کتاب همدرد

The Sympathizer

  • قیمت : ۲۴,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب همدرد اثر ویت تان نون

رمان همدرد، برنده ی جایزه ی پولیتزر در ادبیات داستانی، رمانی بسیار تأثیرگذار و بااهمیت به شمار می آید. رمان همدرد، با ضرب آهنگ و تعلیق موجود در داستان های جنایی و با نثری قابل مقایسه با نویسندگانی همچون گراهام گرین و سال بلو، حماسه ای شگرف از عشق و خیانت است. راوی داستان، یک کمونیست و جاسوسی دوجانبه است که به گفته ی خودش، دارای دو ذهن مجزا است. او افسری فرانسوی-ویتنامی است که پس از بازپس گیری شهر سایگون توسط ارتش ویتنام، به آمریکا آمده است و در حالی که به همراه سایر پناه جویان ویتنامی در لس آنجلس، مشغول ساختن یک زندگی جدید است، به صورت پنهانی برای افسران ارشد کمونیست خود در ویتنام، جاسوسی می کند. او تحت نظر قرار می گیرد و برای جلوگیری از لو رفتن هویتش، مجبور به انجام و تحمل اعمال سخت و دردناکی می شود. او پس از این که درگیر عشق می شود، درمی یابد که آرمان های والایش با صداقت و وفاداری نسبت به دوستان و نزدیکان خود، به شدت در تضاد بوده و حتی ممکن است هیچ راه حلی برای آن پیدا نشود. رمان همدرد، کاوشی برجسته در مورد هویت، رمانی نفس گیر و داستانی قدرتمند درباره ی عشق و دوستی است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی همدرد


ویژگی ها کتاب همدرد

برنده ی جایزه ی پولیتزر سال 2016

مشخصات کتاب همدرد
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-8211-19-8
تعداد صفحه :448
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2015
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب همدرد
Extraordinary... Surely a new classic of war fiction.
فوق العاده... یک اثر کلاسیک جدید در ادبیات داستانی جنگ.
Washington Post Washington Post

Mr. Nguyen is a master of the telling ironic phrases and the biting detail.
آقای نون، در گفتن عبارات طعنه آمیز و جزئیات گزنده، بسیار چیره دست و صاحب سبک است.
New York Times New York Times

Powerful and evocative... Gripping.
قدرتمند و الهام بخش... نفس گیر.
San Francisco Chronicle San Francisco Chronicle

بخش هایی از کتاب همدرد (لذت متن)
من یک جاسوسم، یک شبح، یک روح، یک مرد دوچهره. به همین دلیل شاید عجیب نیست که من دو تا ذهن هم دارم. من تصویر نامربوطی نیستم که از یک کتاب طنز یا یک فیلم ترسناک بیرون آمده باشد، هر چند بعضی ها طوری با من برخورد می کنند انگار یکی از آن شخصیت ها هستم.

باید اعتراف کنم استعدادی که نتوانی از آن استفاده کنی، استعدادی که خودش بر تو مسلط باشد، خطر محض است. اما در آن ماهی که من شروع به اعتراف کردم، نگاهم به دنیا خوش بینانه بود تا این که دیدگاهی مخاطره آمیز نسبت به آن داشته باشم و این طور شد که خطرات برای اولین بار رخ نشان دادند.

مشکل تو، زیادی فکر کردن نیست؛ مشکلت این است که به دیگران اجازه می دهی که بدانند به چه چیزی داری فکر می کنی.