شاهزاده و گدا

The Prince and The Pauper

مشخصات کتاب شاهزاده و گدا
مترجم :
نوع جلد :جلد سخت
قطع :رقعی
شابک :978-600-5955-18-7
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1920
تعداد صفحه :112
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

مارک تواین از نویسندگان برجسته ادبیات آمریکا در قرن نوزدهم

فیلم هایی در سال های مختلف بر اساس این کتاب ساخته شده است.

معرفی کتاب شاهزاده و گدا اثر مارک تواین | ایران کتاب

کتاب شاهزاد و گدا، رمانی نوشته ی مارک تواین است که اولین بار در سال 1920 منتشر شد. این اثر تاریخی، هجوآمیز و تحسین شده، به زندگی دو پسر می پردازد که درست در یک روز، در لندن به دنیا می آیند: ادوارد، شاهزاده ی ولز و تام کنتی، که یک گدای خیابانی است. این دو پسر در مواجهه ای اتفاقی، درمی یابند که کاملا همسان هستند و از روی بازیگوشی، تصمیم می گیرند تا لباس ها و نقش هایشان را با هم عوض کنند؛ وضعیتی که به شکلی کوتاه اما بسیار قابل توجه، زندگی آن ها را تغییر خواهد داد. شاهزاده که لباس های پاره به تن کرده، در محله های شلوغ و پر سر و صدای شهر و در میان طبقات اجتماعی پایین سرگردان می شود و سختی های متعددی را تحمل می کند. در همین حال، تام فقیر که حالا با اشراف زندگی می کند، دائما با ترس از آشکار شدن هویت واقعی اش رو به روست.

کتاب شاهزاده و گدا

نکوداشت های کتاب شاهزاده و گدا
With wonderful plotting.
با طرح داستانی شگفت انگیز.
E. L. Doctorow

Funny, adventurous, and exciting.
بامزه، پرماجرا و هیجان انگیز.
Penguin Random House Penguin Random House

A timeless tale of switched identities.
داستانی جاودان درباره ی هویت های معاوضه شده.
Barnes & Noble

قسمت هایی از کتاب شاهزاده و گدا (لذت متن)
به هر حال زندگی تام نسبتا خوب و مطلوب می گذشت، مخصوصا در فصل تابستان که از هر فصلی بهتر بود. تام تنها به همان اندازه گدایی می کرد که بتواند خود را از خطر گرسنگی نجات بخشد، زیرا قوانین سخت و شدیدی علیه گدایی وجود داشت و متخلفین به مجازات سنگینی می رسیدند. به همین جهت وی قسمت اعظم وقت خود را صرف شنیدن قصه های شیرین و افسانه های کهن و مطبوع بابا اندریو می کرد.

تام اغلب کتاب های کهنه ی کشیش پیر را می خواند و شرح و تفسیر آن ها را از او می خواست و درباره ی مطالب آن به بحث می پرداخت. خیالات شیرین و مطالعات او کم کم تغییر و تحولی در او به وجود آورد. قهرمانان تخیل و تصور او چندان زیاد و محتشم بودند که از سر و وضع کثیف و از جامه های مندرس خود چنان بیزار شد که آرزو کرد که مانند ایشان پاک و پاکیزه و خوش لباس باشد.

روز بعد، سفرا و همراهان شرفیاب شدند. تام در همان حال که بر تخت سلطنت تکیه داده بود، همه را به حضور پذیرفت. نخست عظمت و شکوه مراسم، تام را شگفت زده و خوشحال کرد. ولی این حالت مدت زیادی دوام نداشت، زیرا مراسمی خسته کننده و طولانی بود و سخنان رد و بدل شده نیز هیجانی نداشت. هر کس سخنرانی می کرد، نخست مطالبی جالب می گفت، ولی پس از خواندن چند عبارت، حرف هایش کسالت بار می شد. تام می کوشید آنچه را لرد هارتفورد به او آموخته بود، درست بازگو کند، ولی چون در این کار تجربه ی زیادی نداشت و از رمز و راز کار بی اطلاع بود، علیرغم ظاهر شاهانه، نمی توانست به خوبی از عهده برآید؛ بنابراین هنگامی که تشریفات به پایان رسید، نفس راحتی کشید و خوشحال شد.