خشکسالی

The Dry

  • قیمت : ۲۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: میلکانمیلکان
مترجم: پگاه ملکیان
نویسنده:

معرفی کتاب خشکسالی اثر جین هارپر

کتاب خشکسالی، رمانی نوشته ی جین هارپر است که نخستین بار در سال 2016 به چاپ رسید. بدترین خشکسالی قرن به وقوع پیوسته و زمانی که سه نفر از اعضای یک خانواده به شکل بی رحمانه ای به قتل می رسند، کشاورزان و مزرعه داران منطقه ی «کیوارا» مجبور می شوند هر روز برای بقای خود بجنگند. آرون فالک، پازپرس پلیس فدرال، به شهر زادگاه خود بازمی گردد تا در مراسم تدفین دوست دوران کودکی اش شرکت کند اما دیدن آدم هایی که بیست سال پیش به او پشت کردند، اصلاً تجربه ی دلپذیری برای او نخواهد بود. با افزایش تنش ها و نگرانی ها، فالک مجبور می شود بیشتر و بیشتر وارد ماجرای قتل خانواده ی هادلر شود. اما فالک و یکی از کشته شدگان این حادثه، رازی با هم داشتند؛ رازی که اکنون ممکن است برملا شود و خراشی جدید باشد بر زخمی قدیمی.

کتاب خشکسالی


ویژگی ها کتاب خشکسالی

از پرفروش های نیویورک تایمز

بهترین رمان جنایی سال 2017 به انتخاب آمازون

مشخصات کتاب خشکسالی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-8812-90-6
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2016
تعداد صفحه :312
سری چاپ :2
نکوداشت های کتاب خشکسالی
An atmospheric, page-turning mystery.
یک داستان معمایی پیشگامانه با فضایی تأثیرگذار.
Goodreads

A secret on every page.
اثری که در هر صفحه، رازی دارد.
The New York Times Book Review

A suspenseful tale of sound and fury.
داستانی پرتعلیق و پرخشم و هیاهو.
Publishers Weekly Publishers Weekly

بخش هایی از کتاب خشکسالی (لذت متن)
این طور نبود که مزرعه قبل از آن شاهد مرگی نبوده باشد، و پشه ها هم البته تعبیضی قائل نمی شدند. به دید آن ها فرق کمی بین لاشه و جسد وجود داشت. خشکسالی که در آن تابستان اتفاق افتاد حق انتخاب مگس ها را از بین برده بود. به دنبل چشم هایی بودند که دیگر پلک نمی زدند و بی وقفه دنبال جراحات و زخم های لزج بودند، در حالی که کشاورزان اهل کیوارا اسلحه هایشان را رو به حیوانات لاغر مردنی گرفته بودند. نباریدن باران به معنای نبود غذا بود و نبود غذا باعث تصمیم گیری های دشوار می شد و شهر کوچک، روز به روز، زیر آسمان سوزان آبی سو سو می زد.

ماه ها گذشت و، در این وضعیت که به سال بعد هم منتقل شد، کشاورزان مثل یک دعا زیر لب به خود می گفتند: «این شهر از بین می ره.» اما هواشناسان ملبورن مخالف بودند. دلسوزانه با کت و شلوار در استدیوهایی با هوای مطبوع تا ساعت شش بعد از ظهر کار می کردند و گزارش می دادند. رسما بدترین وضعیت قرن بود. الگوی آب و هوا اسم مخصوص به خودش را داشت؛ تلفظ آن هرگز به طور کامل مشخص نشد. «ال نینو». دست کم مگس های لاشه خوشحال بودند. دستاوردهای آن روزشان عادی نبود. کوچکتر بودند و دسترسی شان به گوشت آسان تر بود. البته اهمیتی نداشت. همان بودند، چشمان براق، زخم های مرطوب.