آس و پاس در پاریس و لندن

Down and Out in Paris and London

  • قیمت : ۱۹,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۱۵,۲۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: ماهیماهی
نویسنده:

معرفی کتاب آس و پاس در پاریس و لندن اثر جورج اورول

کتاب آس و پاس در پاریس و لندن، اثری نوشته ی جورج اورول است که اولین بار در سال 1933 وارد بازار نشر شد. این شرح حال عجیب و جذاب که مانند یک رمان به رشته ی تحریر درآمده، بدون هیچ ترس و تعارفی و اغلب با شوخ طبعی، ماجراجویی های یک نویسنده ی انگلیسی تهی دست را در دو شهر روایت می کند. اورول در بخش مربوط به پاریس، به شکلی درخشان از آشپزخانه های رستوران های شیک فرانسه می گوید؛ آشپزخانه هایی که راوی در آن ها، ظرف می شورد یا زمین را طی می کشد. او در لندن و در حالی که به دنبال کار می گردد، با دنیای دوره گردها، بی خانمان ها و کمپ های اقامتی مجانی آشنا می شود. در داستان به یاد ماندنی این دو شهر می توانیم برخی از حقایق تلخ و «اورولی» (Orwellian) درباره ی فقر و جامعه را از نظر بگذرانیم.

کتاب آس و پاس در پاریس و لندن


ویژگی ها کتاب آس و پاس در پاریس و لندن

طرفداران ارول این کتاب را بیشتر از همه ی کارهایش دوست دارند

مشخصات کتاب آس و پاس در پاریس و لندن
قطع :رقعی
نوع جلد :جلد نرم
شابک :978-964-209-194-2
تعداد صفحه :240
سال انتشار میلادی :1933
سال انتشار شمسی :1397
سری چاپ :5
بیشتر بخوانید

«1984»، شاهکاری که اورول را به کشتن داد

کتاب «1984» که بدون تردید یکی از برترین آثار تعریف کننده ی قرن بیستم به حساب می آید، داستانی با جذابیت های دائمی است و همیشه ارتباط خود را با شرایط متغیر دنیای پیرامون حفظ کرده است.

نکوداشت های کتاب آس و پاس در پاریس و لندن
Entertaining.
سرگرم کننده.
Amazon Amazon

Orwell's remarkable memoir.
شرح حال برجسته ی اورول.
Guardian Guardian

A vivid picture of the kind of life Orwell led 'in the lower depths'.
تصویری واضح از زندگی ای که اورول در «پایین ترین سطوح جامعه» از سر گذراند.
Penguin

بخش هایی از کتاب آس و پاس در پاریس و لندن (لذت متن)
من فقط برای لحظه ای شادی مطلق را به چنگ آوردم... و در همان لحظه این حس تمام شد و من رها شدم. در دستان چی؟ همه ی وحشیگری ام، همه حرارتم، مثل گلبرگ های گل رز پرپر شد. سرد و بی رمق رها شدم، لبریز از حسرت های بیهوده. در آن حال منزجر کننده ای که داشتم حتی برای دختر که روی زمین افتاده بود، دلم سوخت. تهوع آور نیست که ما باید اسیر چنین احساسات حقیری شویم؟ دیگر حتی به دختر نگاه هم نکردم. فقط می خواستم از آنجا فرار کنم... هوا تاریک بود و به شدت سرد، خیابان ها خالی بودند، سنگفرش های خیابان با طنینی پوچ و غم انگیز زیر کفشم صدا می کردند.

در واقع وقتی شما فقیر می شوید، به کشفی می رسید که مهم تر از بعضی اکتشافات دیگر شماست. شما ملال و دردسرهای حقیر و آغاز گرسنگی را کشف می کنید، اما خاصیت رهایی بخش فقر هم بر شما آشکار می شود: این واقعیت که فقر، آینده را از بین می برد. این حرف کم و بیش واقعیت دارد که هر چقدر پولتان کمتر باشد، نگرانی تان هم کمتر است. وقتی از دار دنیا سیصد فرانک دارید، بزدلانه ترین ترس ها احاطه تان می کند. وقتی فقط سه فرانک دارید، همه چیز برایتان علی السویه است، چون این سه فرانک شما را تا فردا زنده نگه می دارد و اساسا نمی توانید به بعد از فردا فکر کنید.

حس دیگری هم به همراه فقر به آدم دست می دهد که بسیار مایه ی دلگرمی است. فکر می کنم هر کسی که بی پول شده این حس را تجربه کرده است. این که ببینی بالاخره پاک مفلس و آس و پاس شده ای، یک جور حس آرامش و حتی لذت به آدم می دهد. بارها و بارها از بدبختی حرف زده اید، حالا بفرمایید این هم بدبختی، شما می توانید از پسش بربیایید. این واقعیت کلی از اضطراب آدم کم می کند.