حکایت های مریخی

The Martian Chronicles

  • قیمت : ۱۷,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: سبزانسبزان
نویسنده:

معرفی کتاب حکایت های مریخی اثر ری بردبری

حکایت های مریخی، داستان عجیب و شگفت انگیز تجارب بشر در مریخ است که تصاویری به یاد ماندنی و تصوراتی شگفت آور در ذهن مخاطب ایجاد می کند. داستان کتاب به تلاش های مکرر بشر برای ساکن شدن در سیاره ی سرخ می پردازد. اولین انسان های مهاجر، کم تعداد بودند چرا که تعداد بسیاری از آن ها، زمانی که کوچک شدن تدریجی زمین در فضا را دیدند، تسلیم بیماری ای با نام «تنهایی بزرگ» شدند. آن هایی که از این بیماری جان سالم به در بردند، با شرایط مساعدی در مریخ مواجه نشدند و مریخی هایی که قادر به عوض کردن شکل و اندازه شان بودند، بی درنگ آن ها را زندانی کردند. اما موشک های بیشتری از زمین فرا می رسیدند و این موضوع، شرایط در مریخ را بیش از پیش بغرنج می کرد. انسان ها، تعصبات، خواسته ها، آرزوها و رویاهای مشکل آفرین و همیشگی شان را نیز همراه خود به مریخ آوردند. اما موجودات بومی و عجیب مریخ، به همراه گل های در قفس و پرندگان آتشین شان، خیلی زود جای این رویاها را گرفتند.

کتاب حکایت های مریخی


ویژگی ها کتاب حکایت های مریخی

جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند

مشخصات کتاب حکایت های مریخی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-117-075-4
تعداد صفحه :328
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :1950
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

چرا هنوز هم داستان می خوانیم

در این مطلب سعی شده است که با نگاهی گذرا و البته امروزی، تأثیرات و چرایی اهمیت قصه ها و آثار داستانی را با هم بررسی کنیم.

نکوداشت های کتاب حکایت های مریخی
Bradbury's stories are windows looking upon enduring reality.
داستان های بردبری، پنجره هایی رو به واقعیت جاودان هستند.
Gale Research

A milestone of American literature.
نقطه ی عطفی در ادبیات آمریکا.
Barnes & Noble

A flight of fancy in time and space.
پروازی باشکوه در مکان و زمان.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

بخش هایی از کتاب حکایت های مریخی (لذت متن)
مایکل گفت: «خیلی دلم می خواست یک مریخی ببینم. آن ها کجا هستند بابا؟ تو قول دادی.» بابا همین طور که مایکل را روی شانه هایش جا به جا می کرد و به پایین اشاره می کرد گفت: «ایناها.» مریخی ها آن جا بودند. تیموتی به لرزه افتاد. مریخی ها آن جا بودند . . . در آبراه . . . بازتابیده در آب. تیموتی و مایکل و رابرت و مامان و بابا. مریخی ها زمانی دراز دراز در سکوت از درون آب مواج به ایشان خیره ماندند.

تابستان موشکی... مردم از لبه ایوان های آب چکان شان سر می کشیدند تا آسمان سرخ گون را تماشا کنند. موشک با ابرهای صورتی آتش و گرمای موتورش روی باند فرو نشست. موشک در صبح سرد زمستانی ایستاد و با هر دم اگزوزهای قدرتمندش آن را تابستانی گرم نمود. موشک آب و هوا را تغییر داد و تابستان برای لحظه ای رخت خود را بر زمین پهن کرد...

آقا و خانم کی بیست سال بود که کنار دریای مرده زندگی می کردند و پیشینیان آن ها هم در همان خانه زندگی کرده بودند؛ خانه ای که ده قرن تمام مدام رو می گرداند و خورشید را مثل گل آفتابگردان دنبال می کرد. آقا و خانم کی پیر نبودند. پوستی صاف و مایل به قهوه ای مریخی های اصیل را داشتند، با چشمان زرد سکه مانند و صدایی لطیف و موسیقی مانند. زمانی کشیدن نقاشی با آتش شیمیایی، شنا در کانال ها وقتی درختان آن ها را پر از لیکور می کردند و صحبت در سپیده دم ها به وسیله پرتره های آبی فسفری داخل اتاق گفتوگو را دوست می داشتند. آن ها حالا دیگر شاد نیستند.