اتاق شماره 6

Ward Number-06

  • قیمت : ۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: هرمسهرمس
نویسنده:

معرفی کتاب اتاق شماره 6 اثر آنتون چخوف

کتاب اتاق شماره 6، اثری نوشته ی آنتون چخوف است که اولین بار در سال 1892 انتشار یافت. مردی آرمان گرا به نام دکتر رابین، مسئول یک آسایشگاه روانی در حومه ی شهر است و بر گروهی از بیماران نظارت می کند؛ بیمارانی که انگار بازتابی از تمام انسان ها و به خصوص جامعه ی روسیه هستند. دکتر رابین که به دنبال یافتن پاسخ برای سوال هایی ژرف است، هم با کارکنان آسایشگاه و هم با بیماران وارد گفت و گو می شود و تلاش می کند تا به درکی بهتر از زندگی خود و تغییرات آن برسد. اما به تدریج مرز میان پزشک و بیمار محو و محوتر می شود. کتاب اتاق شماره 6 با بیان دغدغه های چخوف در رابطه با نگاه جامعه به بیماران روانی، داستانی تکان دهنده درباره ی معنای هستی بشر را به مخاطبین ارائه می کند.

کتاب اتاق شماره 6


ویژگی ها کتاب اتاق شماره 6

آنتون چخوف از بزرگترین نویسندگان ادبیات روسیه

فیلم هایی بر اساس یکی از داستان های این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

مشخصات کتاب اتاق شماره 6
نوع جلد :شومیز
قطع :پالتویی
شابک :978-964-363-801-6
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1892
تعداد صفحه :92
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب اتاق شماره 6
The line between sanity and insanity is blurred in this classic work.
در این اثر کلاسیک، مرز میان سلامت روان و جنون محو می شود.
LibriVox

It explores complex, ambiguous and often extreme emotions.
این اثر به کاوش در عواطفی پیچیده، مبهم و اغلب شدید می پردازد.
Amazon Amazon

بخش هایی از کتاب اتاق شماره 6 (لذت متن)
زندگی، دام رنج آوری است. وقتی مرد متفکر به سن بلوغ رسید و رشد عقلی پیدا کرد، بی اراده خود را در دامی می بیند که راه خروج ندارد. در حقیقت انسان برخلاف اراده ی خویش در نتیجه ی یک سلسله حوادث به وجود آمده است. چرا؟ معلوم نیست! او می خواهد مفهوم و هدف خلقت خود را بداند اما به او جواب نمی دهند یا در پاسخ سوالاتش، جواب های بی معنی و مهمل می شنود. هر دری را که بکوبد باز نخواهد شد. بالاخره مرگ که آن هم بر خلاف میل و اراده ی اوست، سر وقتش خواهد آمد.

همانطور که زندانیان وقتی با هم زنجیرهای خود دسته جمعی به راه بیفتند، خیال می کنند که آزادتر و راحت ترند، اگر مردم هم در زندگانی به تجزیه و تحلیل فکری بپردازند و با هم پیش بروند و اوقات خود را در راه تبادل افکار آزاد و ارزشمند مصرف کنند، دیگر متوجه دام زندگی نخواهند شد. با این مفهوم عقل و خرد، لذت بی نظیری خواهد داشت.

اما هیچ می دانید که ده ها بلکه صدها دیوانه آزادنه گردش می کنند؟ فقط به سبب این که شما در اثر جهل و نادانی قدرت تشخیص ندارید، نمی توانید آن ها را از مردم سالم تمییز دهید. بنابراین چرا میان این همه دیوانگان، فقط من و این بدبخت ها مجبوریم در این زندان باشیم؟ شما و معاون شما و بازرس شما و همه ی این اراذل و اوباش که در بیمارستان شما کار می کنند از نظر فضایل اخلاقی به میزانی غیرقابل قیاس از ما پست ترید، پس چرا ما اینجا زندانی باشیم و شما آزاد بگردید؟ این چه منطقی است؟