مرگ شهریار سنگور

The Death of King Tsongor

  • قیمت : ۱۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب مرگ شهریار سنگور اثر لوران گوده

شهریار سنگور به سالخوردگی نزدیک است و خود را در حال پیر شدن می یابد. او پس از سال ها حکومت مسالمت آمیز بر امپراطوری بی کران و پهناورش، آماده می شود تا دختر دردانه اش، سامیلیا را به خواستگار رسمی و سمجش، شاهزاده ی سرزمین های نمک بسپارد. اما در آستانه ی جشن عروسی، سر و کله ی سواری مرموز و تنها پیدا می شود و سامیلیا را از پدرش مطالبه می کند. در طی چند روز، دو کشور بزرگ، برای جنگی نامعقول و نابخردانه بر سر زنی زیبا، خود را آماده می کنند و شهریار پیر و غم زده ی داستان، متلاشی شدن زندگی و خانواده اش را به نظاره می نشیند. رمان مرگ شهریار سنگور، آکنده از رنگ و احساسات سرد و دربرگیرنده ی درون مایه های عظیمی مثل وفاداری، خانواده، شرافت و جنگ است و همانند تکه ای گمشده از یک تراژدی یونانی، در آسمان ادبیات فرانسه می درخشد.

کتاب مرگ شهریار سنگور


ویژگی های کتاب مرگ شهریار سنگور

برنده ی جایزه ی تکمیلی گنکور سال 2002

مشخصات کتاب مرگ شهریار سنگور
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-5733-79-2
تعداد صفحه :240
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2002
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب مرگ شهریار سنگور
A powerful story with immense sweep.
داستانی استوار با بینشی وسیع و گسترده.
Library Journal Library Journal

In The Death of Tsongor, as in the works of Homer, passion ignites a war without end.
در [کتاب]مرگ شهریار سنگور، همانند آثار هومر، هیجان و تعصب باعث شعله ور شدن جنگی بی پایان می-شود.
New York Times Book Review New York Times Book Review

This tour de force gives vital new life to an ancient literary form: the tragic epic.
این اثر موفقیت آمیز، جان تازه ای به یک سبک ادبی کهن می بخشد: [سبک]حماسه ی تراژیک.
Sunday Telegraph Sunday Telegraph

بخش هایی از کتاب مرگ شهریار سنگور (لذت متن)
از دو هفته ی پیش، کاخ ماسابا شده بود قلب پرتلاطم و پرجنب و جوش فعالیتی مورچه وار. شهریار سنگور در نظر داشت دخترش را به شاهزاده ی سرزمین های نمک بدهد. کاروان های بزرگی از دورترین نقاط می آمدند و با خود ادویه، دام و پارچه به پایتخت می آوردند.

به معمارها ماموریت داده شده بود میدان جلوی کاخ را عریض کنند. حوض ها و فواره هاشان تزئین شده بود. صف های بلندی از پیشه وران، سبدهای گل می آوردند. ماسابا در حالت پرجوش وخروشی به سر می برد که تا آن موقع سابقه نداشت.

من بیش از یک بار، درد فقدان را تجربه کرده ام. منگی و سرگیجه ی حاصل از آن را می شناسم. تو باید به خشونت و بی رحمی رو بیاوری و نقاب اشک و گریه را به زیر پا بیاندازی.