش طی کرده است و اکنون سال هاست که در لندن اقامت دارد.نخستین رمان روح انگیز شریفیان چه کسی باور می کند، رستم، چاپ سال ۱۳۸۲ جایزه ادبی گلشیری برای بهترین رمان سال را از آن خود کرد.
قسمت هایی از کتاب چه کسی باور می کند (لذت متن)
می گویم: اگر می توانستیم یک بار دیگر به دنیا بیاییم، تو دلت می خواست کجا به دنیا بیایی و چه کاره باشی؟ دستی روی سرش می کشد و می گوید: تو چی؟ - من دلم می خواست در جایی به دنیا بیایم که مجبور به ترک آنجا نباشم - مگر خودت نمی خواستی بروی؟ - آدم همیشه که از انتخابهایش راضی نیست. یک راهی یک وقتی جلومان قرار می گیرد. یکی از مشکل ترین کارها در زندگی این است که انسان بتواند تصمیم بگیرد در کجا ماندگار شود و زندگی کند. آن که می رود نه اینجاست نه آنجا. همیشه طرف دیگر است. انگار هاله ای دورش را گرفته تک خنده ای میکند : هاله که چیز بدی نیست. مخصوصا اگه هاله ی تقدس باشد بدون توجه به خنده اش میگویم: هاله نیست. یک حباب است. آدم همیشه و همه جا با یک حباب از بقیه جداست. گاهی آن را فراموش میکنی. اما حتی در این وقت ها هم به طور ناخودآگاه ان را حس میکنی. هیچ راهی برای ندیده گرفتنش نیست. هیچ راهی. فقط عادت میکنی. همین

ما مثل حیوانات دریایی از آب بیرون افتاده میشویم. به زندگی در خشکی خودمان را عادت میدهیم، اگرچه دیگر بدنمان با زندگی در آب سازگار نیست، اما ریشه هایمان هنوز در آب است و از آن تغذیه میکند. اگر آب خشک شود ما نیز خشک میشویم. پایمان را که در آب میگذاریم ، طاقت سرمای آنرا نداریم ، آنرا که پس میکشیم طاقت آفتاب را هم نمی آوریم. یاد خنکی مطبوع آب ذهنمان را مشغول میکند و به این تربیت نیمی از زندگیمان را در این بازی نیمه کاره و دو طرفه از دست میدهیم.