اثری جذاب.
کتابی در مجموع زیبا.
من یک آدم مضحک هستم. البته الان به من می گن دیوانه. اگه به اندازه ی قبل در نظر اون ها مضحک نبودم، می شد گفت که به من ترفیع دادن. ولی الان دیگه از این امر نمی رنجم، همشون برای من عزیزن، حتی وقتی به من می خندن - و در واقع وقتی به من می خندن، بیشتر برای من عزیز می شن. منم می تونستم باهاشون بخندم - نه دقیقا به خودم، بلکه به خاطر علاقه ای که به اون ها دارم، البته اگه وقتی بهشون نگاه می کنم، اینقدر غمگین نشم. غمگین برای این که اون ها حقیقت رو نمی دونن و من می دونم. آه، چقدر سخته که تنها کسی باشی که حقیقت رو می دونه!
سال به سال، آگاهی من نسبت به مضحک بودنم در رابطه با آدم ها، رشد کرده و قویتر می شد. همه همیشه به من می خندیدن. ولی هیچ کدوم از اون ها نمی دونست یا حدس نمی زد که اگه یه نفر تو دنیا وجود داشته باشه که بهتر از بقیه بدونه من مضحکم، اون یه نفر خودم هستم.
چیزهایی هست که نباید گفت، مگر برای دوستان؛ چیزهایی هست که نباید گفت؛ حتی برای دوستان؛ و بالاخره، چیزهایی هست که نباید گفت، حتی برای خویش!
رمان «یادداشت های زیرزمینی» با جملاتی مشهور از شخصیت اصلی در مورد خودش آغاز می شود: «من آدم مریضی هستم... من آدم کینهتوزی هستم. من آدم نفرتانگیزی هستم.»
«داستایفسکی» چه حقایقی را در مورد انسان ها آشکار کرد و چگونه به مسیر ادبیات، شکل و جهت داد؟
این مقایسه، با توجه به تعداد ترجمهها، سبب آشنایی بیشتر و بهتر با این شاهکار تاریخ ادبیات شده و در انتخاب ترجمهای که بیشتر میپسندید، کمکحالتان است.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
در این مقاله قصد داریم به حقایقی مهم، جالب توجه و کوتاه درباره ی زندگی فئودور داستایفسکی بپردازیم.
نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.
در این مطلب، نکاتی ارزشمند را درباره ی چگونگی نوشتن داستان های کوتاه خوب با هم می خوانیم
مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد
«روانشناسی» برای بسیاری از نویسندگان، موهبتی بزرگ است و بینشی ارزشمند را درباره ی چگونگی کارکرد ذهن انسان به آن ها می بخشد.
ضرباهنگ سریع، طرح داستانیِ یک وجهی، و وجود ایجاز از ویژگی های «داستان های کوتاه» هستند
«شبهای روشن» نیز مانند همهی شاهکارهای داستایفسکی، از منظری انسانی و روانشناسانه پرداخت شده است.
داستان های او، یکی از اصلی ترین پایه های ادبیات روسیه را تشکیل می دهند.
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
درود برای شروع آثار داستایفسکی چه ترتیبی بهتره؟ و اینکه در کل کسی میدونه چند کتابه؟
هفت تا داستان کوتاه از داستایفسکی که همه در نوع خودشون عمیق و جذابن اما شش تای اول یک طرف و رویای آدم مضحک یک طرف، کاملا احساس میکنید که تو این داستان داستایفسکی به اوج پختگی خودش رسیده و تو یه داستان به این کوتاهی کل جامعه اون موقع و چه بسا این موقع رو توصیف و نقد میکنه.واقعا تا ساعتها بعد تموم کردنش به فکر فرو میرید. در یک کلام شاهکار
داستان اول (آقای پروخارچین) زیادی از حد قابل لمس نبود به خصوص برای ما ایرانیان زیرا که با فرهنگ ما سازگار نبود. داستان دوم (پولزونکوف) اوج طعنه سیاسی در این کتاب بود. داستانکی پر از طعنه اما لحنی طنز. به یاد شعر مست و هشیار بانو اعتصامی افتادهام. داستان سوم (دزد شرافتمند) اوج افول و دلسوزی دو شخصیت که کمی به داستان اول شباهت داشت اما بسی گیرا و زیباتر و البته غمناکتر داستان چهارم (درخت کریسمس و ازدواج) نقدی اجتماعی در ایجاد روابط رسمی در روسیه است که مردم با منافع خود تصمیمهایی به ضرر دیکران میگیرند البته داستایفسکی اخر داستان را با اخلاقیات به اتمام میرساند داستان پنجم (ماری دهقان) زندگی خود نویسنده در سیبری را روایت میکند اما با هنر ترکیبش میکند که انگاری رمانی گفتی یادآور خاطرات است داستان ششم (کروکودیل) داستانی طنز است که اگر کودکی هم بخواند لذتی غایی میبرد اما طعنه سنگین و بسی سیاسی به حکومت تزار میزند و به گونهای بدون انکه متوجه شوید به واضحی تمام عرفان روسی را درون دلتان جای میدهد. خیلاقیت سنگینی میخواد. به خنده که نیست بزرگترین نویسنده روس است داستان هفتم (رویای آدم مضحک) بینظیرترین داستان کتاب که از اوج بدبختی تا رسیدن به خدای شخصیت و عرفان را طوری در جانت میکارد که انگاری مولانا خوانی کرده است این بشر. واقعا لذتی غایی داشت. استاد رضائی هم بینظیر ترجمه کرده این آثار را. بهبه به این ترتیب که از بدبختی تمام شخصیتها به عرفان نامتناهی میرسند.
چاپ نشر امیرکبیر شامل چه داستانهایی میشه؟!
این کتاب شامل ۷ داستان کوتاه از فیودور داستایوفسکی هست که با حس و حال طنز (آقای پروخارچین و کروکودیل) نوشته شده. داستانها بسیار با قلم روان و شیوا بیان شدن. دو داستانی که من خوشم اومد: کروکودیل و رویای آدم مضحک ( که اسم کتاب هم هست) و اما کتاب فیزیکی: جیبی هست٫ جلد خوبی داره٫ کاغذش کاهی هست و سبک و خوش دست هست.
لیست داستانهای داخل این کتاب: 1. آقای پروخارچین. 2. پولزونکوف. 3. دزد شرافتمند. 4. درخت کریسمس و ازدواج. 5. ماریِ دهقان. 6. کروکودیل. 7. رویای آدم مضحک. + سخن مترجم و تقویم زندگی داستایفکسی. دقت کنید که برخی از این داستانها در کتابهای دیگه ای با متجرمهای دیگه هم چاپ شده.
داستان اول رو تا نصفه خوندم. کابوس بود! اصلا خوشم نمیومد. نصف کتاب اسامی مسخرهی روسی بود.
برا شروع داستایفسکی کتاب مناسبی نیس، نمیشه داستایفسکی با این داستانهای کوتاه سنجید برا شروع شبهای روشن و نازنین کتابهای مناسب تریه
اشاهکار نیکلای گوگل
اگه ناراحت نمیشی، داستایفسکی هم یه کارهایی کرده درین اثر😐
مثل باقی آثار داستایفسکی که فرصت کردم بخونم عمیق بود برام ، همون درد خاص رو هم مثل باقی آثارش داشت ولی چیزی که برام جالب بود رد پای گوگول در داستانهای کوتاه نویسنده بود ، انگار شروع ایده از داستانی از گوگول بوده و بعد توسط داستایفسکی شاخ و برگ گرفته و به اوج خودش رسیده.
مجموعه ۸ داستان کوتاه از داستایفسکی که علاوه بر جذاب بودن ، بر ناخودآگاه آدم هم تاثیر میذاره. داستانهای سوسمار و رویای آدم مضحک واقعا جای تامل داره. حتما بخونید.
خودت برا کتاب خودت کامنت میزاری؟
کتاب خیلی خوبیه خصوصا برای درک و مشاهده سیر تغییر قلم نویسنده. داستان آخر هم که بینظیره
شکی درش نیست که این دوستمون هدفش صرفا تبلیغات بود و بس. حتی شک دارم یک کتاب از صدها کتابی که براشون کامنت گذاشته رو خونده باشه
منم کامنتهای این کاربر رو زیر همه کتابها میبینم و خیلی برام جای تعجب داره کسی که داستایفسکی و اون همه اثار فاخر میخونه چرا باید بیاد زیر چرتترین و بی محتواترین کتابهای زرد روانشناسی کامنت و بازخورد مثبت بزاره
رضا رضایی مترجم خیلی خوبیه. بهترین داستانهای کوتاه داستایفسکی را ترجمه کرده.
7 داستان کوتاه و دلنشین از داستایفسکی بزرگ