کتاب اتاق شماره 6

Ward Number-06

مشخصات کتاب اتاق شماره 6
مترجم :
شابک : 978-9640014707
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 200
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1892
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 16 آذر

آنتون چخوف از بزرگترین نویسندگان ادبیات روسیه

فیلم هایی بر اساس یکی از داستان های این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

معرفی کتاب اتاق شماره 6 اثر آنتون چخوف

کتاب اتاق شماره 6، اثری نوشته ی آنتون چخوف است که اولین بار در سال 1892 انتشار یافت. مردی آرمان گرا به نام دکتر رابین، مسئول یک آسایشگاه روانی در حومه ی شهر است و بر گروهی از بیماران نظارت می کند؛ بیمارانی که انگار بازتابی از تمام انسان ها و به خصوص جامعه ی روسیه هستند. دکتر رابین که به دنبال یافتن پاسخ برای سوال هایی ژرف است، هم با کارکنان آسایشگاه و هم با بیماران وارد گفت و گو می شود و تلاش می کند تا به درکی بهتر از زندگی خود و تغییرات آن برسد. اما به تدریج مرز میان پزشک و بیمار محو و محوتر می شود. کتاب اتاق شماره 6 با بیان دغدغه های چخوف در رابطه با نگاه جامعه به بیماران روانی، داستانی تکان دهنده درباره ی معنای هستی بشر را به مخاطبین ارائه می کند.

کتاب اتاق شماره 6

آنتون چخوف
آنتون پاولوویچ چخوف، زاده ی 29 ژانویه ی 1860 و درگذشته ی 15 ژوئن 1904، داستان نویس و نمایشنامه نویس روس بود. او در زمان حیاتش بیش از 700 اثر ادبی خلق کرد.چخوف را مهم ترین داستان کوتاه نویس برمی شمارند. او در زمینه ی نمایشنامه نویسی نیز آثار برجسته ای از خود به جا گذاشته است به طوری که عده ای او را پس از شکسپیر، بزرگترین نمایشنامه نویس تاریخ قلمداد می کنند.چخوف در سال های پایانی تحصیلات متوسطه اش در تاگانروگ به تئاتر می رفت و در همین زمان، نخستین نمایشنامه ی خود را نوشت. او در همین سال ها مجله...
نکوداشت های کتاب اتاق شماره 6
The line between sanity and insanity is blurred in this classic work.
در این اثر کلاسیک، مرز میان سلامت روان و جنون محو می شود.
LibriVox

It explores complex, ambiguous and often extreme emotions.
این اثر به کاوش در عواطفی پیچیده، مبهم و اغلب شدید می پردازد.
Amazon Amazon

قسمت هایی از کتاب اتاق شماره 6 (لذت متن)
زندگی، دام رنج آوری است. وقتی مرد متفکر به سن بلوغ رسید و رشد عقلی پیدا کرد، بی اراده خود را در دامی می بیند که راه خروج ندارد. در حقیقت انسان برخلاف اراده ی خویش در نتیجه ی یک سلسله حوادث به وجود آمده است. چرا؟ معلوم نیست! او می خواهد مفهوم و هدف خلقت خود را بداند اما به او جواب نمی دهند یا در پاسخ سوالاتش، جواب های بی معنی و مهمل می شنود. هر دری را که بکوبد باز نخواهد شد. بالاخره مرگ که آن هم بر خلاف میل و اراده ی اوست، سر وقتش خواهد آمد.

همانطور که زندانیان وقتی با هم زنجیرهای خود دسته جمعی به راه بیفتند، خیال می کنند که آزادتر و راحت ترند، اگر مردم هم در زندگانی به تجزیه و تحلیل فکری بپردازند و با هم پیش بروند و اوقات خود را در راه تبادل افکار آزاد و ارزشمند مصرف کنند، دیگر متوجه دام زندگی نخواهند شد. با این مفهوم عقل و خرد، لذت بی نظیری خواهد داشت.

اما هیچ می دانید که ده ها بلکه صدها دیوانه آزادنه گردش می کنند؟ فقط به سبب این که شما در اثر جهل و نادانی قدرت تشخیص ندارید، نمی توانید آن ها را از مردم سالم تمییز دهید. بنابراین چرا میان این همه دیوانگان، فقط من و این بدبخت ها مجبوریم در این زندان باشیم؟ شما و معاون شما و بازرس شما و همه ی این اراذل و اوباش که در بیمارستان شما کار می کنند از نظر فضایل اخلاقی به میزانی غیرقابل قیاس از ما پست ترید، پس چرا ما اینجا زندانی باشیم و شما آزاد بگردید؟ این چه منطقی است؟