جنایت، اخلاق، و احساس عذاب وجدان از اصلیترین دغدغه های «داستایفسکی» به شمار می آید.
رمان «یادداشت های زیرزمینی» با جملاتی مشهور از شخصیت اصلی در مورد خودش آغاز می شود: «من آدم مریضی هستم... من آدم کینهتوزی هستم. من آدم نفرتانگیزی هستم.»
«داستایفسکی» چه حقایقی را در مورد انسان ها آشکار کرد و چگونه به مسیر ادبیات، شکل و جهت داد؟
این مقایسه، با توجه به تعداد ترجمهها، سبب آشنایی بیشتر و بهتر با این شاهکار تاریخ ادبیات شده و در انتخاب ترجمهای که بیشتر میپسندید، کمکحالتان است.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
در این مقاله قصد داریم به حقایقی مهم، جالب توجه و کوتاه درباره ی زندگی فئودور داستایفسکی بپردازیم.
نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.
«شبهای روشن» نیز مانند همهی شاهکارهای داستایفسکی، از منظری انسانی و روانشناسانه پرداخت شده است.
داستان های او، یکی از اصلی ترین پایه های ادبیات روسیه را تشکیل می دهند.
داستان قهرمان کوچک کلا ٣٠ صفحه هست ولی این کتاب شامل دو داستان کوتاه دیگه به اسم «جلاد» از بلانسکو ایبانز و «مار» از جان اشتاین بک میشه؛ من میخواستم تمام آثار و مقالات و هر اثر و نوشتهای از داستایفسکی هست داخل کتابخانه داشته باشم. این داستان هیچ قصه اعجابآور و خاصی نداره یه داستان سادست با قلم جناب داستایفسکی درباره چند روز از زندگی یک پسر ١١ ساله