کتاب عشق اول

First Love and Other Novellas
و دیگر نوشته ها

مشخصات کتاب عشق اول
مترجم :
شابک : 978-600405263-4
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 124
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1945
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 30 مهر

ساموئل بکت، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1969

معرفی کتاب عشق اول اثر ساموئل بکت

کتاب عشق اول، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی ساموئل بکت است که اولین بار در سال 1945 به انتشار رسید. این مجموعه ی جذاب و خواندنی، دربردارنده ی چهار داستان برجسته ای است که بکت برای نوشتن آن ها، برای اولین بار از زبان فرانسوی استفاده کرد. این داستان ها، بینشی شگفت انگیز را از مسائل و موضوعاتی ارائه می کند که ذهن و اندیشه ی ساموئل بکت را در سراسر دوران حرفه ای او به عنوان یک نویسنده، به خود مشغول ساخته بودند. همانطور که اولین داستان کوتاه کتاب عشق اول به خوبی نشان می دهد، نویسندگان معدودی توانسته اند به اندازه ی ساموئل بکت با چنین هوش، بی پردگی و مهارتی، افکار و تخیلات خود را در قالب داستان هایی تأثیرگذار و به یاد ماندنی به روی کاغذ آورد.

کتاب عشق اول

ساموئل بکت
ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی...
نکوداشت های کتاب عشق اول
Rich in verbal and situational humor.
غنی از نظر شوخ طبعی های کلامی و طنز موقعیت.
Amazon Amazon

Beckett is the most courageous, remorseless writer. He brings forth a body of beauty.
بکت، شجاع ترین و بی رحم ترین نویسنده است. او تجسمی از زیبایی را ارائه می کند.
Harold Pinter

قسمت هایی از کتاب عشق اول (لذت متن)
دست کم وقتی کنارش بودم می توانستم به چیزی غیر از او فکر کنم، به چیزهای مطمئن و قدیمی. و به این ترتیب کم کم، مثل کسی که به قعر و اعماق چیزی فرو می رود، دیگر می توانستم به هیچ چیز فکر نکنم. می دانستم تاوان دوری از او از دست دادن ین آزادی است، آزادی برای این که به هیچ چیز فکر نکنم.

سعی کردم فریاد بزنم. کمک! کمک! اما صدایی که بیرون آمد، صدای یک گفت و گوی مودبانه بود.