کتاب مادر The Mother


  • قیمت : ۱۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر مادر
ایران کتاب ایران کتاب

کتاب مادر، که یکی از بهترین رمان های پرل باک به حساب آمده و از نظر ارزشمندی با آثار چارلز دیکنز مقایسه شده است، داستان زندگی یک زن رعیت بی نام و نشان در چین قبل از انقلاب را روایت می کند. همسر مضطرب و بی قرار این زن، بدون هیچ اخطار و اطلاع قبلی، او را ترک می گوید. زن که از تجربه ی این اتفاق، احساس حقارت می کند، مجبور است تا به تنهایی روی زمین کار کند، سه فرزندش را خودش بزرگ و تربیت کرده و از مادرشوهر سالخورده اش مراقبت و پرستاری کند. او برای حفظ آبرو در نظر همسایگان، تظاهر می کند که همسرش به مسافرت رفته و نامه هایی را از طرف او برای خودش می فرستد. فرزندان زن که با فقر، ناامیدی و گستره ای رو به رشد از دروغ به منظور حفظ آبرو احاطه شده بودند، تنها با حمایت ها و اراده ی شکست ناپذیر مادرشان از آب و گل درآمده و وارد اجتماع می شوند. این رمان، داستانی فراموش نشدنی است درباره ی توانایی های یک زن و نقش خطیر مادرها در زندگی فرزندان. کتاب مادر، موفقیتی بزرگ برای یکی از چیره دست ترین نویسندگان قرن بیستم به حساب می آید.

خرید و معرفی کتاب خواندنی مادر



انتشارات: امیرکبیرامیرکبیر
نویسنده: پرل باک پرل باک
مشخصات مادر
قطع :رقعی
تعداد صفحه :256
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1933
شابک :978-964-00-1859-0
وزن :280
سری چاپ :11

ویژگی ها

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1938

نکوداشت
Buck has never done a better work than this.
این کتاب، بهترین اثر پرل باک است.
Times Literary Supplement Times Literary Supplement

Buck has revealed the permanent values of life.
باک، ارزش های جاودان زندگی را آشکار کرده است.
LA Times LA Times

With a simple and very strong prose.
با نثری ساده و بسیار قدرتمند.
Scholieren

لذت متن
هرچه قدر که در روز بی حوصله، بداخلاق و سرشار از خشم های ناگهانی می نمود، شب ها تماما مهر و مهربانی بود.

آیا در زیر این آسمان کبود، برای یک مادر، روزها همه به هم شبیه نیستند؟ هر روز صبح، قبل از سپیده دم از خواب برمی خاست و حال آنکه دیگران همچنان در خواب بودند. در را به روی مرغ ها و خوک باز می کرد، گاومیش را به حیاط جلو خانه می آورد و کثافاتی را که شب هنگام ریخته بود، می روبید و در گوشه ای در بیرون منزل جمع می کرد. سپس آتش روشن می کرد و آب را می جوشاند تا شوهر و مادرشوهرش پس از بیدار شدن بنوشند و قدری از آن را نیز در یک ظرف چوبی کنار می گذاشت تا قبل از آنکه چشم های دخترش را با آن بشوید، کمی سرد شود.

در پشت اجاق گلی آشپزخانه ی یک کلبه ی محقر روستایی، مادر روی چهارپایه ای از چوب خیزران نشسته بود و از سوراخ اجاق که در آن آتشی زیر دیگ فلزی می سوخت، علف خشک برای تند کردن آتش می ریخت. شعله های آتش بالا می گرفت و مادر گاه با یک شاخه ی چوب نازک و گاه با مشتی برگ، آتش را به هم می زد و باز علف های خشکی که پاییز گذشته، خود از دامنه ی کوه چیده بود، در آن می ریخت.