کتاب موش ها و آدم ها

Of Mice and Men

مشخصات کتاب موش ها و آدم ها
مترجم :
شابک : 978-600-7987-01-8
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 160
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1937
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 30 مهر

Of Mice and Men

مشخصات کتاب موش ها و آدم ها
مترجم :
شابک : 9789642091522
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 160
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1937
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 13
زودترین زمان ارسال : 30 مهر

Of Mice and Men

مشخصات کتاب موشها و آدمها
مترجم :

شابک : 9782000336662
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 216
سال انتشار شمسی : 1393
سال انتشار میلادی : 1937
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 30 مهر

Of Mice and Men

مشخصات کتاب موش ها و آدم ها
مترجم :
شابک : 978-9643748258
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 126
سال انتشار شمسی : 1397
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 29 مهر

Of Mice and Men

مشخصات کتاب موش ها و آدم ها
مترجم :
شابک : 978-600121716-6
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 130
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1937
نوع جلد : شومیز
زودترین زمان ارسال : 29 مهر

Of Mice and Men

مشخصات کتاب موش ها و آدم ها
مترجم : پریسا محمدی
شابک : 9782000325666
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 102
سال انتشار شمسی : 90
سال انتشار میلادی : 1937
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 30 مهر

معرفی کتاب موش ها و آدم ها اثر جان اشتاین بک

کتاب موش ها و آدم ها، رمانی نوشته ی جان اشتاین بک است که اولین بار در سال 1937 به چاپ رسید. این رمان شناخته شده از اشتاین بک به داستان هیجان انگیز دو انسان بیگانه می پردازد که در تلاشند تا جایگاه خود را در دنیایی بی رحم بشناسند. جورج و دوستش لنی، دوره گردانی به دنبال کار هستند به جز یکدیگر و آرزویی بزرگ، هیچ چیز در این دنیا ندارند؛ آرزوی این که یک روز، زمینی متعلق به خودشان را داشته باشند. آن ها درنهایت در مرزعه ای در دشت سالیناس مشغول به کار می شوند اما رویاهایشان به باد می رود چرا که لنی، قربانی قدرت خود می شود. رمان موش ها و آدم ها با پرداخت به موضوعاتی جهانی مانند دوستی و نشان دادن چگونگی زندگی افراد تنها و طردشده در آمریکا، در طول سال های متمادی نام خود را به عنوان یکی از برترین و پرطرفدارترین آثار اشتاین بک مطرح کرده است.

کتاب موش ها و آدم ها


ویژگی های کتاب موش ها و آدم ها

جان اشتاین بک برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1962

جان اشتاین بک
جان ارنست استاینبک جونیور، زاده ی ۲۷ فوریه ۱۹۰۲ - درگذشته ی ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸) که در منابع فارسی بیشتر با نام جان اشتاین بک شناخته می شود، یکی از شناخته شده ترین و پرخواننده ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکاست. پدر جان، خزانه دار و مادرش آموزگار بود. پس از تحصیل علوم در دانشگاه استانفورد، در سال ۱۹۲۵ بی آنکه دانشنامه ای دریافت کرده باشد، دانشگاه را رها کرد و به نیویورک رفت. در این شهر خبرنگاری کرد و پس از دو سال به کالیفرنیا برگشت. مدتی به عنوان کارگر ساده، متصدی داروخانه، میوه چین و... به کار پرد...
نکوداشت های کتاب موش ها و آدم ها
A book you will not set down until it is finished.
کتابی که تا پایان، آن را زمین نخواهید گذاشت.
New York Times New York Times

The reader is fascinated by a certainty of approaching doom.
مخاطب به وسیله ی قطعیت جهنمی نزدیک شونده، حیرت زده خواهد شد.
Chicago Tribune Chicago Tribune

A short tale of much power and beauty.
داستانی موجز که سرشار از قدرت و زیبایی است.
Times Literary Supplement Times Literary Supplement

قسمت هایی از کتاب موش ها و آدم ها (لذت متن)
آدمایی که مث ما تو مزرعه کار می کنند، تنها ترین آدمای دنیان. قوم و خویش ندارن. مال هیچ دیاری نیستن. می رن تو مزرعه، یه پولی می سازن، بعد هم می رن تو شهر به بادش می دن. بعدش هم هنوز هیچی نشده دمشونو می زارن رو کولشون و می رن یه مزرعه ی دیگه. هیچ وقت هم هیچ امیدی ندارن.

«گفتم خیال کن ژرژ امشب رفت شهر و تو دیگه خبری ازش نشنیدی.» کروکس لحنی ظفرآلود به خود گرفته بود. تکرار کرد: «همین.خیالشو بکن.» لنی فریاد زد: «چطور نیاد؟ ژرژ همچین کاری نمی کنه. من خیلی وقته با ژرژم. همین امشب برمی گرده.» اما این شک و تردید بیش از طاقت او بود: «خیالت می رسه که نمیاد؟» چهره ی کروکس از شکنجه دادن لنی، شادمان شده بود. به آرامی گفت: «کسی چه می دونه دیگران چیکار می کنن. فرض کن اون می خواد بیاد اما نمی تونه. خیال کن که کشته می شه یا زخم می خوره. نمی تونه بیاد.» لنی می کوشید بفهمد. تکرار کرد: «ژرژ همچی کاری نمی کنه. زخمی نمی شه. هیچوقت زخمی نمی شه، چون که مواظبه.»

برکه سبز عمیق رود سالیناس هنوز اواخر بعدازظهر را می گذراند. اکنون دیگر خورشید دره را ترک گفته بود تا ستیغ تند کوهستان گابیلان را در پیش گیرد و بالا رود. نوک تپه ها از آفتاب در حال غروب به سرخی می گرایید، اما در کنار برکه میان چنارهای پلیسه دار، سایبانی دل نشین پدید آمده بود.