کتاب خشکسالی

The Dry

  • 15 % تخفیف
    قیمت : 30,000 | 25,500 تومان
  • موجود
  • انتشارات: میلکان میلکان
    نویسنده:

مشخصات کتاب خشکسالی
مترجم :
شابک : 978-600-8812-90-6
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 312
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2016
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 22 مهر

از پرفروش های نیویورک تایمز

برنده ی جایزه ی بوک بروز سال 2017

بهترین رمان جنایی سال 2017 به انتخاب آمازون

برنده ی جایزه ی ملی کتاب انگلستان 2018

معرفی کتاب خشکسالی اثر جین هارپر

کتاب خشکسالی، رمانی نوشته ی جین هارپر است که نخستین بار در سال 2016 به چاپ رسید. بدترین خشکسالی قرن به وقوع پیوسته و زمانی که سه نفر از اعضای یک خانواده به شکل بی رحمانه ای به قتل می رسند، کشاورزان و مزرعه داران منطقه ی «کیوارا» مجبور می شوند هر روز برای بقای خود بجنگند. آرون فالک، پازپرس پلیس فدرال، به شهر زادگاه خود بازمی گردد تا در مراسم تدفین دوست دوران کودکی اش شرکت کند اما دیدن آدم هایی که بیست سال پیش به او پشت کردند، اصلاً تجربه ی دلپذیری برای او نخواهد بود. با افزایش تنش ها و نگرانی ها، فالک مجبور می شود بیشتر و بیشتر وارد ماجرای قتل خانواده ی هادلر شود. اما فالک و یکی از کشته شدگان این حادثه، رازی با هم داشتند؛ رازی که اکنون ممکن است برملا شود و خراشی جدید باشد بر زخمی قدیمی.

کتاب خشکسالی

جین هارپر
جین هارپر، زاده ی سال 1980، نویسنده ای استرالیایی است که در انگلستان به دنیا آمده است.هارپر در منچستر به دنیا آمد و در هشت سالگی به همراه خانواده به استرالیا رفت. او در نوجوانی به انگلیس بازگشت و در دانگشاه کنت به تحصیل در رشته ی زبان انگلیسی پرداخت. هارپر در سال 2008 به استرالیا بازگشت.او در سال 2011 به عنوان روزنامه نگار در نهاد خبری Herald Sun مشغول به کار شد. هارپر پس از سال ها فعالیت در حرفه ی روزنامه نگاری، در کلاس های آنلاین نویسندگی شرکت کرد و اولین رمان خود، «خشکسالی» را نوشت.
نکوداشت های کتاب خشکسالی
An atmospheric, page-turning mystery.
یک داستان معمایی پیشگامانه با فضایی تأثیرگذار.
Goodreads

A secret on every page.
اثری که در هر صفحه، رازی دارد.
The New York Times Book Review

A suspenseful tale of sound and fury.
داستانی پرتعلیق و پرخشم و هیاهو.
Publishers Weekly Publishers Weekly

قسمت هایی از کتاب خشکسالی (لذت متن)
این طور نبود که مزرعه قبل از آن شاهد مرگی نبوده باشد، و پشه ها هم البته تعبیضی قائل نمی شدند. به دید آن ها فرق کمی بین لاشه و جسد وجود داشت. خشکسالی که در آن تابستان اتفاق افتاد حق انتخاب مگس ها را از بین برده بود. به دنبل چشم هایی بودند که دیگر پلک نمی زدند و بی وقفه دنبال جراحات و زخم های لزج بودند، در حالی که کشاورزان اهل کیوارا اسلحه هایشان را رو به حیوانات لاغر مردنی گرفته بودند. نباریدن باران به معنای نبود غذا بود و نبود غذا باعث تصمیم گیری های دشوار می شد و شهر کوچک، روز به روز، زیر آسمان سوزان آبی سو سو می زد.

ماه ها گذشت و، در این وضعیت که به سال بعد هم منتقل شد، کشاورزان مثل یک دعا زیر لب به خود می گفتند: «این شهر از بین می ره.» اما هواشناسان ملبورن مخالف بودند. دلسوزانه با کت و شلوار در استدیوهایی با هوای مطبوع تا ساعت شش بعد از ظهر کار می کردند و گزارش می دادند. رسما بدترین وضعیت قرن بود. الگوی آب و هوا اسم مخصوص به خودش را داشت؛ تلفظ آن هرگز به طور کامل مشخص نشد. «ال نینو». دست کم مگس های لاشه خوشحال بودند. دستاوردهای آن روزشان عادی نبود. کوچکتر بودند و دسترسی شان به گوشت آسان تر بود. البته اهمیتی نداشت. همان بودند، چشمان براق، زخم های مرطوب.